در سودای رنگوبوم
این روزها تابلوهای نقاشی از احمدرضا احمدی، نویسنده و شاعر روی دیوار گالری رفته است. این دومین نمایشگاهی است که از او بهصورت انفرادی برگزار میشود اما نقاشی، هنر مورد علاقه هنرمندان دیگری هم بوده است. چه بسیار نویسندگانی که در کنار چاپ رمانهایشان نمایشگاه نقاشی هم برپا میکردند و اتفاقا آثار مهمی هم در این میان خلق شده است. البته نباید از این موضوع بگذریم که درمقابل هم بودهاند سینماگران و نویسندگانی که آثار نقاشیشان تنها بهدلیل شهرت سینماییشان بوده و اساسا به لحاظ هنری نقاشیهای آنها خالی از ارزش هنری بوده است. این نکته از جایی مهم است که بدانیم اساسا تفکیک هنرها برای هنرمند کاری خارج از عرف است اما در فضای هنری ایران همواره حساسیتهای بسیاری بر سر این موضوع وجود داشته است. به این معنا که اگر سینماگری نمایشگاه عکاسی گذاشت عموما توسط عکاسان نقد میشود، یا اگر نویسندهای خواست نمایشگاه نقاشی بگذارد عموما روی خوشی از سوی جماعت نقاش به همراه ندارد.
احمدرضا احمدی
تازهترین این موضوع که بهانه این مطلب کوتاه هم هست مربوط به نمایشگاه انفرادی نقاشی احمدرضا احمدی است که بیشتر از اینکه او را نقاش بنامیم بهنام یک شاعر پرآوازه میشناسیم. دومین نمایشگاه انفرادی آثار نقاشی احمدرضا احمدی با عنوان «لکهای از عمر بر دیوار بود» برای فرار از افسردگی برپا شده است. این را فرزند این شاعر در پستی در اینستاگرام گفته است. ماهور احمدی نوشته است: «احمدرضا احمدی در پی یک افسردگی چندماهه برای فرار از آن نقاشی را آغاز کرد. نقاشیهای او آبرنگ بود و شبیه به شعرهایش: محو و بارانی. نمایش اول بازتاب خوبی داشت. مخاطبانش احمدرضای شاعر را در نقاشیهایش میدیدند. نقاشیهایی که تصویری از روحش بود. شعرهایش نقاشی شده بود.»
سهراب سپهری
شاعر پرآوازه دیگر ایرانی که دل در گرو نقاشی داشت نامش سهراب سپهری است، با این تفاوت که قدرت قلمموی او در خلق آثار تصویریاش چنان است که اغراق نیست نام او را پیش از شاعر، نقاش بنامیم. آثار خلقشده او هنوز هم مورد استقبال کلکسیونرهای متمول است و هنوز هم با گذشت نزدیک به نیم قرن از درگذشتش، نقاشیهای او از پرمخاطبترین آثار تجسمی گالریهاست. یکی از وجوه جالبتوجه نقاشیهای سهراب سپهری نزدیکی فضای تصویری او به جهان شعریاش است. به این معنا که اگر بخواهیم به نوعی تجسم بصری اشعار او را ببینیم باید نگاهی به طراحیها و نقاشیهای او بیندازیم. در میان جمع دوستان او هم میتوان بهاندازه ادیب و شاعر نقاش و تصویرگر هم دید، از منوچهر شیبانی بگیرید که به نوعی استاد نقاشی او بود تا بهمن محصص که دوست دیرینهاش محسوب میشود.
مسعود کیمیایی
اما هرچقدر شاعران و نویسندگان در وادی نقاشی مورد استقبال بودهاند سینماگران در این حوزه آماج انتقادات بسیاری بودهاند. البته یک استثنای بزرگ هم در میان آنها به نام مهدی احمدی - بازیگر فیلم «شبهای روشن» - است که میدانیم حالا او یکی از نقاشان مطرح ایران است. از تهمینه میلانی هم باید بگذریم که اساسا آثار نقاشی او کپی از آب درآمد اما یکی از تازهترین سینماگران که نقاشیهایش را روی دیوار گالریها برده مسعود کیمیایی است. نمایشگاه نقاشی او سال گذشته حسابی حاشیهساز شد و بسیاری از منتقدین نقاشی آثار او را فاقد ارزش هنری دانسته بودند. البته بودند افرادی که میگفتند نیازی به منتقد هنری برای بد بودن آثار نقاشی کیمیایی نیست و بیتعارف که باشیم او نه رنگ و تکنیکهای نقاشی را میشناسد و نه چیز زیادی از
ترکیببندی میداند.
اورهان پاموک
نقاشی، هنر مورد علاقه بسیاری از افراد مشهور جهان بوده است. شاید بنامترین آنها آدولف هیتلری باشد که اتفاقا بسیاری باور دارند آثار قابلتوجهی خلق کرده است. در میان نویسندگان مشهور جهان هم میتوان نامهای مشهوری را دید که قلممو به دست گرفتهاند و تابلوهایی خلق کردهاند. از هرمان هسه، گارسیا لورکا و سیلویا پلات گرفته تا لئو تولستوی، ویکتور هوگو و البته اورهان پاموک، نویسنده نوبلیست ترکیهای. نقاشی که رشتهاش را به عشق نویسندگی رها کرد و حالا سرش را بالا میگیرد و خود را «کارمند» میداند! او میگوید: «من از هفتسالگی دلم میخواست نقاش شوم و خانوادهام هم این را پذیرفتهبودند. همهشان فکر میکردند من یک نقاش مشهور میشوم اما بعدها چیزی در کلهام اتفاق افتاد. فهمیدم که یک پیچ شل شده و نقاشی را کنار گذاشتم و بلافاصله نوشتن اولین رمانم را شروع کردم.»