در ستایش هویت ایرانی
فیلم سینمایی «بدون قرار قبلی» در نخستین حضور بینالمللی خود موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم مسکو شد. دو جایزه اصلی برای فیلمی که به باور بسیاری آنطور که باید به حق خود نرسیده است. در فهرست افتخارات سینمای ایران جوایز بینالمللی کم نیست اما در اغلب آثار برگزیده این جشنوارهها شباهتهای بسیاری دیده میشود، آنقدر که میتوان نوع علاقه این جشنوارهها به فیلمهای سینمای ایران را تحت یک فرمول ثابتی قرار داد. این موضوع آنقدر آشکار بوده که حالا یک دهه است اصطلاح «سینمای جشنوارهای» هم به ادبیات سینمای ایران اضافه شده است، به این معنا که از اساس فیلمسازانی نه برای مردم ایران که برای جشنوارههای جهانی فیلم میساختهاند. حلاوت جایزه اصلی جشنواره فیلم مسکو برای سینمای ایران هم از همین نکته بیرون میآید، اینکه فیلم بدون قرار قبلی هیچکدام از آن مختصات علاقه معمول جشنوارههای غربی را ندارد اما بااینحال چنان بوده که مورد استقبال منتقدان مسکو قرار گرفته است.
ارادت هنرمندانه
داستان فیلم بدون قرار قبلی در مورد دختری به نام یاسمین است که پس از سالها بهدلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسأله، سفر را برایش دشوار میکند. یاسمین، شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن، میراثی که پدر برایش گذاشته باعث تعجب او میشود.اقامت کوتاه یاسمین در مشهد، زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را میشناسند او را به درک تازهای از انسان و مفهوم مرگ میرساند. درواقع میتوان این فیلم را عرض ارادتی به ساحت امامرضا(ع) دانست، چراکه فیلمساز به طرزی سینمایی و شاعرانه و به لحاظ بصری به بارگاه این امام شیعیان اشاره کرده است.همزمانی اکران این فیلم با جنجال اکران فیلمی موهن در جشنواره کن و همچنین فرارسیدن هفته کرامت و جشن میلاد امامرضا(ع) در نوع خود جالبتوجه بود.
یک فیلم حالخوبکن!
سینمای مجید مجیدی را همواره با برچسب دغدغه هویت ایرانی میشناسیم. او معتقد است فیلم بدون قرار قبلی یک فیلم حالخوبکن است! مجیدی در یادداشتش درباره این فیلم مینویسد: «در حقیقت این فیلم، بدون هرگونه انتظاری با تو، سه قرار میگذارد: قرار اول، مواجه شدن با کرامت والای امامرضا(ع) است، دیگری جلوهگری هنر سینما در پرداخت به قرار اول و قرار سوم نیز تماشای تنیدهشدن این دو قرار زیبا روی پرده نقرهای است. در این روزگار، فیلم بدون قرار قبلی با پرهیز از هرگونه شعارزدگی، مأموریت انتقال حال خوب به مخاطب را که یکی از وظایف مهم سینماست به نحو احسن انجام میدهد.»
آدمها مثل درختان هستند
مهدی تراببیگی، نویسنده این فیلم درباره آن میگوید: «حسرت یکی از مفاهیم اصلی فیلم بود که به همراه نویسنده و کارگردان به آن پرداختیم. هویت انسان با خاک جغرافیایی خیلی عجین است. آدمها مثل درختان میمانند. نمیتوانید فردی انسانی را بدون خاک تصور کنید. پیداکردن این ریشههای هویتی برای کسی که مهاجرت کرده میتواند نوید و وعده این را بدهد که ریشه هنوز باقی است و باید سراغش رفت.» تراببیگی درخصوص پرداختن به بیماری اوتیسم نیز به این نکته اشاره کرده است: «به این فکر کردیم که مصداق بیرونی از یک فرد درونگرا چگونه خواهد بود. برای همین پرداخت به موضوع اوتیسم را برگزیدیم که نمادی برای ترسیم تشویشهای درونی بود.»
رویکرد اجتماعی با دغدغه معنوی
بدون قرار قبلی، یک فیلم با رویکرد اجتماعی است که دغدغه معنوی دارد و در این مسیر سربلند است و این دغدغه در جهان فیلمساز به یک مسأله مهم تبدیل شده. این فیلم سه ضلع دارد. ضلع نخست جهان حاکم بر قصه است که قصهاش را در یک چارچوب مشخص با شخصیتپردازی منسجم به دور از بیراههرفتن و دور باطل روایت میکند. ضلع دوم این ماجرا جایی شکل میگیرد که با کارگردانی مواجه هستیم که به پختگی و تکامل رسیده و مسیر دشواری را برای رسیدن به این سلوک معنوی طی کرده است اما ضلع قوی و مقتدر آن انتخاب و از همه مهمتر اعتماد کارگردان به شخصیت اول زن قصه است.