شماس شامی
تاب تاریخ در تکتک برگهای خود گواهی میدهد که هیچ کدام از نویسندگان آثار ادبی (نظم و نثر) و آثار ادبیات دراماتیک (نمایشنامه و فیلمنامه) به هیچ وجه در مقام مورخ نَه تعریف شده و نه ادعای آن را داشتهاند؛ آن روی سکه نیز به گواه همان کتاب تاریخ، هیچ مورخی نیز خود را نویسنده در هر دو شاخهای که از آن یاد شد نام نبرده و مدعای این مهم نبوده است، چه اگر اینگونه باشد بیتردید آن نویسنده و مورخ سخن به گزاف گفته و راه به بیراهه رفتهاند.
رمان «شماس شامی» به قلم مجید قیصری که نشر افق آن را منتشر کرده با انتخاب خادم کلیسا به عنوان راوی خود، تلاش کرده تا تکرار و تکرار و تکرار حدیث نامکرر قیام حسینی و واقعه عاشورا را به گونهای بیطرفانه و با نگاهی جهانشمول برای مخاطب خود روایت کند تا به این واسطه دامنه تاثیرگذاری خود را از حوزه جهان اسلام به تمام مردمان آزادیخواه جهان توسعه دهد.
در پشت جلد این کتاب آمده است: «داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند اما این توان و ظرفیت را داراست که تاریخ را از زاویه نو به روایتبنشیند. گویی که آن را دوباره میآفریند. در شماس شامی برههای از تاریخی مکرر باز هم تکرار میشود و هنوز نامکرر است.» موفقیت کتاب شماس شامی که بستر و حوادث آن محرم سال ۶۱ هجری قمری را با روایتی جذاب، متنوع و این بار با تلفیقی از ادبیات معمایی به مخاطب خود ارائه کرده است، ریشه در همان جمله کوتاه مجید قیصری در پشت جلد شماس شامی دارد.