برچسب یک دختر قوی
نشسته است روبه رویم، حسابش از دستم در رفته، نمیدانم چندمین نفر است که کنکور را که داده نگذاشته یک هفته بگذرد و افتاده است دنبال این که چه رشته ای بخواند تا نانش را شب به شب بزند توی روغن!
میگوید شهرشان یک شرکت خوب دارد که به یک تخصص خاص در رشته تجربی نیاز دارند و هرکس پایش به این شرکت باز شده حسابی پولش از پارو بالا میرود و حالا تصمیمش را گرفته که هرچه شد برود همین رشته رده چندمی تجربی؛ اما علاقه اش را توی دل رشته های انسانی پیدا کرده است.فاطمه حالش با روانشناسی خوب است.
این درد پول درآوردن و استقلال مالی عجیب افتاده است به جان دختران نوجوان امروز.این تفکر پوسیده که دوست دارم تک و تنها روی پای خودم بایستم و هیچوقت از هیچ احدی کمک نگیرم هم.
همین دردی که من ۸ سال است زندگی اش میکنم و هرکس باب صحبتش را باز میکند میگویم این عقاید اینستاگرامی را بریزندش دور و بچسبند به اصل اصل فطرتشان.خیلی خوب است ها! دستت توی جیب خودت باشد و بتوانی از پس خودت بربیایی ولی یک جایی دیگر شورش درمیآید.همان جایی که همه زندگی یک دختر به جای خلق اثر،کنشگراجتماعی درست و اثرگذار خلاصه میشود در جمله «پول کجاست...» بی آن که به خودش، علائقش، توانایی جسمی اش، توانمندی های مهارتی و هزار چیز ریز و درشت درونی اش نگاه کند.همان جایی که برچسب یک دختر قوی با پول درآوردن صرف، مثل یک مرد کار کردن، چغر بد بدن بودن و خم به ابرو نیاوردن و خلاصه کلام با دختر نبودن تعریف میشود.
عجیب داستانی شده است این استقلال مالی دختران...
زهرا قربانی - دبیر نوجوانه