«جامجم» چالش بیبرنامگی برای اوقات فراغت را در گفتوگو با یک جامعهشناس بررسی میکند
غنی سازی فراغت در برابر بطالت
فصل تابستان همواره با دغدغه اوقات فراغت گره خورده است. برنامهریزی برای اوقات فراغت بیش از 13میلیون دانشآموز و در کنار آن دانشجویان موضوعی حائز اهمیت است که در بیشتر مواقع به دلیل نبود برنامهریزی مناسب از سوی دستاندرکاران این حوزه و همچنین گرانی کلاسهای بخش خصوصی، خانوادهها را در مواجهه با این فرصت ناتوان از تصمیمگیری درست میسازد. در نتیجه تعطیلات سهماهه تابستان بعضا بدون برنامه خاصی، با بطالت یا پرسه زدن در فضای مجازی سپری میشود که آسیبها و تبعات نامطلوبی را هم برای جوانان و نوجوانان به همراه دارد.
درباره ضرورت برنامهریزی دقیق اوقات فراغت در ایام تابستان و تهدیدات فضای مجازی در صورت نداشتن برنامه مناسب برای ساماندهی زمان کودکان و نوجوانان با دکتر اصغر مهاجری، جامعهشناس و استاد دانشگاه به گفتوگو نشستیم.
اوضاع مدیریت اوقات فراغت در کشورمان را چگونه ارزیابی میکنید؟
جايگاه و شرايط اوقات فراغت در كشور ما مناسب نیست و خانوادهها نمیتوانند برای این موضوع تصمیمگیری درستی کنند.
در کشور سالهاست برخی از مسائل اجتماعی و فرهنگی به دلیل فقدان دانش برنامهریزان به جنبههای شعاری و نمایشی خلاصه شده است. موضوع اوقات فراغت جوانان و نوجوانان، سبک زندگی آنها و چرخشهای فرهنگی رخ داده جزو همین مسائل است. در نتیجه هیچگاه این موضوعات به عنوان «مسائل مهم» بررسی نشدهاند و طبق عادت، بخشنامه و کلیشه این موارد مطرح و مسوولان براساس جایگاه سازمانی نسبت به آن اظهار نظر میکنند یعنی یا صحبتهای مطرح شده اجرا نمیشود یا در صورت اجرا براساس یک «عادت واره» است و هیچگاه به عنوان مساله بررسی نمیشود تا وضعیت مطلوب، وضعیت موجود و ناسازگاری بین آنها رصد شود. بنابراین نیاز است در نگاه مسوولان عرصههای فرهنگی و اجرایی تغییراتی ایجاد شود.
منظورتان از تغییر در نگاه به اوقات فراغت چیست؟
همان طور که گفتم مشکل اصلی این است که چون به اوقات فراغت به عنوان یک مسأله نگاه نمیشود بنابراین برخی واقعیتها بررسی نشده و نحوه پرداختن متولیان به حل مساله، نادرست است. براین اساس اگر راهکاری هم ارائه شود چون مساله به صورت دقیق شناسایی و کالبد شکافی نشده، اثربخشی لازم را ندارد.
درحوزه اوقات فراغت چالش مهم این است که در برنامهریزیها به نیازهای جامعه نوجوان و جوان توجه کافی نمیشود. برای روشنتر شدن موضوع مثالی میزنم. طبق آمار رسمی، نوجوانان و جوانان امروزی 25 درصد بیشتر در معرض دیابت قرار دارند، این یعنی خانوادهها، نظام رسانهای و مسوولان مرتبط در برنامهریزیها بهویژه در حوزه مسائل ورزشی، سلامت و سبک زندگی توجه کافی به این گروه سنی نداشتهاند.گروه سنی جوان و نوجوان برای کشور بسیار حائز اهمیت است اما درباره موضوع اوقات فراغت و ورزش این گروه، برنامهریزی مناسبی وجود ندارد. از سوی دیگر نسخههای تجویزی در مسائلی همچون چرخش فرهنگی و تغییر سبک زندگی جوانان و نوجوانان کارساز نیست.اوقات فراغت نیز در نگاه برخی متولیان از جنس هزینه است بنابراین به اوقات فراغت به چشم نوعی سرمایهگذاری نگاه نمیشود. به همین علت در غیاب حضور موثر متولیان و خانوادهها، دیگران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را پر میکنند که در اغلب موارد با اهداف فرهنگی کشور متفاوت و حتی مغایر است.
