printlogo


چهره‌ها

پایان دموکراسی آمریکایی
اگر تا چند سال پیش، این فقط جمهوریخواهان تندرو بودند که به واسطه رقابت‌های حزبی، دموکرات‌های آمریکا را می‌نواختند، حالا خود آنها هم منتقدان وضع موجود در ینگه دنیا شده‌اند. اگر دونالد ترامپ در هیات یک منتقد تند و تیز چهار سال شیوه حکومت‌داری دموکرات‌ها را مسخره می‌کرد، حالا صدای کلینتون‌ها هم از دموکراسی آمریکایی درآمده‌است. دیلی‌میل دیروز به نقل از بیل کلینتون نوشت: «شاید ده‌ها سال دموکراسی خود را از دست بدهیم. هرگز تا به این حد نگران ساختار حکومت دموکراتیک آمریکا نبوده‌ام.» بیل کلینتون، رئیس‌جمهوری اسبق ‌آمریکا و هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق این کشور گفتند دولت در خطر است و به نظرسنجی جدیدی اشاره کردند که می‌گوید بیشتر دموکرات‌ها و جمهوریخواهان باور دارند آمریکا به‌عنوان یک دموکراسی نابود خواهد شد. بیل کلینتون در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس گفت، نگران این است که آمریکا دموکراسی خود تحت قانون اساسی را به‌کلی از دست بدهد. همسر او، هیلاری کلینتون هم در گفت‌وگو با فایننشال‌تایمز تصویری از آمریکا ارائه داده که به همان اندازه ناخوشایند است. او گفته ما در پرتگاه ازدست‌دادن دموکراسی خود ایستاده‌ایم و هر چیزی که برای مردم اهمیت دارد از بین خواهدرفت.

این مردم قانع! 
فانتزی ثروتمندی، شاید جمعی‌ترین آرزوی بشر باشد؛ به این معنا که شاید فکر کنیم چند میلیارد نفر از جمعیت روی زمین همواره به این فکر کرده‌اند که اگر جای فلان فرد ثروتمند بودند، با مال و اموالشان چه‌ها که نمی‌کردند. این رویای جمعی با توجه به همان مثال «وصف‌العیش، نصف‌العیش» هم احتمالا تا مدت‌ها ادامه دارد اما حالا حداقل مطالعات علمی که صورت گرفته، نشان‌می‌دهد به شکل عجیبی این تصور از ابتدا اشتباه بوده‌است. به این مفهوم که این ماجرا هیچ‌گاه به یک رویای جمعی تبدیل نشده و بیشتر افراد نمی‌خواهند خودشان را جای افراد ثروتمند قرار بدهند. نمونه آماری این مطالعه، ایلان ماسک به عنوان ثروتمندترین آدم فعلی روی زمین مشخص شده‌است و آن‌طور که دیلی میل نوشته، محققان بیش از 7000 نفر را که در کشورهای سراسر جهان از جمله بریتانیا، ایالات متحده، چین، فرانسه، هند و استرالیا زندگی می‌کنند، مورد مطالعه قرار دادند و مشخص شده‌است که بیشتر افراد مورد مطالعه نمی‌خواهند ثروت ایلان ماسک را داشته‌باشند. آنها گفته‌اند چنین ثروتی حریصانه‌ است و البته که با کمتر از این ثروت مخالفتی نداشته‌اند. در این مطالعه، محققان از ۷۸۶۰ نفر در ۳۳ کشور در شش قاره نظرسنجی کردند تا ببینند آنها چقدر پول می‌خواهند تا به یک زندگی کاملا ایده‌آل دست‌یابند. در ۸۶ درصد کشورها، اکثریت مردم فکر می‌کردند با ۱۰ میلیون دلار یا کمتر به زندگی ایده‌آل خود می‌رسند و در برخی کشورها این مقدار کمتر از یک میلیون دلار هم بوده‌است.

