درباره کشتیگیرجنوبیکشورمان که اتفاقات خوبی را برای نوجوانیاش رقم زده
بزرگمرد کوچک
اگر صفحههای یکی مثل مای هر نوجوانه را ورق بزنید، با نوجوانهایی آشنا میشوید که داستان موفقیتشان، دل آدم را خنک میکند. نوجوانهایی که دویدهاند، نفسنفس زدهاند و برای قلههای پیش رویشان جنگیدهاند. نوجوانه پر است ازداستان نوجوانهایی که دست روی دست نگذاشتند و منتظر شرایط نماندند. از پژوهشگر گرفته تا نقاش، از گیمر گرفته تا قهرمانان ورزشی، همه و همه، به دنبال رویایشان بوده و داستان زندگیشان را شنیدنی کردهاند. امروز در این صفحه، به میزبانی نوجوانی از تبار خوزستان رفتهایم. با لهجهای گرم و جنوبی بخوانید و رویای قهرمانی را در چشمهایی قهوهایش جستوجو کنید.
وقتی علی کوچک بود
علی احمدی وفا، نوجوانی است اهل ایذه که با همان نگاه اول، متوجه شیطنت ذاتیاش میشوی. احمدیوفا میگوید از هشت سالگی کشتی گرفتن را شروع کرده و علاقه خاصی به این رشته ورزشی دارد؛ طوری که همه تمرکزش را روی این ورزش گذاشته تا موفقیتهای بیشتری کسب کند. حالا 9سال است وارد دنیای کشتی شده و در کنارش، درس هم خوانده. او میگوید با ملکمحمد بویری کشتی را شروع کرده است و به او بسیار ارادت دارد. آدمی، همیشه اولینهای زندگیاش یادش میماند و فراموش نمیشود.
دیوار افتخارات
تصور کنید در اتاق علی ایستادهاید و به مدالهایش نگاه میکنید. مطمئنم کلاه از سر هوشتان میافتد اینقدر که این پسر پرتلاش است و مقامهای چشم و گوش پرکن و دندانشکن دارد. او در رده نونهالان کشور خودمان قهرمان شده است و علاوه بر این، دوسال پیاپی در رده نوجوانان هم قهرمان کشور شده است. یعنی دو سال تمام کسی نبوده که بتواند شانهاش را به خاک برساند. یک بار هم در تورنمنت ارمنستان مقام اول را کسب کرده است و در تورنمنت امسال(جام پیروزی) که در کشور ترکیه برگزار شد هم مقام اول را کسب کرد. اما جالب است بدانید او، نایب قهرمان آسیا هم شده و بعد از آن، قهرمانی نوجوانان در ایتالیا را هم به کارنامه خود اضافه کرده است. من که دستهایم از نوشتن خسته شد. تا شما این همه عنوان را هضم میکنید، استراحتی کنم و برگردم.
همه عمر جستوجوها
به نظرتان کسی وجود دارد که از آرزوهای نهایی و انتهای آمال ورزشکاران بیخبر باشد؟ انگار همهشان دست به دست هم میدهند و فقط به یک چیز فکر میکنند، فقط یک آرزو را در دعاهایشان به گوش خدا میرسانند و برای یک هدف نفسنفس میزنند و آن هم چیزی جز رسیدن به سکوی المپیک نیست. اینکه روزی روی یکی از شمارههای قهرمانی جهان بایستند و مسئولان برگزاری مسابقه، یک عروسک سال المپیک و یک مدال خوشرنگ تقدیمشان کند، تمام خستگیشان را از شانهها میتکاند. علی احمدیوفا میگوید علاوه بر این، پیامهای پر از محبت طرفداران برایش انرژی مثبت خوبی به وجود میآورد و انگیزهاش را بیشتر میکند.
طعم خوش استقلال
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وقتی خواستید دنبال علاقه و هدفتان بروید، خانواده و دوست و آشنا بگویند این حرفه که پول ندارد. این شغل که دیگر مشتری پذیر نیست. این ورزش که برای تو آب و نان نمیشود. اما ما نمونههای زیادی داریم از افرادی که به دنبال آرزوهایشان رفتند و از این مسیر هم کسب درآمد کردند و زندگی خوبی دارند. مدتی قبل مطلبی غلط در فضای مجازی پخش شده بود با این مضمون که علی احمدیوفا ضایعات جمع میکند. اما احمدیوفا این را تکذیب کرد و گفت گاهی به خرید و فروش ضایعات میپردازد که از زمین تا آسمان با آن شغل متفاوت است. اما علی احمدیوفا خیلی خوشحال است که میتواند خودش درآمد داشته باشد و به قول خودش دستش توی جیبش باشد. این استقلال حسی است که به جان آدم مینشیند. علی نوجوان، تمام زندگیاش را برای کشتیاش گذاشته و طبیعتا هنوز از این راه درآمد واحدی ندارد اما امید دارد با حمایت، اوضاع بهتری برای کشتیگیران رقم بخورد.
یکی شبیه او
این روزها در شبکه نمایش خانگی، سریالی در حال پخش است به نام یاغی. این مجموعه، داستان جوانی کشتیگیر را روایت میکند که زندگیاش فراز و فرود بسیاری دارد. از او درباره سریال یاغی میپرسم. میخواهم بدانم این مجموعه را پیگیری میکند یا نه؟ که با جواب مثبت او مواجه میشوم. علی احمدیوفا هم یکی از بینندگان این سریال است و نظرش را اینطور بیان میکند:«از سریال یاغی خوشم میآید؛ چون ناخودآگاه به ما میگوید خواستن توانستن است و بعد از هر سختی، میتواند راحتی باشد.» علی از چشیدن طعم شیرین زندگی پس از مدتها تلاش و خستگی، لذت میبرد. یکی از خواستههای او از مسئولان شهرشان این است که به خانه کشتی خوزستان و ایذه توجه بیشتری داشته باشند تا مربیان هم با خیالی راحتتر و فراغبال به آموزش کشتیگیران غیور ایرانمان ادامه بدهند. علی، عاشق پیامهای مهرآمیز کشتیدوستان و هموطنانش است و از این جور پیامها بسیار انگیزه میگیرد. ما هم میتوانیم هرازگاهی برای شادی او و انتقال انرژی مثبت، در صفحات مجازیش پیام بگذاریم و از خدا بخواهیم قوت بیشتری به او بدهد و محافظش باشد.
عطیه ضرابی