مروری بر نگاه عاشورایی جاری در آثار یک هنرمند
ملاقلیپور هنوز فیلمساز میسازد
انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، دوبال یک پرنده هستند که برای استقلال میهن با تمام قدرت پرواز کردند و توانستند در سختترین شرایط، و زیر بار فشارها و گلولههای جنگ فرهنگی و سیاسی طاقت بیاورند و بایستند. با پیروزی انقلاب و شروع هشت ساله جنگ تحمیلی و نبرد با دشمن بعثی، باورهای شیعه مجددا پررنگتر شد و مردم با ایثار و مقاومت جانانه، ایستادند تا دین و کشورشان بماند و استقلال انقلاب نوپای خود را حفظ کنند.
«عاشورا» یکی از باورهای شیعی است که دفاعمقدس با آن شکل گرفت و «ایستادگی در برابر ظلم» هم شعارش شد و به قول شهید آوینی «یاران آخرالزمانی سیدالشهدا(ع)» در این مکتب مامور به تکلیف شدند و شعار «هیهات من الذله» را سر دادند. شعاری که ایرانی و غیرایرانی نداشته و امروزه هم در سراسر دنیا کاربرد دارد و پایههای ظلم را به لرزه درمیآورد.
از زمان پیروزی انقلاب تا به امروز آثار تاریخی _ مذهبی مربوط به واقعه عاشورا در صداوسیما و سینما تولید شده که سهم سینما بسیار اندک بوده و معمولا هم سرمایه و حمایت را بهانه عدم ساخت کردهاند. در این آثار تولید شده تعدادی مستقیم به واقعه عاشورا پرداختهاند که میتوان از «سفیر»، «روز واقعه» و «رستاخیز» با محوریت عاشورا نام برد و تعدادی بهصورت تمثیلی همچون «پرواز در شب» و«نینوا».
سینمای عاشورایی
در سینمای دفاعمقدس فضاهایی مثل شهادتطلبی، ایمان به غیب، ایستادگی و ولایتپذیری وجود دارد که رفتار و کردار نشاندهنده این است که ریشه و اساس دفاعمقدس در کربلا و عاشوراست. در تشنگی، ایستادگی در مقابل دشمن قویپنجه، در جاییکه عقلانیت حکم میکند ایستادن خطر است، معنویت و تکلیف است که رزمنده در خطمقدم شعار«میجنگیم و ذلت نمیپذیریم» را سر میدهد. ما به تکلیف عمل میکنیم، نتیجه با خداست.
مهمترین حادثه دینی در طول تاریخ، واقعه عاشوراست که اهمیت گستردهای برای تصویرسازی و پرداخت دارد. اما از این ظرفیت عظیم بزرگ همچون جنگ تحمیلی بهرهای برده نشده و همیشه از لحاظ بودجه، سلیقه مدیریتی، عدم وجود داستان از سوی سینماگران و فیلمسازان بهانهگیری شده است.
اما در این میان مرحوم رسول ملاقلیپور، فیلمساز دفاعمقدس آثاری خلق کرد که در آن جنگ را با واقعه عاشورا تلفیق کرده و آثاری ماندگار از خود برجای گذاشت. سینمایی اصل، ناب، غریزی، تلخ، گزنده و عدالتخواه، با رفت و برگشت زمانی که با تجربه و تکنیک و جسارت، صراحت، صداقت و چنگ و دندان توامان جلوی دوربین برد. ملاقلیپور با حضور مداوم در جبهه، فعالیت را با عکاسی جنگ در منطقه شروع کرد و بعد، مستندهای جنگی از عملیاتها ساخت.
با همان فیلم کوتاه داستانی نخست «شاه کوچک»(1360) که در قطع 16 میلیمتری ساخت، جایزه بهترین فیلم از جشنواره وحدت را دریافت کرد. زمانی که در منطقه مجروح و در بیمارستان بود، از صحبت با مجروح تخت کناری که هم در جبهه سقا بود و هم نباید آب میخورد، ایده ساخت دومین فیلم کوتاه 16 میلیمتری با عنوان «سقای تشنه لب» (1361) شکل گرفت. در بین ساخت آن دو فیلم، «فتح المبین» را تولید کرد.
«پرواز درشب»، «نینوا»، «افق»، «هیوا» و «عصر روز دهم» نمونههای موفقی از آثار ملاقلیپور است که دفاعمقدس را با واقعه عاشورا پیوند داده است. حتی قصد داشت سریال امام حسین علیهالسلام را بسازد که نشد. ملاقلیپور فیلمسازی بود که از تمثیل عاشورا در آثارش بسیار بهره برد و باورها و اعتقاداتش را که دغدغه شبانهروزیاش بود به نوعی جذاب برای مخاطب بیان میکرد. آثاری که از ظرفیتهای دراماتیک قیام عاشورا با زبان دفاعمقدس حرف زد و پلی نورانی بین جنگ ایران و عراق با مکتب عاشورا بنا نهاد.
آخرین اثر وی «عصر روز دهم» هم در همین فضا شکل گرفته بود که صدحیف که نشد و اجل فرصت نداد. هرچند که مجتبی راعی، فیلمساز صاحب اثر شد اما نگاهها بسیار متفاوت بود. این نگاه را بهغیر از ملاقلیپور و ارتباط دفاعمقدس و قیام عاشورا میتوان در فعالیتهای جذاب و پرکشش مستندهای «روایت فتح» شهید «سیدمرتضی آوینی»دید که در ساختار، موسیقی و نوع گفتار راوی و صحبتهای رزمندگان در لحظات معنوی شهادت و عملیاتها میتوان حس کرد.