کارگران ارزان، محصولات گران
تمامیت‌خواهی برندهای مشهور را هیچ پایانی نیست. بسیاری از این برندها برای تولید ارزان محصولات خود ، از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. یکی از رایج‌ترین روش‌ها در ارزان تمام شدن محصولات برای آنها استفاده از کارگران ارزان در کشورهای دیگر است. برای نمونه کارخانه فوردآمریکا خط تولید خود را به کشوری همچون مکزیک انتقال می‌دهد تا علاوه‌بر این‌که آلودگی هوای بیشتری را نصیب آن کشور کند، پول کمتری هم به کارگران مکزیکی بدهد. 
حاصل این رویه در حوزه لباس، حتی صاحب یک عنوان هم شده‌است که بسیاری به آن «فست فشن» می‌گویند. چندی پیش، وقتی خواننده آمریکایی از برند خود رونمایی کرد، بسیاری از نشریات به او تاختند که این محصولات حاصل کار بی‌مزد کارگران سریلانکایی است. حالا این قصه دوباره خبرساز شده و این بار از اوایل این ماه در شبکه‌های اجتماعی عکس‌هایی منتشر شده که دوزندگان کارخانه‌هایی که برای فست فشن «شی‌ین» در چین لباس می‌دوزند، روی برچسب لباس‌ها درخواست کمک کرده‌اند. این افراد کارگرهایی با فشار کار بالا و دستمزد کم (چیزی شبیه بردگی) هستند. شی‌ین همچنین هیولاترین خط تولید فست‌فشن در‌ جهان است؛ دزدی از طراحان جوان، استثمار نیروی کار، استفاده از مواد شیمیایی مضر برای سلامت انسان و محیط زیست. این کارگران حالا با دوخت پارچه‌ای زیر این برند درخواست کمک کرده‌اند .

یک رسوایی زرد
همین حالا و هر بازی باشگاهی در سطح اول فوتبال اروپا را هم که ببینید و نگاهی کنید به تبلیغات روی پیراهن یا حتی پیرامون زمین‌های فوتبال، متوجه می‌شوید در پشتیبانی اغلب این تیم‌ها، ردی از بنگاه‌های شرط‌بندی دیده می‌شود. این موضوع وقتی مهم است که بدانیم گردش مالی این بنگاه‌ها قابل مقایسه با حق پخش تلویزیونی یا رقم‌های خرید و فروش بازیکنان نیست. به نوعی می‌توان گفت قدرت مالی این بنگاه‌ها بسیار بیشتر از آن چیزی است که ما به نام اقتصاد ورزش می‌شناسیم. نکته جالب توجه اما در این است که هر قدر حضور این بنگاه‌ها در فوتبال پررنگ است، نظارت بر دخالت احتمالی بازیکنان هم در این زمینه عجیب است. متهم تازه این نظارت، گرانیت ژاکا، بازیکن آرسنال است. آژانس جرایم ملی در حال بررسی است که آیا کارت زردی که این بازیکن در فصل پیش در مقابل تیم لیدزیونایتد دریافت کرده، تعمدی بوده یا خیر؟ به این معنی که او آیا احتمالا به دلیل فعالیت‌های مشکوک شرط‌بندی این کارت را دریافت کرده یا طبق روال عادی بازی بوده‌است. اگر این اتفاق ثابت شود، علاوه‌بر محرومیت‌ها و جریمه‌های مالی این باشگاه و لیگ برتر، شاهد یک رسوایی بزرگ در این زمینه خواهیم بود.

شرمساری نوبل
امروز در تقویم، زادروز آنگ سان‌سوچی است؛ نویسنده و سیاستمدار برمه‌ای که نمونه جالب‌توجهی در نشانی غلطی است که بسیاری از مدافعان حقوق بشر به اسطوره‌سازی از این افراد اقدام می‌کنند. او همه مختصاتی که نامش را در تاریخ یک کشور به نیکی ثبت کند، داشت اما وقتی پرده در افتاد مشخص شد او هم اگر آب ببیند شناگر خوبی است. فکر کنید پدرش بنیان‌گذار ارتش نوین میانمار و از مذاکره‌کنندگان استقلال میانمار از امپراتوری بریتانیا در سال ۱۹۴۷ بود که بعدها کشته شد، خودش در رشته اقتصاد آکسفورد فارغ‌التحصیل شد. پای جنبش دموکراسی‌خواهانه ایستاد و  سال 1990 به حبس خانگی رفت. همه‌چیز برای قهرمان ماندن او در تاریخ کشورش مهیا بود، حتی جایزه صلح نوبل هم در سال بعد به او تعلق گرفت و بالاخره پس از دو دهه یعنی در سال 2010 در شمایل یک قهرمان از حبس بیرون آمد و حتی رئیس‌جمهور شد. پنج سال بعد اما چهره واقعی این برنده صلح نوبل آشکار شد. وقتی آزار و اذیت‌های مداوم دولت میانمار علیه مسلمانان روهینگیا آغاز شد،او نه تنها سکوت کرد بلکه به آن شدت بخشید. سازمان عفو بین‌الملل مدال افتخار او را  پس گرفت  و  کانادا شهروندی افتخاری او را لغو کرد. البته دو سال بعد دوباره ارتش پیش آمد و آن سانگ سوچی دوباره بازداشت شد.