قصه جنگ به روایت جانوران
همیشه روایت موضوعی تراژیک مانند جنگ، از نگاه آدمها بوده است. تا امروز هر چه کتاب خوانده و فیلم و تئاتر دیدهایم، همه، قصه آدمها را از دل جنگ بیرون کشیده بودند و روایت جنگ و دفاعمقدس حول محور آنها میگذشت. تئاتر تاکسیدرمی به کارگردانی مجتبی رستمیفر و نویسندگی رسول حقجو اما این قاعده را شکسته و برههای از سالهای دفاعمقدس را از زبان گربهها، کبوتر و حتی خرچنگ و ماهیهای اروندرود و کرم آویزان از قلاب عموحسن آبادانی برای مخاطب تعریف میکند. تمثیل از زبان حیوانات در ادبیات داستانی ما قدمت دیرینه دارد و احتمالا تا الان با خواندن این خلاصه کوتاه از تئاتر تاکسیدرمی، تصویر کلی از داستانهای کلیلهودمنه در ذهنتان متبادر شده باشد. اما تاکسیدرمی، کلیلهودمنه نیست، بلکه تمثیلی چندلایه با نشانهها و کدهایی مختلف برای بیان رنج جغرافیای خوزستان در هشت سال دفاعمقدس که حتی قلب محیطزیست آن استان را نیز به درد آورد و چهره کریه جنگ، به حیوانات هم آسیب زد و هر آنچه جانی داشت و بدنی، درگیر آن روزها شد. آنقدر که حالا بیش از گذشت 40سال از آن روزهای تلخ، کارگردان این اثر هنری کارش را به مردمی تقدیم میکند که پس از جنگ تا امروز، خاصترین و زیباترین آثار دراماتیکشان را در کوچهپسکوچههای خوزستان اجرا میکنند.
نمایش تاکسیدرمی از 16خرداد در تماشاخانه شهرزاد درحال اجراست. این تئاتر نامزد دریافت جایزه نویسندگی برتر، نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگری مرد، نامزد دریافت جایزه بهترین طراحی صحنه و نامزد دریافت جایزه بهترین طراحی لباس از جشنواره بینالمللی تئاترفجر97 بود. مجتبی رستمیفر، کارگردان تئاتر تاکسیدرمی درباره این نمایش میگوید: سال96 این نمایش را تولید کردیم. حوزه تخصصی من در تئاتر، حوزه جنگ و دفاعمقدس بود. این حوزه را نیز بهخاطر رسالت هنریام نسبت به شرایط و اقلیمی که در آن زندگی میکنم و مردم خوزستان درگیرش هستند، انتخاب کردم. سالها درباره حوزه جنگ و دفاعمقدس کار کردم اما همیشه دغدغه این را داشتم که وقتی صحبت از جنگ و دفاعمقدس میشود، مخاطب گریزان از شنیدن درباره آن نباشد. ما همیشه باید راههایی برای جذب مخاطب درباره موضوع دفاعمقدس داشته باشیم تا بتوانیم انتقادها و حرفهای لازم را نیز مطرح کنیم. موضوعی که در تئاتر تاکسیدرمی درباره آن حرف زدیم، محیطزیستی است که در دل آن جنگ اتفاق افتاده و هنوز آثارش در کوچهپسکوچه شهرهای خوزستان، مردم و دقیقا همان محیطزیست نیز باقیمانده است. این مساله باعث شده حتی نسل جدید نیز درگیر دفاعمقدس و آثار مخرب جنگ شود و طی این سالها تبعات آن از بین نرفته است. رستمیفر تاکید میکند: من باید به عنوان یک هنرمند درباره موضوعاتی مانند دفاعمقدس، بیکاری، ریزگردها و معضلاتی از این دست -که مردم خوزستان درگیر آن هستند- صحبت کنم اما با زبانی که مخاطب با من همراه شود و از شنیدن درباره این مشکلات خسته نشود. اصلیترین مسالهای که ما را به تاکسیدرمی رساند،ابتدا خود مقوله جنگ و در وهله دوم نیز نگاه متفاوت یک هنرمند خوزستانی به جنگ و آثار دفاعمقدسی بود. این کارگردان تئاتر خوزستانی، همچنین عنوان میکند ایده اولیه تاکسیدرمی از نویسنده این نمایش یعنی رسول حقجوست و این نویسنده، تمام آثار دفاعمقدسی رستمیفر را نوشته است.
