printlogo


رهرو آن است كه آهسته و پیوسته رود


در تقویم محلی كشاورزان غرب کشور اصطلاحی هست به نام 54. یعنی 54 روز از زمستان گذشته كه می‌شود 24 بهمن. مردم باور دارند در این روز درختان زنده و هوشیار می‌شوند. هوای كوهسار و گرمسار یكی می‌شود و به نقطه اعتدال می‌رسد. زمزمه این روزهای كشاورزان این است كه از روز پنجاه و چهارم آب دویده توی دل درختان، تا نوك شاخساره‌ها، تا تمام تن و بدن‌شان. از نظر علمی هم این طور نیست كه روز اول بهار یك دفعه درخت از خواب بیدار شود. از قبل، كم‌كم با تغییر طول روز، افزایش ساعات روشنایی و بالا رفتن دما، تغییرات فیزیولوژیك و هورمونی در آن ایجاد می‌شود و درخت تنظیم می‌شود برای شكوفایی در بهار. بدن آدمیزاد هم برای عبادت همین طبع را دارد. نباید یكدفعه نفس را وادار به عبادت كرد. كی یكروزه عابد و زاهد شده؟ درخت برای رسیدن به بهار و سرسبزی، یواش یواش از درون آماده بیدار شدن می‌شود. آدمی هم اندك اندك باید نفسش را كه به بازی‌های دنیا خو گرفته به بندگی عادت دهد. عبادت؛ آهسته و پیوسته و با برنامه‌اش خوب است. به جان آدم می‌نشیند و ماندگار می‌شود؛ كه نه در افراطش خیری هست، نه تفریطش. گل اگر می‌خواهی بدهی بدان پیش‌زمینه‌اش چه تغییراتی است. برایش برنامه بریز و برو جلو. «خادع نَفسَك فی العِبادَةِ وَ ارفُق بِها وَ لا تَقهَرها وَ خُذ عَفوَها وَ نَشاطَها إلّا ما كان مَكتوباً عَلَیك مِنَ الفَریضَةِ؛ برای عبادت، نفس خود را فریب بده و با او ملایمت كن. با زور وادار به عبادتش نكن و در زمان فراغت و نشاطش او را به عبادت نگیر، مگر در واجباتی كه باید آنها را در وقتشان به‌جای آوری».[1]