printlogo


کپی پیست
اگر بگویم خیلی وقت است دیگر به این‌که دقیقا چه چیزی مد شده است توجه نمی‌کنم، دروغ نگفته‌ام. اتفاقا برخلاف تصورم این روزها خیلی حس بهتری دارم.

هنوز هم یک‌روزهایی دلم می‌خواهد لباس‌های مامان‌بزرگ‌گونه‌ام را بپوشم ولی دیگر مثل قدیم با جمله این لباس‌ها قدیمی شده است خودم را سرزنش نمی‌کنم.البته یک‌روزهایی هم می‌شود که سلیقه‌ام با مد این روزها در یک راستا قرار می‌گیرد و خب همان‌قدر که روی مد نبودن برایم مهم نیست این‌که طبق مد لباس پوشیده باشم هم قرار نیست خوشحالم کند.اما از حق نگذریم، همیشه هم مد بد نیست. گاهی وقت‌ها چیزهای خوبی مد می‌شود و خیلی خوشحال کننده است که در خیابان‌های شهر آدم‌های زیادی یک مدل خوب لباس بپوشند یا در مورد یک موضوع خوب صحبت کنند.
​​​​​​​درواقع شاید قسمت غیردلنشین مد همین همگانی‌بودنش است. فکرش را بکن در دنیایی که خدا آدم‌ها را با میلیارد‌ها اثرانگشت متفاوت خلق کرده است بلایی سر خودمان بیاوریم که هزاران هزار نمونه مشابه داخلی و خارجی از ما موجود شود.کم‌کم تمام کار و زندگی‌مان می‌شود پیداکردن جدیدترین چیزها، خریدشان و بعد از مدتی فراموش‌کردن و کنار انداختن همان وسیله‌هایی که یک روز با ذوق و شوق خریده‌ایم.گاهی هم این کنارگذاشتن با رضایت درونی نیست. انگار یک دستی از بیرون ما را به سمتش هل می‌دهد و ما را به جایی می‌رساند که آن‌قدر خودمان را در شبیه همه بودن غرق می‌کنیم که یادمان می‌رود یک بخشی از این همه خودمان هستیم.

مریم رئوفی از مشهد