مهارتهای زندگی و نقش کلیدی آموزش و پرورش
امروزه یکی از معضلاتی که منجر به اختلال در نظام خانوادگی و اجتماعی افراد جامعه شده، ضعف مهارتهای زندگیست؛ مهارتی که بیش از کسب دانش و آگاهی در رسیدن به یک زندگی ایدهآل اثرگذار است و با اصلاح آن میتوان کانون خانوادگی را برای رسیدن به مهمترین هدفش که پرورش نسل است مهیاتر کرد و در کنار آن جامعه بهتری داشت. متاسفانه در سیستم آموزشی ما کمتر به این امر مهم پرداخته شده است در حالیکه برای رشد و پیشرفت همگام با آموزش دروس و پیشرفت رسانهها و ارتباطات مجازی نیازمند آموزش مهارتهای زندگی و بالابردن کیفیت روابط انسانی و خانوادگی هستیم و اگر از آن غافل شویم در آیندهای نهچندان دور شاهد از بین رفتن هرچه بیشتر روابط عاطفی اعضای خانواده و بالا رفتن آمار طلاق و طلاق عاطفی خواهیم بود.
این مهارت به ما کمک میکند با توجه به شرایط موجود، توانمندیهایمان را در جهت سازگاری بیشتر با محیط اطرافمان افزایش دهیم و سطح رضایتمندی خود را از زندگی افزایش دهیم. بالا بردن سطح رضایتمندی اهمیت بسزایی در کاهش بروز اختلالات روانی، تزلزل بنیان خانوادگی و... دارد.
چگونه با مهارت رفتار کنیم؟
برای اصلاح و بهبود مهارتهای زندگی در اولین گام نیازمند خودشناسی هستیم. توانمندیها، ضعفها، عقاید، باورها، ترسها، ارزشها، استعدادها، علائق، آرزوها، اهداف و نیازهایمان را بررسی کنیم و بشناسیم. کسی که خودش را بهتر بشناسد، دنیای اطرافش را بهتر درک خواهد کرد و در تعاملاتش موفقتر خواهد بود.
از خودمان بپرسیم، «من با چنین ویژگیهایی در شرایط مختلف چگونه رفتار میکنم؟» سپس نقاط قوت و ضعف رفتارمان را بسنجیم و اصلاح کنیم. مسیر زندگی با خودشناسی دقیق، روشن، واقعبین و هدفمند میشود. وقتی بدانیم از کجا و برای چه آمدهایم و بهدنبال چه هستیم، محکمتر و مصممتر قدم برمیداریم و برای انسانیت وجود و رسیدن به بالندگی تلاش میکنیم و میرسیم به آیه نفخت فیه من روحی، به اینکه انسان اشرف مخلوقات است و وجودش مقدس است. آنگاه حواشی بیاهمیت را رها میکنیم و به سمت اوج حرکت میکنیم . خداوند انسان را بهصورت یک موجود اجتماعی آفریده و برای حرکت در مسیر درست نیازمند تعامل با دیگران است. در این مسیر برای بهبود روابط یکی از مهمترین مهارتها، مهارت همدلی است. ضعف این مهارت، بسیاری از روابط انسانی خصوصا روابط خانوادگی را تحتتاثیر قرار داده و منجر به سردی و ازهم پاشیدگی بسیاری از روابط شده است. به علت اهمیت کانون خانوادگی در رسیدن به خوشبختی، بر ماست که به این امر مهم توجه کنیم و با پرداختن به آن، بسیاری از خلأهای عاطفی را از بین ببریم.
برای تقویت و بالا بردن حس همدلی در اولین گام باید خوب گوش کردن را تمرین کرده و سعی کنیم شنونده خوبی باشیم. با توجه دقیق و مثبت در کنار عزیزانمان باشیم و سعی کنیم احساسات آنها را صرفنظر از هر منطقی درک کنیم. یاد بگیریم خودمان را بهجای دیگری بگذاریم . از سرزنش، نصیحت، مقایسه، تحقیر، دلسوزی، بیاهمیت نشان دادن مشکلات یا مهم جلوهدادن اغراقآمیز آنها اجتناب کنیم زیرا چنین رفتارهایی بهعلت ایجاد حس سرخوردگی، به ازهمپاشیدگی روابط منجر میشود.
خوب گوش کنیم و هر آنچه را که متوجه شدیم در قالب جملات دیگری بیان کنیم. در این گام نیازی به ارائه راهحل نداریم زیرا در این مرحله بهدنبال ایجاد آرامش و محکم کردن روابط هستیم. بعد از تخلیه هیجانی، یک کار خوشحالکننده در کنار هم انجام دهیم و حس خوب با هم بودن را تجربه کنیم.
بیش از پیش برای عزتمندی انسان ارزش قائل شویم. رازدار و امانتدار باشیم و گاهی فقط با سکوت توجهآمیز در کنار عزیزانمان باشیم و اجازه دهیم در صورت تمایل، احساساتشان را بگویند و به آنها بازخورد دهیم.
بالا بردن مهارتهای زندگی از ضروریات زندگی بوده و لازم است آموزش و پرورش از مربیان متخصص در این زمینه استفاده کند و با آموزش درست این مهارتها سهم بیشتری در بهبود روابط انسانی و خانوادگی جامعه و نسلهای آینده داشته باشد.
مهمترین نقش در میان دستگاههای مسئول در امور تربیتی نقشی است که آموزش و پرورش دارد؛ چه این دستگاه 12 سال از مهمترین سنین کودکی تا جوانی را متولی آموزش و تربیت است و اگر نتواند به وظیفه خود در این حوزه درست عمل کند در آینده با معضلاتی بزرگ و عجیب روبهرو خواهیم شد.
معصومه صبور روح وحید - کارشناس ارشد مشاوره