مرحوم رسول ملاقلیپور خیلی علاقهمند بود سریال امام حسین علیهالسلام را جلوی دوربین ببرد که اینگونه رفتار از ارادت خاصش بود. اما در برنامه سینمایی «برداشت دو» که مروری بر آثارش بود، جملاتی گفت که بسیار شیرین و جذاب بود:«...من درباره امام حسین(ع) سالهاست فیلمنامههای مختلفی را کار کردهام اما همیشه گفتهام اگر قرار است فیلم امامحسین(ع) را من بسازم و خدای نکرده به این شخصیت و خانوادهاش خدشهای وارد شود، امیدوارم دست و پایم بشکند و هرگز نروم پشت دوربین بگویم صدا، دوربین و بازیگر چه کار کند. چون جرات میخواهد.
قائممقام وقت صداوسیما خیلی به من اصرار میکرد که چرا اینقدر طولش میدهی، بنویس و بساز، همهچیز مهیاست. من گفتم میترسم. پرسید از چه میترسی؟ گفتم اگر این فیلم را ساختم و مُردم، چشم باز کنم و امام حسین(ع) و خانوادهاش و اهلبیت(ع) ایستادهاند و از من میپرسند شما که هستی؟ میگویم آقا، من رسول ملاقلیپورم و فیلمسازم. حضرت بفرمایند مردحسابی میرفتی مجنونت را میساختی. با خانواده من چکار داشتی؟ واقعا آدم فکر میکند، میبیند سر این یک پیاله قیمه تبرکی چه دعوایی است. ارمنی، مسیحی و یهودی با اعتقاد میآیند. این یک پیاله قیمه را از مردم نگیریم. بگذاریم اعتقاد داشته باشند... .»
برخی همچون مرحوم ملاقلیپور بر این نظرند که هنوز سینمای ایران نمیتواند عظمت امام حسین(ع) و قیامش را تصویر کند. تکلیف سینما هنوز با خیلی از تعاریف و آداب جامعه ایرانی مشخص نبوده و عاشورا و کربلا هم از این قاعده مستثنی نیست.
آثاری که فیلمساز میسازد
ملاقلیپور با احیای مبانی فرهنگ ایرانی و بهرهبرداری از تمامی ظرفیتها و عناصر سینما، فضاهای تکنیکی و فناورانهای را به سینمای ایران افزوده است و این همه را در سینمای دفاعمقدس در هنگامه جنگ و پس از آن در آثار متنوعی خلق کرده است. فیلمهای ماندگاری که رنگینکمانی از گونهها و موضوعات مختلف و متنوعی را در پرونده حرفهای او ایجاد کرده، منبع خوبی است که قابلیتهای آموزش سینمای ایرانی را به نسل جدید منتقل کند. با این شرح کوتاه میتوان گفت رسول ملاقلیپور هنوز فیلمساز میسازد.
ملاقلیپور در سینما سرکوب شد
رسول ملاقلیپور 15 اسفند1385 در پنجاه و یک سالگی در نوشهر بر اثر سکته مغزی برای همیشه از میان ما رفت. رسول احدی، فیلمبردار عصر روز دهم همراهش بود و از خواب ابدی رسول سینما، عکس گرفت.او در آخرین مصاحبههایش میگفت: «من همان آدم گذشته هستم اما محتاطتر شدهام. یک واقعیت این است که ملاقلیپور در سینما سرکوب شد، نه از جانب ممیزی ارشاد بلکه متاسفانه از جانب منتقدان بیسواد این اتفاق افتاد. وقتی منتقدان بیسواد مواردی را به فیلم نسبت دادند طبیعتا مسئولان فرهنگی نسبت به کارهای من حساسیت پیدا کردند. هر چه ساختم و نوشتم آنها فکر کردند، منظورم مسأله دیگری است. مثلا در دورانی که فیلمهای «سفر به چزابه»، «نسل سوخته» و... را ساختم، بسیاری از فیلمهای من را برخی منتقدان بیسواد به مسخره گرفتند. ولی الان نقد همان آدمها را در رابطه با «میم مثل مادر» میخوانم و میبینم از فیلمهای قبلیام همچون «نسل سوخته» و «هیوا» بهعنوان آثاری زیبا و شاعرانه یاد میکنند، در حالیکه این فیلمها را در زمان اکران قبول نداشتند.»
حرف من بماند با تاریخ
ملاقلیپور در نامهای تحت عنوان «خداحافظ سینما» که در پی حذف دو صحنه از فیلم «مزرعه پدری» در سال 83 در اختیار ایسنا گذاشته بود، نوشته:« چه حاصل از اینکه کی بودم و چه کردم؟ منتی هم نیست و صدالبته که طلبکار هم نیستم. حرف من بماند با تاریخ.
روزگاری نه چندان دور به گوشهای از این دیار عشق و میراث تعرضی شده بود. جوانانی بودند، مردانی بزرگ، زمینی بودند و روحشان آسمانی، دوربین عکاسی و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند کوتاه ولی مردانه زیستن را دیدم و بیدلیل نیست که هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» برای دیدن «نجاتیافتگان» و ملاقات با بانوی عشق خانم «هیوا» بود.
البته این جرم کمی نبود همزمان با نمایش تحقیرشان کردند و درگوشی و علنی نجوا کردند، برو، فراموشکن و این زمانه را آنطور که ما میگوییم ببین. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبین. در همان خوابگردی بمان تا خوابگرد را نسازی، مگر نمیبینی با «مزرعه پدری» این سرزمین پدریات چه میکنیم؟ اگر راه پیروزی فرهنگی عدهای در گرو این است که من دیگر فیلم نسازم، به همه دوستداران و ارزشپیشگان و همراهان این قافله مژده میدهم که این پیروزی گوارایتان باد. رسول ملاقلیپور دیگر فیلمی نخواهد ساخت تا... .»
امیرحسین دهقانی - نویسنده و منتقد