چه وقته چیپ زدن بود آقای گلمحمدی
«چه وقته چیپ زدن بود آقای گلمحمدی؟!» اصلا مگر میشود این نقلقول از یاد کسی برود؟ برای نسلی که با فوتبال اشک میریخت، با فوتبال خوشحال میشد و با فوتبال زندگی میکرد، این چیپ زدن حکم یک طلاق عاطفی را داشت. آنجا فقط یک چیز آراممان کرد، اینکه ژاپن در فینال چین را شکست داد و قهرمان شد.
اصلا حکایت جام ملتهای 2004 حکایت عجیبی است. هر اتفاقی که فکرش را بکنید برای ایران افتاد. از اعتراض به دعوت پرتعداد بازیکنان فولاد به تیمملی گرفته (که سرآغاز حاشیهها بود) تا گره خوردن بازی مقابل تایلندیها در اولین بازی، ناداوریهای مسلم، سیلی زدن رحمان رضایی توی صورت بداوی و... در این طور مواقع حتی اگر جادوگر هم داشته باشی که سه گل برایت مقابل کره بزند باز یک جای کار میلنگد!
قبل از جام از هر که میپرسیدی، میگفت: «مگر میشود با این ستارهها قهرمان نشد.» اسامی را ببینید. علی دایی، مهدی مهدویکیا، علی کریمی، خداداد عزیزی، یحیی گلمحمدی، جواد نکونام، حامد کاویانپور، ایمان مبعلی، حسین کعبی و... نه؛ نمیشود با این تیم قهرمان نشد، اما شد!
حالا ۱۶سال از آن چیپ میگذرد و هیچ اتفاق خاصی برای فوتبال ایران نیفتاده بهجز 4صعود به جامجهانی. فقط سال به سال گاهی خنده تلخی روی لب میآید، گاهی از یحیی درباره آن چیپ میپرسند و گاهی دل آدم میسوزد برای نسلی که سوخت و در حسرت قهرمانی آسیا باقی ماند.