printlogo


گوگل چطور اطلاعات کاربران را به سازمان‌های جاسوسی داد؟
همکاری برای جاسوسی
سرمایه‌داری نظارتی، کسب‌وکار جمع‌آوری داده‌های مردم و استفاده از آن برای کسب سود است. این داده‌ها شامل ردیابی موقعیت مکانی، سابقه جست‌وجو، مخاطبان، سابقه مرورگر، داده‌های بیومتریک، زمانی که به خواب می‌روید و از خواب بیدار می‌شوید، هر چند وقت یک‌بار باتری خود را شارژ می‌کنید و بسیاری از موراد دیگر است. این اطلاعات بعد از جمع‌آوری، تجزیه و تحلیل می‌شود تا گرایش‌های رفتاری مردم را بشناسد یا به فروش می‌رسد تا به تبلیغ‌کنندگان کمک کند مشتریان را بهتر هدف تبلیغات خود قرار دهند.

آیا می‌دانید حرکات، گفتار، اعمال، تجربیات و رفتارهای شما تا چه اندازه توسط شرکت‌هایی مانند گوگل، فیسبوک، مایکروسافت و آمازون پردازش و فروخته می‌شود؟ تعداد کمی از ما اصلا به این مسأله فکر کرده‌ایم چه برسد به این که بخواهیم برای آن کاری کنیم و تأمین‌کنندگان سرمایه‌داری نظارتی مایلند آن را حفظ کنند.
اول و مهم‌تر از همه، داده‌های شخصی شما می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا تبلیغات خود را بهتر انجام دهید اما تبلیغات فقط یک بخش ماجرا نیست و این داده‌های شخصی می‌تواند به ایجاد محصولات پیش‌بینی‌کننده، مانند دستیارهای مجازی الکسای آمازون کمک کند و همین وسایل هم پس از آن دوباره به فرآیند جمع آوری داده‌ها کمک می‌کنند.
گوگل، پیشتاز سرمایه‌داری نظارتی بوده و همچنان هم پیشتاز است اما دیری نپایید که شرکت‌های دیگر ارزش این بازار جدید داده‌های شخصی را تشخیص دادند. به هر حال زمانی که گوگل شروع به استفاده از داده‌ها برای بهبود دقت تبلیغات هدفمند کرد، این شرکت به افزایش 3590درصدی درآمد ــ فقط در چهار سال ــ رسید پس چیزی نبود که شرکت‌های دیگر به‌راحتی از آن بگذرند. فیسبوک، اولین شرکتی بود که راه گوگل را دنبال کرد و در حال حاضر تنها شرکتی است که در حجم انبوه داده‌ای انباشته شده با گوگل رقابت می‌کند. طبق تحقیق سال 2015 در دانشگاه پنسیلوانیا، محققان یک میلیون وب‌سایت محبوب را بررسی کردند. آنها دریافتند 90درصد این وب‌سایت‌ها اطلاعات شخصی را به‌طور متوسط به 9 دامنه خارجی می‌فرستند که این دامنه‌ها اطلاعات ردیابی شده را برای مقاصد تجاری استفاده می‌کنند. همچنین 78درصد وب‌سایت‌هایی که به داده‌های ما دسترسی دارند و آن را درز می‌دهند، اطلاعات را به دامنه‌های متعلق به گوگل می‌فرستند در حالی که 34درصد به دامنه‌های متعلق به فیسبوک ارسال می‌کنند. مانند گوگل، فیسبوک به تبلیغ‌کنندگان، داده‌هایی را می‌فروشد که شامل نشانی‌ ایمیل، اطلاعات تماس، شماره تلفن و بازدید از وب‌سایت‌های مختلف سراسر اینترنت است. در سال 2012، فیسبوک به این سیاست ردیابی تازه، یک قرارداد جدید شرایط خدمات اضافه کرد که به‌قدری طولانی بود که افراد کمی احتمالا یک کلمه از آن را خوانده باشند. این نوع قرارداد غیرقابل خواندن یک تاکتیک معمولی سرمایه‌داری نظارتی است. آن‌قدر طولانی که هیچ‌کس حوصله پیگیری و خواندن آن را نداشته باشد.
