printlogo


چهره‌ها

دیوانه‌خانه‌ای به نام بریتانیا
دولت بریتانیا پس از استعفای کریس پینچر، معاون رئیس حزب محافظه‌کار و مسؤول نظارت بر عملکرد نمایندگان محافظه‌کار در پارلمان این کشور با رسوایی دیگری درگیر شده است. بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا پس از آن‌که چند روز پیش استعفای پینچر را دریافت کرد با درخواست‌ها برای اخراج این قانونگذار از حزب محافظه‌کار هم مواجه شد. برخی رسانه‌های بریتانیایی در گزارش‌هایی اعلام کردند که او هفته گذشته به دو نفر در یک باشگاه خصوصی تعرض کرده است. البته پلیس متروپولیتن لندن اعلام کرده که هنوز هیچ گزارشی در این مورد دریافت نکرده است! پینچر در استعفانامه خود با اشاره به نوشیدن بیش از حد شراب در زمان حادثه، نوشته است که خود و دیگران را شرمنده کرده و عذرخواهی آخرین کاری است که می‌خواهد، انجام دهد. البته او گفته است که به‌عنوان یک قانونگذار محافظه‌کار به فعالیت‌هایش ادامه خواهد داد! این دومین باری است که کریس پینچر ۵۲ ساله مجبور می‌شود از سمت خود استعفا کند. او در نوامبر ۲۰۱۷ هم در پی شکایتی مبنی بر تایید ناخواسته رأی الکس استوری، قایقران سابق المپیک و کاندیدای محافظه‌کار، از سمت خود استعفا کرده بود. به همین دلیل است که حالا حزب کارگر بریتانیا به‌عنوان منتقد دولت اعلام کرده که دولت بوریس جانسون در وهله اول باید به این سؤال پاسخ دهد که چرا کریس پینچر به این سمت منصوب شده است.

رونمایی از الماس
هر ورزشی یک نماد دارد، یک اسطوره. نمادهایی که با رکوردشکنی‌های مختلف هم از چشم دوستداران آن ورزش نمی‌افتد. به‌عنوان مثال هر چقدر جادوی لئو مسی در فوتبال چشم‌نواز باشد و هر‌چقدر کریس‌رونالدو به تعداد گل‌های ملی‌اش اضافه کند، نمی‌تواند با عصیان‌های دیگو مارادونا برابری کند و برای اهالی فوتبال، این بازیکن آرژانتینی برای همیشه به عنوان سمبل فوتبال خواهد بود. نماد ورزش بسکتبال را اما باید به نام مایکل جردن سند بزنیم؛ بازیکن باشگاه شیکاگوبولز که تا سال‌های سال، حرکات جادویی‌اش در زمین بستکبال جزو ثابت تیتراژهای برنامه‌های ورزشی بود. اما او پس از بازنشستگی از دنیای قهرمانی، کمتر در رسانه‌ها آن هم به شکل معمول سلبریتی‌های کنونی دیده شد. هرچند زندگی‌اش کم‌حاشیه نبود اما او بیشتر به‌دنبال علاقه‌مندی‌های خود رفت. حالا اما او یکی از مهمانان ویژه مسابقات اتومبیلرانی «ناسکار» بوده است؛ مسابقاتی که همین چند روز پیش در تنسی آمریکا برگزار شد. جردن حضوری فعال در مسابقه اتومبیلرانی دارد و خود صاحب و مدیر یک تیم حرفه‌ای اتومبیلرانی به نام «23XI» است که در مسابقات جام ناسکار شرکت می‌کند. شریک او در مالکیت و مدیریت این تیم، دنی هملین، راننده معروف است.


کج‌فهمی تاریخی
وقت حراجی‌های هنری است. از حراج به اصطلاح ملی که چند هفته پیش برگزار شد گرفته تا حراج تهران و رویدادهای کوچک دیگر که طی آن آثار هنری در پیشگاه مخاطبان آن به فروش می‌رسد. فارغ از نقدهای بسیاری که به این رویدادها به‌درستی وارد است (از حراج میراث ایران تحت پوشش حراج هنری گرفته تا اصیل نبودن برخی آثار ارائه شده و البته اتهام‌هایی همچون پولشویی) نقدهایی هم در میانه این رویدادها به قیمت برخی آثار هنری به چشم می‌خورد. نقدهایی که ریشه آن را نه در دنیای هنر که در رقم‌های ارائه شده آن باید جست‌وجو کرد. در همین فاصله اتمام هر دو حراج هنری بسیاری از رسانه‌ها حالا با انتشار تصاویری از آثار به فروش رفته و به پیوست قیمت‌های میلیاردی آن دست به تمسخر این آثار می‌زنند. با این ادبیات که: «ببینید این اثر هفت میلیارد فروش رفته است. در حالی که نقاشی پسر 10ساله من از این اثر بهتر است» بعد از آن هم در مذمت این ماجرا خطابه‌ای سر داده می‌شود و کاربران دیگر هم در تجربیات مشترک خود با خطابه‌سرا همذات‌پنداری می‌کنند و فروش این آثار را فقط به دلیل پولشویی امکان‌پذیر می‌دانند. می‌توان به جریان اجرای این حراج‌ها نقد داشت اما نمی‌توان منکر ارزش هنری بسیاری از آثار ارائه شده در این حراج‌ها شد. این‌که یک ناآگاهی عمومی نسبت به جریان‌های تجسمی هنری وجود دارد، بدیهی است. ایرادی هم به آن وارد نیست، چراکه حوزه تجسمی هم مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر تخصصی است، این‌که اثر یک نقاش‌نام‌آور ایرانی را برابر با نقاشی کودکانه پسربچه‌ای 10‌ساله در فامیل یکی کنیم، حتی در ساحت شوخی هم یک کج‌فهمی تاریخی است.

