printlogo


چند خط درباره کتاب «کریستوفر» از نشر کتابخون
ماجرای مأمور «ام‌آی5» انگلستان در راهپیمایی اربعین
اسفند سال96 بود. یک سالی از چاپ مجلد دوم ادموند می‌گذشت و من در فکر نوشتن داستانی جدید بودم. به همایش یک‌روزه‌ای دعوت شدم که قرار بود کارگروه‌های حرفه‌ای دور هم جمع بشوند و درباره «حرکت جهانی اربعین» و انجام کارهای فرهنگی دراین‌باره ایده بدهند. درست همان موقعی که استادم داشتند در این باره توضیحاتی می‌دادند، ایده نوشتن یک داستان با نگاهی متفاوت به راهپیمایی اربعین در ذهنم شکل گرفت و بلافاصله دست به قلم شدم.

به دنبال یک داستان با ژانری مهیج‌تر از ادموند بودم که کریستوفر را شروع به نوشتن کردم. ابتدای کار به نسبت ادموند خیلی گیج بودم و سرنخ‌ها را در طول داستان به‌راحتی گم می‌کردم تا این‌که اتفاقی با دیدن یک سریال جاسوسی امنیتی جرقه‌های تازه‌ای از شخصیت کریستوفر و حوادث مرتبط با او در ذهنم زده شد. مجبور شدم اطلاعات زیادی را برای نوشتن جمع‌آوری کنم. یک ژانر نیمه امنیتی که کار داستان را در یک جلد تمام کرد. 
اما پس از ارزیابی داستان توسط یکی از انتشارات‌های معروف و ایراداتی که به آن وارد شد، شروع کردم به بازنویسی و ادامه داستان و تحقیقات بیشتر که در نهایت در سه بخش اصلی به نام‌های حامل مسیح، منتظر مسیح و بازگشت مسیح در فصل‌های متعددی نوشته و به چاپ رسید. کریستوفر یک مامور کارکشته سازمان جاسوسی ام آی5 انگلستان است که به واسطه ماموریتی برای ردیابی یک مبلغ شیعی به نام حسین مایر مجبور به نفوذ در جامعه مسلمان انگلستان می‌شود. 
درگیری عاطفی با یک دختر فرانسوی به نام آلیس از یک طرف و سردرگمی کریستوفر درباره ماموریت جدیدش او را با چالش‌های متعددی روبه‌رو می‌کند که به ناچار پایش به سوریه و عراق هم باز می‌شود. کریستوفر هم مانند ادموند حوادث زیادی را پشت سر می‌گذارد اما مقاومتی که برای اسلام نیاوردن می‌کند او را به گرفتاری‌های عمیق روحی روانی گرفتار می‌کند تا این‌که به واسطه حسین مایر به راهپیمایی اربعین دعوت می‌شود و شاید بهتر باشد بگوییم اصل ماجرا از آنجا و سرزمین کربلا تازه آغاز می‌شود. یکی از ویژگی‌های این کتاب حضور فرماندهان شهید و اشخاص حقیقی از گروه‌های مقاومت و مدافعان اسلامی در سراسر دنیاست. 
نوشتن کریستوفر نقطه عطف ورود جدی‌تر من به مرحله‌ای از نویسندگی بود که از نویسنده نوقلم داشتم به یک نویسنده سطح بالاتر تبدیل می‌شدم پس تجربیاتی که موقع نوشتن آن آموختم، امیدوارم من را در نوشتن کتاب بعدی که موضوعش آرزوهای همه ما منتظران است، بتواند یاری کند. 

آمنه پازکی - نویسنده