همه عاشقان محمدیم
با وجود تفرقهافکنیهای پیوسته دشمنان اسلام آنچه همیشه تمام مذاهب اسلامی را دور یک محور و گرد خود جمع میکند، نام والای پیامبر است. تفاوت تاریخ میلاد پیامبر اکرم در روایات سنی و شیعی، انگیزهای شد تا امامخمینی(ره) فاصله روز میلاد پیامبر در دو روایت مختلف را هفته وحدت نامگذاری و همه مسلمانان را به چنگ زدن به ریسمان الهی وجمع شدن گرد وجود مبارک پیامبر دعوت کنند.وحدت در این روزها که دشمنان برای از میان بردن یکپارچگی مردم ایران نقشههای شومی کشیدهاند، بیش از هر زمان دیگر به یک نیاز بزرگ و مهم بدل شده است؛ بخصوص اینکه نقشه دشمن این است که از اختلافات طبیعی میان افراد هر جامعه از جمله تفاوتهای میان مذاهب در ایران بهرهبرداری کند اما تاریخ نشان داده که ایرانیانچه سنی و چه شیعه در هیچ زمانی وقتی پای ایران و اسلام به میان آمده باشد، دست از وحدت و همبستگی تاریخی خود نمیکشند. به همین انگیزه و در آستانه میلاد مبارک پیامبر اعظم(ص) و فرزندش امام جعفر صادق(ع) با دو کارشناس مذهبی درباره زندگی و شخصیت این بزرگواران و نقش آنان در تداوم و قوام اسلام صحبت کردهایم:
مولوی عبدالغنی دهانی مدرس حوزه علمیه اهل سنت در گفتوگو با جامجم درباره وحدت مسلمانان در مقابل آماج کینهتوزیهای دشمنان اسلام میگوید: وحدت کلمه بسیار زیبا و شیرینی است که قرآن روی آن تاکید زیادی دارد. زیرا ما مسلمانیم و مشترکات زیادی با هم داریم. با وجود اینکه مذاهب مختلفی در جهان اسلام وجود دارد اما تمام مسلمانان خدا، قرآن و پیامبرشان یکی است. بنابراین وقتی اصول دین آنها با هم مشترک است، تنها اختلافشان امور فرعی و فقهی اسلام است.
مولوی دهانی، با بیان اینکه علما و فقهای باتدبیر جهان اسلام از میان این اختلافات راهکاری ارائه دادند تا مسلمانان به یکدیگر نزدیکتر باشند و این اختلافات به جای دوری از هم، باعث نزدیکی آنها شود، میافزاید: یکی از آن اختلافات که باعث وحدت شده، تاریخ میلاد مبارک پیامبر است. مورخان اهل سنت تاریخ میلاد پیامبر را 12 ربیعالاول و مورخان شیعی میلاد پیامبر را 17 ربیعالاول میدانند. علما و اندیشمندان با تدبیر انقلاب اسلامی از این اختلاف روایی، یک وحدت با نام هفته وحدت ساختند. چه خوب است که در این تاریخ به جای بحث بر سر این اختلاف، وحدتمان را به جهانیان نشان دهیم.
این عالم دینی اهل سنت ادامه میدهد: در مسائل فقهی نیز همین قصه است. قرآن کریم وقتی بر سینه مبارک پیامبر نازل و آیات میان مردم تلاوت شد، فقها تفاسیر مختلفی از آیات پیامبر کردند. فقها از قرآن کریم دین را استخراج و استنباط کردند تا دین برایشان آسان شود. این اختلاف نظرها باعث راحتی عمل به دستورات دینی است. بنابراین وقتی علم و بصیرت باشد هیچوقت این اختلاف نظرها باعث جذایی و افتراق مذاهب اسلامی نخواهد شد بلکه باعث وحدت بیشتر است.
باید به نقطه اشتراک برسیم
وی همچنین تصریح میکند: چه شیعه و چه سنی نسبت به اهل بیت پیامبر ارادت ویژه دارند اما در این مساله که اهل سنت همسران پیامبر را نیز اهل بیت پیامبر میدانند اختلاف نظر وجود دارد. با این وجود اهل سنت نیز اهل بیت پیامبر را برای خودشان میدانند. همچنین از سوی دیگر ما اگر تاریخ را بررسی کنیم میبینیم ائمه هیچ بغض و کینهای نسبت به بزرگان صدراسلام نداشتند. همچنین اهل سنت معتقدند عمل به اقوال و گفتار اهل بیت پیامبر واجب است یعنی هر چه اهل بیت گفته باشند ما باید به آن عمل کنیم چرا که اگر ما به گفتار اهل بیت عمل نکنیم مسیر را اشتباه رفتهایم و گمراه میشویم. اتفاقا همین نظر در تشیع نیز وجود دارد. اما واقعیت این است که بزرگان هر دو گروه باید کتب و روایتهای تاریخ اسلام را بررسی کنند تا بتوانند درمیان روایات تاریخی، جعلیات را تشخیص دهند. اهل سنت بسیاری از کتابهای حدیث خود را غربالگری کردهاند. شیعیان نیز همین کار را کردهاند و درحال پاکسازی روایات ضعیف و جعلی هستند. بنابراین اگر به نقطه اشتراک برسیم، میبینیم اختلاف نظرهای ما تنها در حد جزئیات است. مانند باز یا بسته بودن دست در نماز که از قضا گروهی از اهل سنت هم به باز بودن دستها در نماز معتقدند. اما گروهی دیگر به عنوان احترام با دستهای بسته نماز میخوانند. لذا اگر به اصل دین بپردازیم دیگر اختلافی باقی نمیماند.