عصر جدید سینما
همین چند روز پیش بود که وودی آلن در یک گفت‌وگوی اینستاگرامی اعلام کرد، فیلم بعدی او احتمالا فیلم آخر او خواهد بود. خبری که برای دوستداران سینما خبری تلخ و غم‌انگیز است. موضوعی که هر چند با صراحت آشنای وودی آلن اعلام شد اما بسیاری دلایل دیگری بر این تصمیم آقای کارگردان متصور بودند. برخی اعلام کردند اتهامات وارد شده به او در جریان جنبش می‌تو باعث انزوای وودی آلن شده و همه این موارد به اتخاذ چنین تصمیمی انجامیده است اما دیگرانی هم بوده‌اند که خستگی او را دلیل این تصمیم دانسته‌اند هر چند می‌دانیم وودی آلن تا همین چند سال پیش یکی از پرکارترین سینماگران جهان بود اما حالا عنوان شده او یکی از قربانیان عصر سینمای امروز است! او رغبتی به ساخت فیلم در زمانه اکران‌های آنلاین ندارد، برای او همچنان سینما یک تعریف کلاسیک دارد و تماشای آن هم آدابی مخصوص به خود و احتمالا نمی‌تواند تصور کند در زمانه کنونی فیلم‌ها از موبایل‌های شخصی به چشم مخاطبان بیاید. او تنها قربانی بزرگ سینما در عصر کنونی نیست. پیش از او هم مارتین اسکورسیزی به مخالفت از جریان کمپانی مارول و نتفلیکس برخاست. او حتی اعتراض معناداری به آکادمی اسکار داشت و نامزدی فیلم‌های تهیه شده توسط این کمپانی‌ها را در این جایزه به نوعی «وهن سینما» خواند.

جنایات و مکافات
قصه به دام افتادن چهره‌های مشهور هنری در جنبش‌های پیش آمده همچون دومینو آغاز شده است. تازه‌ترین مجرم این ماجرا در هالیوود آر.کلی، مشهورترین خواننده آر.اند.‌بی آمریکاست که حالا به جرم تعرض باید 30سال آینده را پشت میله‌های زندان بگذراند. قصه جنایات او اما چنان هولناک است که حتی می‌توان از نام فیلم مستند ساخته شده او هم متوجه شد؛ «زنده‌ماندن از دست آر.کلی» کلی از سال‌2019 بنا به شکایات متعدد بدون توانایی گذاشتن وثیقه در زندان است و حالا باید30سالی در زندان باشد، هرچند این عدد ممکن است بیشتر هم بشود، چراکه او به جرم تولید محتوای غیراخلاقی هم باید در دادگاهی در شیکاگو حاضر شود که شاید محکومیت او را طولانی‌تر کند. پس از اعلام حکم زندان او در چند روز گذشته بسیاری از بازیگران و خواننده‌های موسیقی مشهور هم اقدام به برائت‌جویی از او کرده‌اند و از همکاری با این خواننده اظهار پشیمانی کرده‌اند. پس از هارلی واینستاین، تهیه‌کننده مشهور هالیوددی او حالا دیگر فردی است که به‌واسطه این اتفاق راهی زندان می‌شود، هر چند جرایم صورت گرفته از سوی او با وجود تشابهات بسیار نسبت به آن تهیه‌کننده تفاوت‌هایی هم با او دارد اما حالا جنبش‌های اجتماعی بیش از پیش امیدوار به دادخواهی از این افراد شده‌اند. اتفاقی که از چند سال پیش آغاز شده و حالا با گذشت چند سال همچون دومینو، یکی‌یکی متخلفان این جرایم را پای میز محاکمه و البته پشت میله‌های زندان می‌کشاند.