دنیای مشترک
بعضیها انگار مامور میشوند یک سوال بیندازند به جان ذهنت و بعد رهایت کنند با آن خوره فکری تازه.سوال خوبی که جانت بالا میآید تا پاسخ دقیق و کاملش را پیدا کنی.
اساسا برای ماآدم ها کسانی جذابند که«منم همینطور»هایشان با ما زیاد باشد.من صدایش میکنم داشتن دنیای مشترک.حس تایید درباره سلایق و تفکرات و داشتن اشتراک باآدم های دیگر است که مارا وارد دنیای زندگی هم میکند.حالا این دنیا چطور ساخته میشود؟
من میگویم با خوراک فکری و فرهنگی و دیده و شنیده هایی که از بچگی به خورد خودمان میدهیم.
حالا حسابش را بکنید آدم ها حتی در یک کشور چقدر دنیا دارند که در دل خانواده های متفاوت، مدرسه های مختلف و مطالعه و فیلم دیدن و هزار و یک چیز ریز و درشت شکل گرفته است و چقدر اشتراکات به حداقل میرسد حالا این که بخواهیم دنیای آدم های دیگر را بشناسیم و قبول کنیم که تفاوت داشتن یک چیز بدیهی است و دوست داشته باشیم دنبال مشترکات بگردیم از ما یک آدم فهیم و منطقی میسازد.
برگردیم به اول متن و سوالی که ذهنم را درگیر کرده بود. پرسید: مگه ما برای نوجوونای کف خیابون چیکار کردیم؟
خواستم بگویم تلاش برای ساختن دنیاهای مشترک...
زهرا قربانی - دبیر نوجوانه