واسه پوله، واسه پوله
اولریش مارزلف، ایرانشناس آلمانی كه مطالعه جامعی بر ادبیات شفاهی و داستانهای فولكلوریك فارسی داشته، معتقد است كه در بسیاری از این داستانها میتوان علاقه ایرانیها به بخت و اقبال را شاهد بود. او میگوید: «زندگی مردم ایران همیشه خیلی سخت بوده و قهرمانهای قصههای ایرانی هم معمولا از همین مردمی بودهاند كه زندگی سختی داشتهاند؛ مثلا پینهدوز یا خانوادههای فقیر. این قهرمانها همیشه به دنبال این بودند كه زندگیشان تغییر كند و به شرایط بهتری برسند. آنها آرزوهای خیلی بزرگی نداشتند، بلكه در فكر این بودند كه به زندگی راحتی دست پیدا كنند. برای همین قهرمانهای قصههای ایرانی همیشه دنبال گنج هستند.»
به استناد برداشت این پژوهشگر آلمانی و البته با رجوع به امیال درونی خودمان و میل به غلبه بر مشكلات اقتصادی و رسیدن به رفاه و شرایط مالی بهتر میتوانیم بفهمیم كه كتابهای انگیزشی از نوع اقتصادی و مالی برای بسیاری از ما جذاب هستند و حتی كسانی كه شاید هرگز در زندگی كتابی جز كتابهای درسی به دست نگرفتهاند وسوسه شوند كه یكی از این كتابها را بخوانند. به صورت كاملا منطقی طبیعی است كه كسانی بخواهند كتابهای هوش مالی یا پدر پولدار، پدر بیپول را بخوانند و در نتیجه این دو كتاب در فهرست اقلام مورد توجه قاچاقچیان قرار داشته باشد. قاچاقچیان كتاب، احتمالا از میزان استقبالی كه در بازار كتاب شاهد بودهاند، دست به تولید و عرضه غیرقانونی این نوع كتابها میزنند.
البته میل و علاقه به كتابهای انگیزشی صرفا به نوع اقتصادی ختم نمیشود و كتابهای روانشناسی انگیزشی هم طرفداران بسیار دارند و در نتیجه در فهرست آثار قاچاق دیده میشوند؛ كتابهایی مانند راز یا قدرت ذهن و امثال آن كه براساس نظریههای اثبات نشده به ظاهر علمی، مخاطب را به سمت ساختن زندگی راحتتر و آرامتر تشویق میكنند.