دیوار
«وقتی روی دیوار هستی، تمام مدت به سرما فکر میکنی» این بخشی از پاراگراف آغازین کتاب دیوار، اثر تحسینبرانگیز جان لنچستر است؛ رمانی پادآرمانشهری که با روایت قصهای خیالی، آینده وهمانگیزی را که در انتظار بشر است گوشزد میکند. کتابی که آن را نشر «خوب» با ترجمه بابک طهماسبی منتشر کرده است.
رمانهای پادآرمانشهری، گونهای از آثار هستند که بر پایه یک ایده خیالی و غالبا شوم درباره آینده انسان شکل گرفتهاند. در اینگونه آثار، نویسنده با ترسیم جهانی که نظمی متفاوت از جهان ما بر آن حاکم است، به خوانندگان خود هشدار میدهد اگر وضع بشر به همین منوال پیش برود، آیندهای سیاه در انتظارش خواهد بود. اینگونه آثار غالبا تم سیاسی دارند. مانند کتاب مشهور جورج اورول. اما برخی آثار پادآرمانشهری نیز مانند کتاب دیوار به وجهی دیگر از مصائبی میاندیشند که در انتظار بشر است؛ یکی از این وجوه، تغییرات بیرویه اقلیمی است. رمان دیوار ترسیمگر دنیایی است که زندگی در آن، به سبب وقوع تغییرات آب و هوایی شدید و بالا آمدن سطح آب دریاها شکلی دیگر به خود گرفته است. کشوری جزیرهای، با برپا کردن دیوارهایی بلند در مرز ساحلی خود، با مهاجمانی که آن سوی دیوارند میجنگد.