printlogo


خاطرات منحصر به‌فرد
این کتاب، تصویرگر موضوع بکری بود چرا که ما هیچ تصویر جامعی از زنجیره درمان در طول دفاع‌مقدس نداریم. این‌که چه زنجیره‌ای از خدمات درمانی به یک مجروح از لحظه جراحت تا انتقال به پشت خط و سپس بیمارستان و بهبود ارائه می‌شود، جزو مجهولات ماست.

این کتاب برای مخاطب خارجی بسیار کتاب خوبی است و انتخاب آن برای ترجمه به این زبان‌ها، انتخاب دقیقی است چرا که روایت یک شهروند غیرنظامی و معمولی آبادانی است که حتی تفنگ هم ندارد و هیچ وقت از تفنگ در جنگ استفاده نمی‌کند. او یک امدادگر است و در کتاب نگاه ایدئولوژیک، سیطره ندارد که موجب فاصله گرفتن مخاطب غیر ایرانی و ناآشنا با فضای فکری دفاع‌مقدس از کتاب شود. امدادگر کجایی؟ در واقع تاریخ اجتماعی جنگ را روایت می‌کند و نه روایت یک رزمنده در رده‌های نظامی است و نه یک امدادگر جنگی بلکه می‌خواهد بگوید که مردم چطور در طول جنگ، زخم برداشتند و چطور مقاومت کردند و برای چه وارد این جریان شدند. این نگاه در تاریخ شفاهی جنگ خیلی کم روایت شده و از این جهت خاطرات آقای عچرش منحصر به‌فرد است. 
ما می‌توانیم بخشی از رویدادهای این کتاب را با دیگر کتاب‌ها تقاطع بدهیم تا به تصویری کامل‌تر از یک رویداد در روایت‌های مختلف برسیم. سه رویداد از اتفاقات موجود در کتاب در کتاب‌های دیگر هم وجود دارد که بسیار مهم است. اول رویداد شهادت برادر خانم حسینی، راوی کتاب «دا» است و آقای عچرش، راننده همان آمبولانسی است که خانم حسینی و پدرش را برای شناسایی شهید به سردخانه می‌برد. جالب این است که خود خانم حسینی، در کتابش روایت دقیقی از آن لحظات ارائه نمی‌دهد چراکه حتما لحظات سختی بوده و شاید به‌علت سنگینی درد، فراموش‌شان شده باشد اما آقای عچرش نقل می‌کند که من کلت برادرشان را برداشتم و خانم حسینی در آن لحظات که طبیعتا هر بازمانده‌ای به یادگار عزیز از‌دست رفته‌اش حساس است، به آقای عچرش گفته کلت را به عنوان یادگار برگرداند. تقاطع دوم با کتاب «شماره پنج» نوشته خانم فاطمه جوشی است. آقای عچرش به‌عنوان یکی از حاضران در جریان دادگاه سینمارکس، روایتی به‌مراتب دقیق‌تر از سایر روایت‌ها ارائه می‌دهد و خانم جوشی هم در همین دادگاه حاضر است اما روایت او به نسبت اطلاعات کمتری ارائه می‌دهد. تقاطع سوم در ماجرای خواهران بسیج آبادان اتفاق می‌افتد که خانم جوشی تصویر کامل‌تری از آن ارائه داده است.
خاطرات آقای عچرش نشان می‌دهد که چطور ماجرای اعدام عرب‌های خوزستان توسط عراقی‌ها، باعث دورشدن عشیره عرب در ایران و تقابل آنان با عراق می‌شود. کتاب از وجه ادبی هم کاملا قابل‌اعتناست و در بخش مربوط به کارخانه آبجوسازی و انهدام‌شان، این وجه به‌شدت دیده می‌شود که در توصیفات، کاملا وجوه ادبی به‌کار رفته است.

محمد‌مهدی شاکری - مترجم و پژوهشکر ادبیات پایداری