راه چاره
بعد از انقلاب فرانسه، با بالا رفتن حجم بزهکاری ها در میان دانش آموزان، تصمیمی گرفته شد مبنی بر شرکت و همکاری هر چه بیشتر اولیا با مدارس. طرحی که والدین را به شرکت در کلاس هایی آموزشی_تربیتی وا میداشت تا این هماهنگی میان دو نهاد مهم تربیتی، یعنی خانواده و مدرسه، سبب رشد بهتر دانش آموزان شود که امروزه با نام انجمن اولیا و مربیان در ایران در حال اجراست. در اصل رسالت چنین انجمنی، ارتباط دادن مدرسه و اولیا بود در جهت اینکه تربیت دانش آموز چه در خانه و چه در مدرسه، در یک سمت و سو باشد.
والدین برای تربیت بهتر فرزندشان آموزش ببینند، در مدرسه حضور پیدا کنند و در جریان اقدامات فرهنگی تربیتی باشند. رسالتی که این روز ها در مدارس ایران، نقش تجملاتی پیدا کرده و یک طور دست و پا شکسته ای در حال اجراست. کلاس های آموزشی برای والدین، به چند جلسه کوتاه در سال تبدیل شده که عمدتا هدف از این جلسات بیان کمبود های مالی مدرسه است و فعالیت های تربیتی_ فرهنگی به یک یا دو اردو در طول سال تحصیلی محدود شده و مشارکت والدین در این طرح ها، به تزئین مدرسه و ساخت کاغذ دیواری!
و متاسفانه به دلیل بی توجهی به اهمیت چنین مسائلی، حتی همین موارد ذکر شده و اقدامات دست و پا شکسته در برخی مدارس صورت نمیگیرد و از این انجمن، صرفا یک اسم شنیده میشود ولاغیر! به نظر میرسد این ناهماهنگی و کم کاری در آموزش و پرورش و بیتوجهی بسیار به این امر مهم، ریشه در همان معضل قدیمی نظام آموزشی دارد، چالشی که خانواده ها در طول دوازده سال تحصیل، بارها با آن روبه رو میشوند، همان حکایتِ « هر چقدر پول بدهی، آش میخوری».
چالشی که از بدو ورود به مدرسه آغاز میشود و رد پایش را روی مسائل فرهنگی و تربیتی، آموزشی و حتی نوع مدرسه میگذارد. چه بسا اگر به این مساله به قدر کافی اهمیت داده شده و دوره های آموزشی برای والدین اجرایی شود، از کاستیهای تربیتی و معضلاتی که ریشه در عدم ناآگاهی والدین دارد، کم شده و اولیا همگام با مدرسه و نه در جهتی مخالف، حرکت میکنند. همچنین در نگاهی فراتر، با ایجاد ارتباط گسترده ميان انجمن های اولیا و مربیان در سطح یک شهر و یا کشور، میتوان آنها را به نهادی مهم در جامعه تبدیل کرد؛ به به عبارتی دیگر، ارتباط جمعیت قابل توجهی از خانواده های ایرانی با آموزش و پرورش در جهت رشد و تربیت فرزندانشان!
مریم شاهپسندی از تهران