گفتوگو با محمد نجفی، کارگردان مستند «سقفهای معلق»
عباس آخوندی به ما وقت نداد
به جز هنر داریوش مهرجویی و ترکیب بازیگری درخشان و عوامل موثر فیلمسازی، شاید آن چیزی که باعث شده فیلم «اجارهنشینها» 36سال بعد از ساخت، همچنان دیدنی باشد و مخاطب با همه وجودش با مشکلات آقا و خانم توسلی، آقای قندی و برادرش سالک و دیگر ساکنان آن آپارتمان فرسوده همدل و همراه شود، معضل مسکن در ایران باشد که باوجود تصمیمات، اقدامات و راهکارهای حاکمیتها و دولتهای مختلف در طول همه این سالها، نه تنها راه به جایی نبرده بلکه بر شدت آن افزوده شده است و با این رویه و اوضاع پیشرو، کمی بعید هم بهنظر میرسد که بتوان دستکم در آیندهای نزدیک کورسوی امیدی برای آن متصور شد. مستند «سقفهای معلق» به کارگردانی محمد نجفی و تهیهکنندگی محمد فریدونی و محمدرضا امامقلی و محصول سفیرفیلم، که میتوانید آن را در سفیرتماشا، عماریار و فیلمگردی ببینید، با اشاره به معضل مسکن، روی پروژه مسکن مهر متمرکز میشود و در صحبت با کارشناسان و برخی افراد درگیر با این موضوع، نقاط ضعف و قوت آن را بررسی میکند.
مسأله مسکن تقریبا در همه سالها و از گذشته تا امروز یکی از معضلات اساسی کشور ما بوده و حتی میشود گفت امروز معضل شدیدتر هم شده است. از این منظر موضوع فیلم، تاریخ مصرف ندارد و همیشه بهروز است و با این روند و اوضاع هم بهنظر میرسد، در هر سال و دورهای قابلیت عرضه دارد.
اشاره درستی است، البته تمرکز سقفهای معلق روی بحث مسکن مهر است؛ از این جهت که یک تجربهای بود و درعین حال هست که تقریبا درباره آن جمعبندی صورت گرفته، مثل هر پروژهای که در پایان آن یکبار دیگر روند و اهدافش را مرور و ارزیابی میکنید که آیا نتایج مورد نظر حاصل شده است یا نه و نقاط ضعف و قوت کار چیست. فیلم ما در حد خودش و در یک روایت حدودا 30دقیقهای، سعی کرده بود این ارزیابی را انجام دهد؛ درباره پروژهای که میتوان آن را بزرگترین پروژه اجرایی برای حل مشکل مسکن در کشور دانست. نگاه اصلی فیلم هم روایت همین تجربهنگاری بود و به چرایی موفقیت یا شکست پروژه مسکن مهر پرداختهایم. البته فیلم یک نگاه مختصر و کلی به سیاستهای اجرا شده دیگر کشور هم دارد و سعی میکند مسکن مهر را هم در این بستر ببیند. اینکه چه مسیری طی میشود تا به مسکن مهر میرسیم.
باز پیرو همان معضل همیشگی از گذشته تا امروز، شما ریشه مشکلات امروز در این زمینه را گذشته میدانید. اما آیا واقعا برای ریشهیابی و آسیبشناسی بحث مسکن باید به شش دهه قبل برمیگشتید؟
سعی کردم به نقطهای اشاره کنم که مشکل مسکن از آنجا شروع میشود؛ ضمن اینکه بحث مسکن گرچه دیرینه و فرسایشی بهنظر میرسد اما به نسبت تاریخ کشور ما خیلی تاریخ و قدمت طولانی هم ندارد و ما 60 سال است که با این موضوع دستوپنجه نرم میکنیم. بهنظرم این بازگشت به شش دهه قبل لازم بود. اینکه شما موضوع و مسألهای دارید که تازه 60 سال است مطرح شده، با روندی قابلتامل روبهرو هستید. کمااینکه فیلم سقفهای معلق چندان ریشهیابی عمیقی هم انجام نمیدهد و سعی میکند خلاصهای از آنچه که سیاستگذاران و پژوهشگران مسکن به آن رسیدند را به مخاطبش ارائه دهد و بعد از آن روی بحث مسکن مهر متمرکز شود. ضمن اینکه مسأله مسکن مهر امروز هم گریبانگیر ما شد. یعنی هدف اصلی فیلم این بود که بگوییم ما از تجربیات خود در مورد حل مشکل مسکن درس نمیگیریم و هر دولت و مسئولی میخواهد تجربیات جدیدی را در این موضوع انجام دهد. همانطور که در دولت فعلی هم به شکل دیگری با این مسأله مواجه هستیم. اینکه خیلیها گوشزد میکنند سیاست مسکنمهر نقاط ضعفی داشت و «تجربه را تجربه کردن خطاست». پیرو همین ضعفهاست که باعث شد دولت آقای روحانی تقریبا بحث مسکن مهر را نادیده بگیرد تا آن اواخر که بحث اقدام ملی مسکن شکل گرفت. بهنظر میآید دولت آقای رئیسی هم از نقاط ضعف مسکن مهر چشمپوشی کرده و صرفا محاسن آن را میبیند و در طرحهای جدید کماکان آن معایب مسکن مهر وجود دارد و حلنشده باقی مانده است.
