موجی که به صخره خواهد خورد
هدایت حرکتهای دانشجویی توسط رسانههای معاند
بیش از دو هفته است که کشور به بهانه درگذشت مهسا امینی درگیر اغتشاش شده و حالا در جدیدترین استراتژی، رسانههای معاند تلاش دارند این مسائل را به دانشگاهها بکشانند. مرکز مقابله با شایعات سایبری سازمان فضای مجازی سراج، از ابتدای مهر و با آغاز سال تحصیلی جدید، روند اعتراضات که حالا با تخریب اموال عمومی و ضرب و شتم شهروندان و نیروهای پلیس، بیشتر حالت اغتشاش به خود گرفته، فضاهای آموزشی و دانشگاهی را هم درگیر کرده و طی یک هفته اخیر در معدود دانشگاههای تهران و برخی استانها برگزاری تجمعات اعتراضی، منجر به تعطیلی کلاسهای درس شده است. تصور میشد که با ورود دانشجویان به عرصه اعتراضات، تجمعات از شکل خشن و توهینآمیز خارج شده و به بیان مطالبات اجتماعی تبدیل شود اما از محتوای شعارها و بعضا رفتارهایی که در تجمعات دانشگاهی بهچشم خورد، اینطور به نظر میرسد که جامعه دانشجویی هم تحتتاثیر رسانههای معاند خارجنشین فارسی زبان و اظهارنظرهای سطحی سلبریتیهای سیاستزده قرار گرفته است. درواقع رسانههای معاند قصد دارند مطالبات مردم و روز جامعه را در مسیر حواشی قرار دهند تا اعتراضات به اغتشاشات بدل شود، ناگفته نماند سلبریتیهای سیاستزده هم در این مسیر به شایعات این رسانه مهر تایید میزنند.
یکی از روزنامهها در گزارشی با اشاره به تکرار شعار «زن، زندگی، آزادی» در اغتشاشات ایران نوشت: شعار «زن، زندگی، آزادی» هرچند ظاهرا شعاری نرم بهشمار میآید اما در واقع شعار اصلی جریان تجزیهطلب کردی است. زن، زندگی، آزادی یا اصل آن «ژن، ژیان، آزادی» را اولین بار عبدا... اوجالان رهبر پ.ک.ک مطرح کرد و از سوی انشعابات این گروه در ترکیه، عراق، ایران و سوریه مورد استفاده قرار گرفت.
اوجالان و گروهش به دنبال جدایی کردستان ایران، عراق، ترکیه و سوریه و ایجاد کشوری موهوم به نام کردستان بودهاند. این شعار و ترجمه فارسی آن ازسوی هواداران این گروه در مراسم تدفین خانم امینی در سقز و نیز سنندج سر داده شد و به دنبال آن برخی از هواداران این گروهک این شعار را در میان تجمع دانشجویان دانشگاه تهران سر دادند و متأسفانه در بقیه نقاط کشور نیز استفاده شد، بیآنکه شاید بسیاری از مردم از ماهیت تجزیهطلبانه این شعار مطلع باشند.
جای پای سرکرده منافقین در صفوف دانشجویان معترض!
اما شعار پرتکرار دیگر، «مرگ بر ... است» که این روزها از زبان دانشجویان معترض زیاد شنیده میشود. شاید دانشجویان ندانند اما این روزها آنکه با آنها همراهی و همصدایی دارد، مریم رجوی، سرکرده گروهک تروریستی منافقین است که در پیامها و سخنرانیهای خود بارها این عبارت را تکرار کرده تا مبادا از یادها برود.
جنبشهای دانشجویی دهه هشتادی
جدا از انتخاب شعارهایی که از سوی رهبران جنبشهای ضدایرانی طراحی و به جامعه منتقل میشود، ماهیت اعتراضات دانشجویی و به تبع آن، مسیر مطالبات اجتماعی را زیر سؤال میبرد، نحوه بیان مطالبات نشان میدهد قشر معترض دانشجو از پختگی لازم برای جدا کردن صف خود از صف تجزیهطلبان و براندازان برخوردار نیست. این مسأله میتواند دلیلی باشد بر کمسن و سالی معترضانی که به تعبیر و تحریک رسانههای بیگانه، هیجان یک انقلاب جدید آنها را از رفتن به سر کلاسهای درس بازداشته و به خیابانها آورده است.
تحریک جوانان توسط سلبریتیها
نسل جدید دانشجویی را که اکثرا دهه هشتادیها تشکیل میدهند، این روزها عواطف و احساساتشان درگیر سلبریتیهای سیاستزده شده است. در واقع مطالبهگری و عدالتخواهی توسط افراد جامعه بهویژه دانشجویان سبب قوامدهی نظام و انقلاب میشود؛ اما مطالبهگری و جنبش دانشجویی دهه 80 که پس از افول جنبشهای دانشجویی دهه 70 امروز دوباره به اوج خود برگشته با اظهارنظر سطحی سلبریتیهای سیاستزده در مسیر اشتباه قرار گرفته است.
جنگ رسانهای علیه دهه هشتادیها
رسانههای خارجنشین فارسیزبان، نسل جدید دانشگاهی را مورد هدف قرار دادند؛ نسلی که با دهه ۶۰ و ۷۰ از لحاظ مطالبهگری و دغدغهمندی بسیار متفاوت هستند و جسارت بیشتری برای ابراز خواستههای خود دارند که این روحیه مطالبهگری به توسعه و عدالت نظام آموزشی و... کمک میکند اما رسانههایی از جمله ایراناینترنشنال، بیبیسی و... از روحیه آنان سوءاستفاده کرده، آنان را در مسیر نادرست و درواقع از اعتراض به اغتشاشات هدایت میکنند. بخشی از این نسل جدید دانشگاهی، امروز در این دام افتاده است.
ضرورت بازگشت به اصل گفتوگو
افراد جامعه بهویژه دانشجویان مطالبات و دغدغههایی دارند که مسئولان باید مسیری برای جهت ابراز خواستهها مهیا سازند اما زمانیکه این مسیر توسط مسؤلان و مدیرهای دولتی ایجاد نمیشود، صدای اعتراض مطالبات اقشار مختلف شنیده نمیشود، رسانههای معاند از این خلأ سوءاستفاده میکنند و اعتراضات را به اغتشاش تبدیل میکنند؛ نسل جدید دانشجویی مطالبات به حقی دارد اما بهدلیل ناپختگی با تحریک رسانهها و دخالت سلبریتیهای سیاستزده، دغدغههای خود را با اشتباهترین روش ممکن فریاد میزنند.