printlogo


روی موج ناژوان
از پیچ و خم میرزا طاهر به سمت ناژوان که به راه می‌افتی، محال است یادت سمت جاده چالوس نرود. اگر شب به دل جاده بزنی، خنکای درختان تنومند و دیدن آسمان کبود شگفت‌زده‌ات می‌کند.

قدم زدن در جاده سلامت تا امتداد باغ‌های گیلاس و آلبالو درحالی‌که کاسه‌ای حلیم‌بادمجان در دست داری و با نان خانگی می‌خوری، لذتت را دو‌چندان می‌کند.اگر در تعطیلات از پل روی آبْ رودخانه، همان رودی که زاینده‌رود را در آغوش گرفته، رد بشوی، مردم زیادی را می‌بینی که هرکدام به سمتی می‌روند. برای کالسکه‌سواری با اسب‌های دوست‌داشتنی، دیدن باغ خزندگان و پروانه‌ها یا حتی کودکانی که دورادور طاووس‌های در حال پرواز باغ پرندگان را به پدر و مادرشان نشان می‌دهند.از کافی‌شاپ سیار تقاضای چای تازه‌دم و پولک زعفرانی اصفهان بکنی و او اشانتیون سفارشت، دو گز اصل پر پسته هم بیاورد، عیشت نوش می‌شود. شاید در حالی که سوار قطار شادی شده‌ای و همراه بقیه با موزیک دست‌ می‌زنی، دلت بخواهد کاسه‌ای آش غوره، گُنْدی یا حتی خورش ماست بخوری و ناگهان دلت از تنوع مزه‌های تصور شده، ضعف برود!محال است که به ناژوان بیایی و سفرت را با تله‌سیژ به پایان نرسانی. بلیتت را به مامور کابین بدهی و او با لبخندی تو را بر حسب جایگاه، بر کابینی صورتی یا آبی‌رنگ سوار بکند. به آسمان برسی و از آن بالا اصفهان زیبا را ببینی و دیگر دلت نخواهد به شهرت بازگردی! بس که سفرت غرق در آبی زاینده‌رود بوده!

ریحانه رضایی از اصفهان