ما آخرین نسل كتابخوانها هستیم؟
ما كتابخوانها داریم روز به روز بیچارهتر میشویم. بله. ماجرا همینقدر تلخ و صریح است. هیچ اغراقی هم در كار نیست.
آنقدر هم لااقل سعی میكردیم محترم و به فكر كتاب باشیم، كه پیدیافهای رایگان موجود در فضای مجازی را دانلود نمیكردیم و هر جور بود در همین خانه به دوشیهایمان كتاب میخریدیم و سختی جابهجاییاش را هم به جان میخریدیم.
بعد كه پای اپلیكیشنهای كتابخوان مجازی فارسی به میان آمد و میشد بدون دغدغه با همین كارت بانكی كه تمام امورات مالیات را انجام میدهی، كتابخانه كوچكی در تلفن همراهت داشته باشی، خیلیهایمان ذوقزده بودیم. البته یك دسته دیگرمان هم میگفتند نه ما اسیر این چیزها نمیشویم، باید كتاب كاغذی باشد و بوی خوبش در مشام خواننده بپیچد و این حرفها.
خلاصه با همه آمارهای تلخ مطالعه، با همه تظاهرهای موجود در جامعه برای كتابخوانی، با همه تبلیغهای الكی برای یكسری كتابهای خاص، با افول هر سال تیراژ كتاب و هزار درد و بلای دیگر ما پای عشقمان به كتاب جان مانده بودیم و هنوز هم ماندهایم. چه كتابخانه تلفن همراهمان كه پر و پیمانتر میشد و چه قفسه كتابهایمان كنج خانه. هر دو به یك اندازه شادمان میكرد، اما دیگر گریزی نیست از گفتن اینكه هزار و یك عامل شناخته و ناشناخته دارند میان ما و كتاب فاصله میاندازند.
انگار دولت همان برخوردی را كه در گمرك با سازهای موسیقی كرده و تعرفه شان را چند ده برابر كرده دارد سر كتاب هم میآورد، گفته ساز خارجی كالای لاكچری است ـ كه البته نیست و این تعریف هم غلط است ـ و باید گران باشد. حالا واقعا كتاب هم شده كالای لاكچری كه ما كتابخوانها باید از پشت ویترین مغازهها تماشایش كنیم و برای داشتنش برنامهریزی كنیم؟
داشتم میگفتم. امیدمان همان اپلیكیشنهایی بود كه با هزار امید نصبشان كرده بودیم. اما یك شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم دیدیم كتاب 7000 تومانی قیمتش رسیده به 20هزار تومان و نسخه كاغذیاش حدود 40 هزار تومان است. دیگر نه میتوانیم با خیال راحت از اپلیكیشنها كتاب بخریم و نه جراتش را داریم پا توی كتابفروشیها بگذاریم. كاغذ دارد همهمان را میبلعد، ما را، ناشران و كتابفروشها را و سعی میكند همین آمار محدود كتابخوانهای حرفهای جامعه را كم و كمتر كندو البته در كنار همه اینها كانالهایی را میبینیم كه هر روز پیدیاف دهها كتاب را رایگان منتشر میكنند و ناشر و نویسنده هم كاری از دستشان برنمیآید. نكند روزی ما همین كتابخوانهایی كه با این اوضاع و احوال بهزودی در خرید كتاب از این هم فقیرتر میشویم، بشویم عضو پایه همین كانالها و كتابخوانهایی بیقانون!