printlogo


اوبه کسی شباهت ندارد به‌جز خودش
پیش‌درآمد: ویژگی‌های حسینی (خصایص‌الحسینیه) نوشته علامه شیخ جعفر شوشتری و عنایت ویژه امام‌حسین به ایشان است که در مقدمه کتاب گزارشش آمده. بی‌شک چنین شاهکاری، خود از کرامات امام حسین به‌شمار می‌رود. نکات معرفتی و شناختی با دسته‌بندی بی‌نظیرشان افق متفاوتی را در زمینه شناخت امام به روی خواننده می‌گشاید. فرازی از کتاب:

...محبت خداوند، محبتى مخصوص به خود اوست و به محبت محبان دیگر شباهت ندارد، محبت امام حسین(ع) نیز چنین است‌. همان‌طور که پیامبر(ص) فرمودند؛ محبت حسین در اعماق جان مؤمنان نهفته است. به همین خاطر دل‌هاى مؤ‌منان به زیارت امام حسین(ع) علاقه‌مند است و آن‌گاه که نام او را مى‌شنوند متاثر مى‌شوند و بر او گریه مى‌کنند و این علاقه بیش از علاقه به حج و زیارت ائمه دیگر است. از سوى دیگر نام شریف آن حضرت تاثیر خاصى در دل‌ها دارد. امام(ع) همان‌گونه است که پدر بزرگوارش او را مخاطب قرار داده، فرمود: اى اشک چشم هر مؤ‌من و همان‌طور که امام سجاد(ع) خودشان فرمودند که من کشته اشکم؛ نام حسین(ع) نزد هر انسان مؤمنى برده شود، اشک چشمانش جارى مى‌شود یکى دیگر از موارد این‌که؛ با حلول ماه محرم دل‌ها پر از غم و اندوه مى‌شود و همچنین رقت و گریه بر آن حضرت، هر چند مصائب آن حضرت بسیار تکرار شود ملال‌آور نیست.
الطاف خاص خداوند به امام حسین(ع) در قرآن و سخن گفتن با او
همچنین حق تعالى در سخنان خود با آدم(ع) و پس از آن با دیگر پیامبران تا خاتم(ص) بارها مصیبت امام حسین(ع) را ذکر کرده است. سخن گفتن خاص خداوند با امام حسین(ع) بسیار است و از جمله موارد سخن گفتن خداوند با امام حسین(ع)، نداهاى مخصوص به آن حضرت در روز شهادت‌شان مى‌باشد که برترین آن نداها، همان عبارت یا ایتها النفس‌المطمئنه است.
عنایت و الطاف خاص پیامبر خدا به امام حسین(ع)
 پیامبر خدا(ص) قلب باطنى خود را به امام حسین(ع) عطا کرده و آن را محل و جایگاه مخصوص محبت به او قرار داده است. پیامبر(ص) حتى فرزندش ابراهیم را فدایى حسین(ع) قرار داد و پیوسته مى فرمود: فداى آن کسى بشوم که پسرم ابراهیم را فداى او کردم.
علاقه و رفتار پیامبر(ص) با امام امرى خارق‌العاده است 
پیامبر با آن همه شکوه و جلال و وقار و سکینه، وقتى حسین(ع) را مى دید، به طرف او مى‌آمد و در حالى که با اصحاب سخن مى‌گفت، سخنانش را قطع مى‌کرد و از جایش بر مى‌خاست و به استقبال امام مى‌آمد و او را روى شانه‌اش مى‌گذاشت و با خود مى‌آورد و در کنار خودش یا در آغوشش مى‌نشاند.عجیب‌تر این‌که، اگر پیامبر(ص) بر منبر بودند و خطابه ایراد مى‌کردند، همین که حسین(ع) وارد مى‌شد، سخنان خود را قطع مى‌کردند و از منبر پایین مى‌آمدند و به استقبال او مى‌رفتند و سخنى مى‌گفتند که تعجب دیگران را بر‌مى‌انگیخت. و تعجب‌آورتر از همه، موضوعى است که ابن ماجه در السنن و زمخشرى در الفائق نقل کرده‌اند. آنها گفته‌اند که پیامبر(ص) ملاحظه فرمود که حسین(ع) با کودکان در کوچه بازى مى‌کند. پیامبر جلوى مردم آمد، یک دست خود را گشوده کودک (حسین‌(ع)) به این طرف و آن طرف فرار مى‌کرد و پیامبر خدا(ص) او را مى‌خنداند. سپس او را گرفت و یکى از دستانش را زیر چانه‌اش قرار داد و دیگرى را بر بالاى پیشانیش و لبان مبارکش را بر لبان او گذاشت و او را بوسید و فرمود: من از حسینم و حسین از من است، خداوند دوست بدارد کسى را که حسین را دوست مى دارد، حسین نوه من است.
یادآورى: محبت پیامبر تنها اختصاص به حسین(ع) ندارد، بلکه شامل کسانى هم که او را دوست دارند نیز مى‌شود. پیامبر، خداوند را بر این امر گواه مى‌گیرد و مى‌گوید: خدایا! من حسین را دوست دارم و محبان او را نیز دوست دارم. آن حضرت دعا مى‌کردند و مى‌فرمودند: خداوند محبان حسین را دوست بدارد.