printlogo


قبول خاطر
امروز بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت واقفم که اقبال گسترده در طول زمانی نسبتا بلند به یک اثر هنری نمی‌تواند اتفاقی و خالی از حکمت بوده باشد. هرچند جامعه مخاطب توده‌های مردم باشند.

اثر موسیقایی «آمدم ای شاه! پناهم بده» در حقیقت فراخوان مجموعه‌ای از ظرایف و ظرفیت‌ها و فضایل و معارف است که در ساحت‌های مختلف اما هماهنگ به هم پیوسته‌اند و این توفیق بزرگ و تاریخی را رقم زده‌اند. 
 اولا شاعر این شعر، شادروان حبیب چایچیان از معدود شاعران آیینی و نوحه‌سرایان معاصر بود که به‌دلیل این‌که از دل مردم برآمده بود و با غم و شادی و آرزوها و دغدغه‌های مردم آشنا بود به‌سرعت توانست محبت و معرفت خود نسبت به اهل بیت(ع) را در زبانی مردمی و منطبق با درک و دریافت توده‌های مردم در قالب شعر بریزد و بسیاری از سروده‌های او در جان مردم رسوب کند و زمزمه آنها شود. شعر آیینی فارسی در طول تاریخ همواره نسبت به سایر حوزه‌های محتوایی از حساسیت‌های خاصی برخوردار بوده و همین حساسیت‌ها موجب شده که ورود به آن متناسب با مرتبه شعری شاعران متفاوت باشد. از مهم‌ترین این حساسیت‌ها دغدغه بیشتری است که شاعر باید نسبت به مخاطب داشته باشد. به این لحاظ که گسترده‌ترین طیف مخاطب را در شعر آیینی توده‌های مردم شکل می‌دهند، بدیهی است الزام آن این خواهد بود که شاعر شعر آیینی با ذهن و زبانی سخن بگوید که بتواند به‌ راحتی و روانی با این طیف گسترده ارتباط برقرار کند و از همین‌جاست که دغدغه فهم مخاطب از اصلی‌ترین چالش‌های فراروی شاعر می‌شود. این دغدغه در بسیاری از موارد موجب شده که شاعر از بلندای شعر پا فرونهد و از خیر شاعرانگی‌ها و ظرافت‌های ذهنی و زبانی بگذرد و در نهایت به کلامی صرفا موزون قناعت کند که در نهایت همان حرف‌ها و اندیشه‌های معمول را در قالب وزن و قافیه در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و متقابلا اگر می‌خواسته شأن شعر را رعایت کند و با ذهن و زبان ساخته و پرداخته و هنری سخن بگوید باید از خیر این طیف گسترده مخاطب می‌گذشته و به جمع بسیار محدودتر مخاطبان خاص قناعت کند.
این روند کم‌کم این توهم را خصوصا در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی به‌وجود آورد که سرودن شعر آیینی کار طیف خاصی از شاعران است که از آنها به‌عنوان شاعر اهل‌بیت(ع) یا مداح و مرثیه‌خوان نام برده می‌شود. این خط‌کشی موجب شد که دفتر شعر آیینی ما به دو بخش جدا از هم تقسیم شود. بخش اول که به لحاظ حجم خیلی چشمگیر‌تر بود شعر‌هایی بود که مخاطب عام می‌توانست با آن ارتباط برقرار کند و معمولا بر زبان مداحان و مرثیه‌سرایان اهل‌بیت(ع) متداول بود و در محافل و مجالس در مساجد و تکایا خوانده می‌شد ولی اکثر آنها تنها فهم توده‌ها را در پی داشت و از پسند خواص بی‌بهره می‌ماند. بخش دوم که به لحاظ کمی، در مقایسه با بخش اول بسیار اندک بود، شعرهایی بود که شاعران توانمند می‌سرودند که از ظرافت‌ها و ظرفیت‌های شعری بهره‌مند بود و جایگاه قابل‌قبولی در جریان شعر فارسی داشت اما این بخش هم تنها پسند خواص را در پی داشت و از فهم عوام بی‌بهره می‌ماند.
 شاعری از دسته سوم
در این بین بودند شاعرانی که توانایی حفظ شأن شعر را در نزدیکی به فهم توده‌ها داشتند و از طرفی بودند مداحان و مرثیه‌سرایانی که با همان ذهن و زبان توده‌فهم، آثارشان از ظرافت‌ها و ظرفیت‌های شعری هم بی‌بهره نبود. گروه سوم شاعرانی بودند که صرفا هنر شعرشان را وقف مدح و مرثیه اهل‌بیت(ع) کرده بودند. این گروه توانستند نقش اصلی را در این میان به عهده گیرند و خود راه‌حلی شدند برای مشکلی که همواره شعر آیینی ما با آن مواجه بود که شرح آن در سطور بالا آمد و حبیب چایچیان از چهره‌های بارز این گروه بود.
شعر از این شاعر است و حکایت قرارگرفتن این شعر در چرخه خلق موسیقی خود بیانگر بخش دیگری از ظرافت و اقتضائات هنر مردمی است. از شادروان محمدعلی کریمخانی درباره ماجرای ساخته شدن قطعه «آمدم ای شاه! پناهم بده» نقل است که: روزی آقای محمد اصفهانی با من تماس گرفت و برای مرثیه‌خوانی در مجلس ترحیم یکی از اقوام آریا عظیمی‌نژاد دعوت کرد. پس از مراسم، آریا عظیمی‌نژاد پیشنهاد ساخت قطعه‌ای با موضوع زیارت امام رضا(ع) را داد.
از آریا عظیمی‌نژاد هم دراین‌باره نقل است: «خیلی برای ساخت این آهنگ فکر کردیم و وقت گذاشتیم. در زمان انتخاب شعر، من و آقای کریمخانی ناامید شده بودیم و انگار که به یک بن‌بست رسیده بودیم» و به نقل از آقای کریمخانی آمده است: «به‌قدری شعر و آهنگ را عوض کردیم که حنجره من بی‌حس شده بود. به آریا گفتم «برو دو تا چای بیار تا بخوریم». دو رکعت نماز هم خواندیم و به یکباره همه چیز عوض شد و ورق برگشت و من شعر «آمدم ...» را پیدا کردم. اولش را اشتباه خواندم و گفتم «آمده‌ام» اما آقای عظیمی‌نژاد آن را پاک نکرد و گفت که باعث زیبایی کار می‌شود. اگر عنایت «آقا» نبود، کار من به جایی نمی‌رسید و این‌ها همه از لطف ایشان است.» 
شعر را حبیب چایچیان برآمده از فرهنگ و اعتقاد و زبان مردم سروده است و آهنگساز و خواننده هم در موقعیتی چنین مردمی در مجلس ترحیم کنار هم قرار می‌گیرند و در نشست همکاری با توسل و پس از خواندن نماز گره از کار گشوده می‌شود و به شعر حسان می‌رسند. از دل این روایت می‌توان مولفه‌هایی را بیرون کشید که دلایل توفیق و اقبال گسترده یک اثر هنری را برای ما آشکار کند. برای نفوذ در روح و جان مردم باید از بین آنها جوشید، به کمال رسید و هنگام سخن‌گفتن با آنها با همان پشتوانه‌های کمال به زبان خودشان با آنها مواجه شد.

مصطفی محدثی خراسانی - شاعر