printlogo


حكایت پاسخ‌های حكیم دوگانه‌سوز

 در روزگاران قدیم در یكی از كلانشهرها حكیم موفقی زندگی می‌كرد كه دارای علم و حكمت و روشن‌بینی و مردم‌داری فراوان بود و علاوه بر آن‌كه شاگردان و مریدان بسیار داشت، در خانه‌اش به روی مردم باز بود و هركس مشكل فكری، روحی، خانوادگی، شخصی، اقتصادی، حقوقی، مشاوره مهاجرت، تغییر دكوراسیون منزل، معاوضه نو با دست دوم، خرید و فروش خانه، ویلا، زمین و آپارتمان در سراسر كشور و انواع چیزهای دیگر داشت به او مراجعه می‌كرد و او با روی باز به مشكلات تك‌تك مردم رسیدگی می‌كرد.
 روزی خبرنگار یكی از روزنامه‌های كثیرالانتشار سراغ او رفت و از او خواست تا راز موفقیت خود را برای خوانندگان روزنامه بگوید. حكیم گفت: «راز موفقیت من در تلویزیون است.» خبرنگار گفت: «عه، چه جالب، می‌شود بیشتر توضیح بدهید؟» حكیم گفت: «بلی.» خبرنگار گفت: «می‌دهید؟» حكیم گفت: «بلی.» خبرنگار گفت: «بدهید.»
حكیم گفت: «توضیح آن‌كه هر وقت عیال تلویزیون را روشن كرد، من به اتاق دیگری رفتم و كتاب خواندم و از آنجا كه عیال هرشب همه سریال‌ها و گفت‌وگوی خبری و دورهمی و خندوانه و كودك شو و حتی چشم شب روشن را نگاه می‌كرد،‌ كتاب‌های بسیاری خواندم و اینك حكیمی دانا و آگاهم.»
خبرنگار گفت: «ای حكیم، من خبرنگار روزنامه جام‌جم هستم كه متعلق به صدا و سیماست. آیا با این وجود، باز پاسخ‌تان همان است؟»
حكیم گفت: «ای داد، فكر كردم خبرنگار این روزنامه‌های روشنفكری هستی. می‌شود دوباره سؤال خود را تكرار كنی؟»
خبرنگار سؤال خود را تكرار كرد. حكیم گفت: «راز موفقیت من در تحصیل علم، پرورش اخلاق و نیز ورزش صبحگاهی است.» خبرنگار تشكر كرد و یك موز برداشت و به دفتر روزنامه رفت تا مصاحبه‌اش را پیاده، ویراستاری و برای انتشار آماده كند.