printlogo


نگاهی به کتاب «ورطه» اثر «ناتسوئو کرینو»
پشت جلد این کتاب را به هیچ وجه نخوانید!
نام کشور ژاپن برای شما تداعی‌کننده چیست؟ کشوری منظم، با مردمانی آرام، دقیق، کاری و قانع؟ مردمی همیشه خندان که حتی وسط سیل و سونامی حواس‌شان هست که زباله‌هایشان را برای بازیافت تفکیک کنند؟ مردمی که منظم کار می‌کنند، به خوابیدن حتی در یک وجب جا قانعند، بچه‌هایشان در مدارس از همان اول درس فرهنگ و ادب و اصول اجتماعی را بهخوبی یاد می‌گیرند؟ ولی خواندن کتاب «ورطه» نشان می‌دهد این‌گونه هم که فکر می‌کنیم نیست.

در رمان جنایی ورطه نویسنده، خانم ناتسوئو کرینو دست ما را می‌گیرد و به خیلی از خانه‌های مردم ژاپن می‌برد و ما را با دنیای خاکستری و حتی سیاه آنها آشنا می‌کند. به خانه همان مردمی که فکر می‌کنیم آرام و منظم سر کارهایشان می‌روند و می‌آیند. ولی این رمان این پوسته ظاهری را می‌شکافد و خواننده را به درون اجتماع پرخرج و پر از قسط و وام و بهره‌های سنگین وامی و فساد درون‌شبکه‌ای شرکت‌های ژاپنی می‌برد. فسادها و فقر اقتصادی که منجر به بروز جنایتی عجیب از مردمی به‌ظاهر آرام و معصوم درون رمان شده‌ است.
بیشتر شخصیت‌های رمان ورطه، زنان هستند؛ زنانی که به‌اجبار  و به‌خاطر وضعیت معیشت‌شان مجبور به روی دوش کشیدن بار سنگین زندگی‌شان‌هستند، ولی یک‌ جایی از  زندگی‌ کم آورده‌اند و حالا جور دیگری برمی‌آشوبند؛ جوری عجیب، پر از خون و خونریزی و از همه مهم‌تر با خونسردی. در واقع زنان رمان ورطه برای برقراری عدالت، انتقام شخصی را انتخاب می‌کنند. انتخابی که علت پشت تصمیم هرکدام‌شان ریشه در زندگی‌های پرنشیب‌شان دارد.
زن‌های مرتبط به جنایت در کتاب ورطه، انتقامی هولناک را برای برقراری عدالت برمی‌گزینند و نقطه مثبت کتاب آنجاست که نویسنده در هر فصل مفصل و با جزئیات به زندگی آنها می‌پردازد و خواننده را در میان انبوهی سؤال و سردرگمی ناشی از چرایی اتفاق‌ها رها نمی‌کند.
رمان ورطه از دسته رمان‌های جنایی‌ است، ولی معمایی نیست. چون همان اول، جنایت و جنایت‌کار معلومند. معمایی برای خواننده وجود ندارد، فقط تعلیق لو رفتن جنایت و همین‌طور  سلسله‌ اتفاق‌هایی که می‌افتد و افرادی که این وسط می‌خواهند از ماجرا سر دربیاورند خواننده را تا به ‌آخر می‌کشاند. در واقع در جهان داستانی رمان ورطه، کشمکش اصلی بین «چیزی که اتفاق افتاده» و «چگونگی پنهان کردن آن اتفاق» است. برای کسانی که دستی در نویسندگی دارند این کتاب درس بسیار خوبی‌ برای شخصیت‌پردازی و فضاسازی است. شخصیت‌هایی که به‌واسطه کارهایشان هویت‌شان آشکار می‌شود و نیز فضاهایی که توصیف‌شان خواننده را به دلهره می‌اندازد. شخصیت‌های رمان ورطه شخصیت‌هایی پویا هستند، شخصیت‌هایی که در پایان با آنچه در ابتدا و میانه بودند بسیار متفاوتند، شخصیت‌هایی که تغییر می‌کنند و تغییراتی نیز ایجاد می‌کنند.
رمان ورطه توسط نشر گویا در 629 صفحه منتشر شده است. گرچه رمان به‌ظاهر پرصفحه به نظر می‌رسد، اما بسیار خوش‌خوان است، که این خوش‌خوان بودنش بی‌اغراق مدیون ترجمه بسیار روان مترجم کتاب، سعید کلاتی است. خواندن این رمان را به کسانی که به رمان‌های جنایی علاقه‌مندند پیشنهاد می‌کنم. فقط توصیه‌ام این است که تا کتاب را تمام نکرده‌اند خلاصه داستان پشت جلد کتاب را به هیچ وجه نخوانند!

الهام اشرفی - قفسه کتاب