مواجهه با اوقات فراغت به عنوان یک مساله چگونه باید باشد؟
صورت مساله این است که نحوه گذراندن اوقات فراغت در وضعیت موجود کشور با استانداردها و وضع مطلوب فاصله دارد. در مساله اوقات فراغت پرسش این است که چه میشود وضع موجود با وضع مطلوب فاصله پیدا میکند که البته ما برای آن جوابی نداریم و بدون بررسی و پژوهش متوجه نخواهیم شد چه شرایط و عواملی جامعه را در مسیری قرار میدهد که قادر نباشیم اوقات فراغت مطلوب را برنامهریزی و اجرا کنیم.هماکنون بیشترین بار اوقات فراغت بر دوش خانوادههاست در حالی که هر سال دستگاههای مختلف از جمله آموزش و پرورش اعلام میکنند برای اوقات فراغت برنامههای مختلفی دارند، در حالی که عامه مردم یا مطلع نمیشوند یا نمیتوانند از این برنامهها بهرهمند شوند.
طبیعی است خانوادههای قشر ضعیف آسیب بیشتری از این وضع میبینند.
بله دقیقا همین طور است. به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، قشر متوسط و ضعیف جامعه بیشترین نیاز را به گذران اوقات فراغت دارند. از سوی ديگر ملاحظه میکنیم دستگاهها هنگام دریافت بودجه برای اوقات فراغت تلاش زیادی میکنند اما برنامههای اوقات فراغت را به همه افراد جامعه ارائه نمیدهند و در بیشتر مواقع کارمندان زیر مجموعهشان بهرهمند میشوند. البته بخش خصوصی نیز به موضوع اوقات فراغت ورود کرده اما استفاده از برنامههای این بخش نیازمند صرف هزینههای زیاد است که طبقات متوسط و ضعیف جامعه معمولا توان استفاده از آن را ندارد.
به اعتقاد شما کدام متولیان بیش از دیگران در این وضع دخیل هستند؟
دستگاهی مانند آموزش و پرورش گرفتار بحثهای اولیه است و به دلیل برخی رویکردهای غلط آموزشی به نسل کودک و نوجوان آسیبهایی وارد میکند.
اما در کنار آموزش و پرورش، بخشهای دیگری مانند وزارتخانههای ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی و البته شهرداریها در حوزه اوقات فراغت متولی هستند که بدون پشتوانه پژوهشی و برنامهریزی دقیق، فقط براساس سلایق خود و به صورت موازی اقداماتی انجام میدهند. در شرايطی كه بسیاری از خانوادهها نمیتوانند در مورد نحوه غنیسازی اوقات فراغت فرزندان خود به شکلی درست تصميمگیری کنند، نهادها و بخشهای دولتی میتوانند پيشگام ايجاد دورههایی برای پرکردن مناسب اوقات فراغت باشند. درصورت فقدان برنامهریزی دقیق در این حوزه و به بطالت گذشتن اوقات نوجوانان و جوانان شک نکنیم که شاهد شکلگیری برخی از آسیبهای اجتماعی میشویم. در این میان نبود نظارت مستمر والدین بر رفتار فرزندان در فصل تابستان و روزهای فراغت، میتواند زمينه حرکت آنان به سوی انواع مشكلات رفتاری و اخلاقی در بلندمدت را فراهم کند.
فاطمه امیرقهرمانی - خبرنگار