با این حال، چنین ردیابی به گشت‌وگذار در اینترنت و وبگردی محدود نمی‌شود. مطالعات دیگر نشان داده‌اند بسیاری از برنامه‌های فروخته شده برای دستگاه‌های اندرویدی حاوی ردیاب‌هایی هستند که اطلاعات شخصی را حتی زمانی که استفاده نمی‌شوند، افشا می‌کنند. شاید جای تعجب نباشد که خود دستگاه‌های اندرویدی، مانند بیشتر دستگاه‌های هوشمند که این روزها به فروش می‌رسند، جریان ثابتی از داده‌های مکان و رفتار کاربران را رصد می‌کنند.
درست است که سرمایه‌داری نظارتی چندان مورد توجه نبوده اما این طور هم نبوده که هیچ‌کس حواسش به خطرات آن نباشد. در واقع بسیاری از افراد باهوش، نگران حد و مرز این سرمایه‌داری شده‌اند. با این حال، آنچه جالب است این‌ که وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم این نگرانی‌ها می‌توانند به‌سرعت محو شده و به پذیرش بدون قیدوشرط آن تبدیل شوند. مساله‌ای که زنگ خطر را بیشتر به صدا در می‌آورد. بیایید با بررسی مساله‌ای با نام کوکی‌ها مشکل را بیشتر بررسی کنیم. برخلاف کوکی‌های خوراکی خوشمزه، کوکی‌های رایانه‌‌ای حس خوبی به ما نخواهند داد اگر بدانیم دقیقا در حال انجام چه کاری هستند. کوکی‌ها ما را در جای‌جای اینترنت ردیابی می‌کنند، بدون آن که حواس‌مان باشد. در سال 1996، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) اقداماتی را برای محدود کردن میزان افشای اطلاعات شخصی توسط کوکی‌ها آغاز کرد. در این مورد دوست داشتند کوکی‌ها به طور پیش‌فرض از کاربر اجازه داشته باشند تا اطلاعاتشان را جمع‌آوری کنند و در واقع اگر کاربر علاقه‌ای به این کار نداشت، باید اعلام می‌کرد. اما پژوهشگران متوجه شدند وقتی نوبت ایجاد و محافظت از حریم خصوصی آنلاین می‌رسد، خودتنظیمی ایده‌آل نیست. در سال 2000 در حالی که این کمیسیون به ایجاد قانونی نزدیک شده بود که قوانین تجارت آنلاین را مشابه قوانین آفلاین کند به بهانه حوادث ۱۱سپتامبر، ناگهان توجه به حریم خصوصی از یادها رفت. پس از این حملات، دولت ایالات متحده قوانین حفظ حریم خصوصی را در فضای سایبری، تشدید نکرد. در عوض، راه دیگری پیش گرفت و قانون میهن پرستی و برنامه شناسایی تروریست‌ها را معرفی کرد که به‌طور قابل‌توجهی مقررات مربوط به نظارت را کاهش داد. سیا و آژانس امنیت ملی سرعت تلاش‌ها را برای نظارت بر فعالیت‌های اینترنتی کاربران افزایش دادند و طبیعتا برای پشتیبانی به گوگل مراجعه کردند. در سال 2003، گوگل با آژانس امنیت ملی و سیا همکاری کرد تا فناوری‌های جست‌وجوی بهتری را در اختیار این سازمان‌های جاسوسی قرار دهد. ابزارهایی که گوگل به این دو سازمان منتقل کرد به آنها امکان می‌داد ابرداده‌ها را تجزیه و تحلیل کنند، الگوهای رفتاری را شناسایی و رفتارهای آینده را پیش‌بینی کنند. همان‌طور که مشخص است، گنجینه اطلاعات شخصی گوگل دقیقا همان اطلاعاتی است که هم تبلیغ‌کنندگان و هم سازمان‌های مجری قانون، مبلغ بالایی را برای آن پرداخت می‌کنند. پس از برنده شدن گوگل در قراردادهای ویژه با این دو سازمان جاسوسی در سال 2003، گوگل به ایجاد یک رابطه متقابل با جامعه جاسوسی آمریکا ادامه داد. در سال‌2010، مایک مک کانل، مدیر آژانس امنیت ملی آمریکا در مورد نیاز به یک مشارکت یکپارچه با گوگل اظهارنظر کرد و گفت از این طریق جمع‌آوری داده‌ها باید بدون مانع به جریان بیفتد.

رضا حسین‌زاده - روزنامه‌نگار