همان معایبی مثل کیفیت ساخت و نبود نظارت دقیق و کافی که در مستند به آن اشاره شده است.
بله. بهنظر میرسد خود اهالی فن و سیاستگذاران مسکن و حتی طراحان مسکن مهر، این خطر را گوشزد میکنند که دوباره داریم خطاهای تجربه یک دهه گذشته را در سیاستگذاری مسکن تکرار میکنیم.
در روایت برای سندیت به نگاه و حرفهایتان از قطعات خبری استفاده کردید، چه رادیو و چه ارجاع به تیتر روزنامهها. این بهرهمندی در کنار مصاحبه با برخی کارشناسان و شهروندان درگیر با معضل مسکن و بهویژه مسکن مهر، درمجموع تلاشهایی برای جلب اعتماد مخاطب بهنظر میرسد. درست است؟
بله، سعی کردیم از منابع مختلفی به این موضوع بپردازیم. منتها در بخشی موفق بودیم و در بخشی نه، چون تولید اثر در سال98 بود. ما خیلی دوست داشتیم با آقای عباس آخوندی، وزیر وقت راه و شهرسازی و معاونان ایشان که نگاه مخالفی به ادامه پروژه مسکن مهر داشتند، صحبت کنیم اما پیگیریهای طولانیمدت ما نتیجهبخش نبود. من نزدیک 9ماه سعی میکردم از طرق مختلف با آقای آخوندی صحبت کنم اما ایشان همواره پاسخ میداد ما جواب این سوالات را قبلا دادیم و مرا به گزارشها و مصاحبههای قبلی خودشان ارجاع میداد. ما هم مجبور شدیم سراغ موارد آرشیوی برویم، بنابراین سعیکردیم با دوستانی صحبت کنیم که برای اولین بار پیشنهاد طرح مسکن مهر را ارائه و آن را به نتیجه رساندند. همچنین با افرادی حرف بزنیم که درگیر این موضوع بودند. طبیعتا نیاز به کار مفصلتری بود و دوست داشتیم با تعداد بیشتری از این گروهها صحبت کنیم اما درنهایت یک روایت شسته رفته نیمساعته ما را به این سمت برد که با یک نماینده از هرکدام از این جمعها صحبت کنیم.
یکی از بحثهای مهم فیلم این است که نباید با تغییر دولت، چنین پروژههایی که مرتبط با مسکن است متوقف شود و طرح و برنامههایی درباره مسکن باید فراجناحی و دور از مسائل سیاسی باشد اما اتفاقا روایت و مرور شما نشان میدهد از گذشته تا امروز، بحث مسکن متاثر از مسائل سیاسی بوده و به همین علت هم پیشرفت چندانی درباره این موضوع حاصل نشده است.
انگار تجربههای حوزه مسکن برایمان مهم نبوده است. گاهی این نگاه متفاوت و تغییر رویکرد در یک دولت هم اتفاق افتاده است، مثل دولت آقای رفسنجانی که همانموقع هم آقایآخوندی، وزیر مسکن و شهرسازی بود. متاسفانه تجربیات گذشتگان آنقدری که انتظار میرود در سیاستگذاریها دخالت داده شود، بهکار گرفته نمیشود بهویژه در حوزه سیاستگذاری مسکن که چندان به تجربیات گذشته اعتنا نمیکنیم. ممکن است بخشی از این مسأله بهدلیل حب و بغضهای سیاسی باشد و بخشی هم بهخاطر تعصباتی که برخی مسئولان اجرایی خود را در حوزههای مختلف از جمله اقتصادی، برتر از همتایانشان در دولتها و دورههای دیگر میدانند. همه اینها باعث میشود چندان وقعی به تجربیات دورههای مختلف ننهیم.
خودتان چقدر منصف بودید و سعی کردید کمتر نگاه سیاسی را در فیلم، دخیل کنید؟ با وجود تلاش برای یک روایت منصفانه، جاهایی احساس میشود نقدهایتان در بحث مسکن بر دولتهای اصلاحات بیشتر است.