تاکسیدرمی، درد پنهان خوزستان است
این هنرمند خوزستانی درباره لباس کاراکترهای این نمایش نیز میافزاید: در محتوای اثر، درحال روایت قصه حیوانات هستیم. برای اینکه نشان دهیم جنگ آثار مخربش روی محیطزیست نیز تاثیر گذاشته است. این پوسته و خشم جنگ را از طریق چنین لباسهایی نشان دادیم، چرا که حیوانات هیچ تصمیمی در جنگ نداشتند و بشر، براساس سیاستهایی که دارد برای آن تصمیم میگیرد، درحالی که به حیوانات و محیطزیست نیز آسیب میرسد. در طراحی صحنه، جعبههای مهمات روی زمین، نشان از این دارد که در آن زمان هر چیزی، آرایش جنگی و رنگ جنگ به خودش میگرفته است.
رستمیفر درباره این کار تصریح میکند: تاکسیدرمی، درد پنهان خوزستان است. این تئاتر قرار نیست کسی را بخنداند و اگر هم در برخی موقعیتها مخاطب میخندد، خندهای بهشدت تلخ است. آن چیزی که مخاطب را میخنداند موقعیت جاری است که حیوانات در نمایشنامه درگیر آن هستند. همین نگاه این نمایش به جنگ، از دید حیوانات به تنهایی طنازی خودش را دارد و درگیری تلخ کاراکترها در جنگ، گاهی مخاطب را میخنداند. موقعیتهایی که در نمایش احساسی میشود دقیقا همان رسالت تاکسیدرمی، یعنی درگیر شدن احساسات مخاطب با این نمایش است. تاکسیدرمی، زبان مردم است و با استفاده از صمیمیت جاری در این نمایش که با گویش شیرین خوزستانی به مخاطب منتقل میشود، بهراحتی با مخاطب ارتباط برقرار میکند.
تمام هزینههای تاکسیدرمی، شخصی بود
کارگردان تاکسیدرمی میگوید بسیار پیشتر از این تاریخ دوست داشت این نمایش را در تهران روی صحنه ببرد. او ادامه میدهد: «ما به لحاظ اقتصادی برای اجرای کارها در تهران در مضیقه هستیم. من کارهای دیگری نیز در حوزه دفاعمقدس دارم که بهشدت علاقهمند اجرای آن کارها نیز در تهران هستم اما متاسفانه بهسختی میتوانیم یک نمایش را روی صحنه ببریم. تا همین جایی که تاکسیدرمی را اجرا کردیم واقعا به لحاظ اقتصادی تحت فشار هستیم. متولیان فرهنگی باید برای اجرای کارهایمان از ما حمایت کنند. فکر نمیکنم هزینه خوابگاه یا خورد و خوراکمان برای صنایعی که در خوزستان درحال فعالیت هستند، هزینه گزاف یا زیادی باشد. همه هزینههای ما برای اجرای تاکسیدرمی از جیب خودمان بود. اما اگر بخواهم نمایش مرثیهای بر ژولیوس سزار و چند مرغ از سیمرغ را اجرا کنم باید چند برابر این هزینه فعلی را بپردازم. برای همین، این کار را انجام نمیدهم چون آنقدر از لحاظ اقتصادی متمول نیستم تا بتوانم از جیب خودم تمام آن هزینهها را بپردازم. تئاتر شهرستان باید حمایت شود. میگویند تئاتر برای همه اما تا به اینجا فقط درحد شهرستان باقی مانده است. ما گروههای نمایشی شهرستانی نیز باید از امکانات سختافزاری پایتختمان بهرهمند شویم. چرا نباید امکانات به طور عادلانه تقسیم شود و ما نیز بهره نبریم؟ ما نیز تا یکجایی توان داریم و اگر از توانمان خارج باشد، کنار میکشیم.»
همان آش و همان کاسه؟
این روزها اجرای تئاتر تاکسیدرمی در تهران توسط یک گروه نمایشی اهوازی، حاکی از این است که ارگانهای فرهنگی و بهخصوص ارشاد باید از گروههای نمایشی سایر استانها برای اجرای نمایشهایشان در پایتخت و حتی استانهای دیگر حمایت کنند و با توزیع عادلانه امکانات به شعار تئاتر برای همه تحقق ببخشد. با وجود همزمانی اجرای تاکسیدرمی با چند تئاتر دیگر در این روزها که از قضا در اغلب کارها نیز چهرههای بنام سینما و تئاتر درحال ایفای نقش هستند اما جمعیت بالای مخاطبان تاکسیدرمی از موفقیت اجرای یک گروه شهرستانی در پایتخت و همچنین استقبال خوب پایتختنشینان از آثار هنری سایر استانها نشان دارد. حالا پس از موفقیت تئاتر تاکسیدرمی در اجرای خود در پایتخت باید دید همچنان سیاست ارگانهای فرهنگی در برخورد با گروههای شهرستانی ثابت و بدون هیچ تغییری باقی خواهد ماند یا بالاخره پس از سالها بیمهری با گروههای نمایشی شهرستانی، شاهد اصلاحات مثبت در روند حمایتها خواهیم شد؟
زینب مرزوقی - گروه فرهنگ و هنر