حتما که من بدون جهتگیری این فیلم را نساختم و از قبل مواضعی در این خصوص داشتم. ادعایی هم ندارم درباره اینکه فیلم بیطرفانهای ساختهام اما مدعی هستم که برای این مواضع و نوع نگاهم، ادله خودم را ارائه کردهام و بیدلیل، صحبتی را در فیلم مطرح نکردم. جهتگیری هم اگر در فیلم هست از مسیر پژوهشها و مستندات میگذرد. تاکید میکنم بیشتر تمرکز ما در این مستند، روی بحث مسکن مهر است و نه از آن بهعنوان یک طرح بینقص یاد کردیم و نه بهعنوان تجربهای شکستخورده که باید دورانداخته شود.
مخاطبان هدف فیلم چه کسانی هستند؟ آیا به مسئولان اجرایی کشور و بهویژه متولیان حوزه مسکن در دولتهای مختلف نظر داشتید؟ البته فکر کنم زمان تولید فیلم، سال آخر دولت روحانی بود، درست است؟
بله، همانموقع سعی کردیم فیلم را برای جمعی از نمایندگان مجلس بهطور خصوصی اکران کنیم. با برخی سیاستگذاران حوزه مسکن، آقای چمران، آقای ایزدخواه و... اکران خصوصی داشتیم تا حرفمان را به گوش دستاندرکاران امر برسانیم. منتها بیشتر نگاهمان این بود اقشاری که بهویژه زمان انتخابات با شعارهایی در مورد حوزه مسکن مواجه میشوند، با دید بازتری انتخاب سیاسی داشته باشند.
با تمرکز روی گروهی بهنام وحدت که از طریق درست پیگیر مطالباتشان در زمینه مسکن مهر پردیس بودند، نشان دادید که میشود مطالباتی از این دست مسالمتآمیز باشد و از کانال درستی پیش برود تا از تحرکات و شیطنتهایی که با سوءاستفاده از مشکلات مردم صورت میگیرد، تفکیک شود و البته شرطش این است که دولت و حاکمیت هم در رفع معضلات جامعه بکوشند و پاسخگو باشند.
کلا تعامل مردم و مسئولان در حوزه مسکن جزو پیامها و اهداف ضمنی فیلم بوده است؛ اینکه مردم در مواجهه با دولت، چه برخوردی داشتند و در قالب گروهها و NGOها چگونه مشکلات و اعتراضاتشان را مطرح کردند و از آنسو هم دولتها و مسئولان چه پاسخی برای مردم داشتند. منتها آن چیزی که شاید چندان در فیلم مشخص نباشد و بیشتر در فرامتن مطرح است، میبینیم که درمجموع در این سالها، فضای مطالبهگری مردم درمورد سیاستهای کلی کشور کمکم شکل میگیرد و آن نگاه مغرضانه سیاسی به این مطالبات از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی هم کمتر شده است. البته طبیعی است و انتظار هم میرود در مواجهه با چنین حرکتهایی، مقاومتهایی صورت بگیرد اما نکته مهم این است جریانهایی از این دست بهتدریج نتایج خوبی را درخصوص حل مشکلات رقم میزنند.
دوبار استفاده از صحبتهای شهید بهشتی درباره حق مسکن و بحث تصویب آن در قانون اساسی، در اوایل و پایان فیلم نشان میدهد با وجود برخی نیت خیر و تلاشهای صورتگرفته در دولتهای مختلف، معضل مسکن کماکان به قوت خود باقی است و این شعار هنوز عملی نشده است.
بله، همینطور است. بههرحال انقلاب ما با اهداف، آرمانها و وعدههایی شکل گرفت و پیشرفت اما حرف ما در سقفهایمعلق این است که در حوزه سیاستگذاری مسکن تا الان نتوانستیم آنها را محقق کنیم. ضمن اینکه بهجز مرور گذشته، یک مطالبه رو به جلو را هم مطرح میکنیم و آیندگانی که زمام امور را در دست میگیرند، کماکان نسبت به این آرمانها و وعدههایی که به مردم داده شده، مسئول هستند.
رویای آجری و سیمانی
محمد نجفی، کارگردان فیلم سقفهایمعلق درباره زمان کوتاه و تقریبا 30 دقیقهای این مستند گفت: بهنظرم همین مقدار زمان برای روایت موضوع فیلم کفایت میکرد؛ ضمن اینکه دوستان مستندساز دیگر کارهای مفصلتری دراینخصوص ساختند، مثل آقای داوود مرادیان که مستند هفتقسمتی «رویایآجری» را کارگردانی کرد و مفصل به همه این صحبتها درباره مسکن پرداخت و سعی کرد سیاستهای مختلف کشور را از همان دهه 50 بررسی کند اما هدف ما در سقفهایمعلق این بود که با توجه به حوصله تماشاگر و جنس مخاطب هدف که احتمالا درگیر شعارهای مختلف و وعدهوعیدهای سیاسی بود، روایت کوتاه و مختصر و مفیدی داشته باشیم.
علی رستگار - گروه فرهنگ و هنر