وی همچنین تاکید میکند: متاسفانه دشمن برای تفرفهافکنی کار کرده است و دو مذهب بزرگ اسلام در کتابهایشان روایات مختلفی علیه همدیگر دارند تا پیروان دو گروه را مقابل یکدیگر قرار دهند. بسیاری از اهل سنت از امام حنفیه پیروی میکنند. امام حنفیه همعصر امام صادق و برخی نقل کردهاند حتی شاگرد ایشان هم بوده است، آنها از یکدیگر کسب علم میکردند و برای کتابهای هم حاشیهنویسی کردهاند. بنابراین در آن زمان و در دوره ائمه هیچ اختلافی نبوده و این نشان میدهد که بعدها افرادی آمدند و مواردی را در کتب دو گروه اضافه کردند که باعث دلخوری میان دو مذهب شده است. میطلبد اندیشمندان دو گروه کمر همت ببندند و مواردی را که باعث اختلاف میان دو گروه شده از کتب خود حذف کنند.
مولوی دهانی میافزاید: اختلاف نظرهای فقهی در مسائل فقهی در میان مراجع شیعه وجود دارد و دیدهایم که علما بر سر یک موضوع اتفاق نظر نداشته باشند. این اتفاقات پیش پا افتاده برای تسهیل عمل به دین است. ما در اصول دین اختلافی نداریم و تنها اختلاف ما در مسائل فقهی است و باعث نگرانی هم نیست. اتفاقا اینگونه مسائل و اختلاف نظر، بد نیست که هیچ؛ خوب نیز هست چرا که دلیلی بر پویایی فقه اسلامی است و اختلافی است که از قضا میتواند باعث اتحاد هم شود.
وحدت، رمز اقتدار جهان اسلام
وی عنوان میکند: همانگونه که قرآن به ما دستور داده، وحدت ما نباید تاکتیکی باشد. وقتی خداوند دستور میدهد همه مسلمانان باید به یک ریسمان الهی چنگ بزنند و هیچ اختلافی در دستور الهی نیست. این یعنی وحدت دستور داده شد باید یک ایده، عقیده و استراتژی مسلمانان باشد. اینگونه نیست که فقط مقابل دشمنان وحدت داشته باشیم و پس از دفع خطر دشمن همدیگر را بکوبیم. اتفاقا باید پیش از دشمنی دشمن وحدت داشته باشیم چرا که وحدت اقتداری برای جهان اسلام محسوب میشود. وقتی وحدت باشد، امنیت در جامعه به وجود میآید. با به وجود آمدن وحدت نیز رشد علمی، اجتماعی و فرهنگی خواهیم داشت. تجربه انقلاب اسلامی نشان داد با وحدت میشود قلههای بسیاری را فتح کرد. تمام پیشرفتها و رشد در جامعه حاصل وحدت و امنیت است. بنابراین دشمن از این وحدت واهمه دارد و سعی میکند با ایجاد شبهه و شبکههای مختلف برای دو گروه، از طریق روایات جعلی نسبت به همدیگر بدبینی ایجاد کند. لازم است علما و فقهای دو گروه شیعه و سنی، ضمن رد کردن این شبکههای مجازی و ماهوارهای، توطئه دشمن را تبیین کنند و محبتها را عملی نشان دهند تا دنیا بفهمد اگر اختلاف نظری میان شیعه و سنی وجود دارد، این اختلاف نظر باعث رشد دین آنها میشود و نه سبب تفرقه و تعصبات سخت.
برای امام صادق(ع) شیعه و سنی فرقی نداشت
یکی از پیشتازان وحدت درمیان مذاهب اسلامی، حضرت امام صادق(ع) است. دوران امامت پیشوای ششم شیعیان از نظر ساختار سیاسی و اجتماعی به گونهای رقم خورد که فرصت و فضا برای فعالیت علمی و فرهنگی امام و یارانش فراهم شد. ضعف خلفای اموی و سقوط سلسله امویان، روی کار آمدن عباسیان با شعار حمایت از اهل بیت پیامبر(ص) موجب شد تا سختگیریهای دوران امامان پیشین برای فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، کمتر و فرصت مناسبی برای جبران خلأ عملی و فرهنگی در جامعه فراهم شود. امام صادق(ع) با تکیه بر سیاست حکیمانه تقیه به جای مبارزه مسلحانه، از فرصت و ظرفیت به وجود آمده برای تعالی اندیشه امت اسلام بهره جست و مسجد مدینه را به محفل علمی تبدیل کرد. طالبان علم و اندیشمندان مختلفی از اقصا نقاط جهان برای علم آموزی به مکتب جعفری مراجعه کردند و دانش آموختگان مدرسه امام صادق منادی اندیشه آن حضرت در سرزمین های مختلف شدند. دانشگاه جعفری یک سیاست فرهنگی مهم برای نشر مبانی کلامی شیعی بود.
آیتا... محمدهادی یوسفی غروی؛ استاد محقق و مورخ معاصر و از عالمان حوزه علمیه قم كه در موضوعات مختلفى چون فقه و اصول، تاريخ و حديث، تخصص دارد و آثار متعددى را در حوزه علوم اسلامى تدوين كرده در گفتوگو با جامجم درباره روش امام صادق(ع) در بسط و گسترش اسلام در دوران خود میگوید: امام صادق (ع) حوزه علمیهای را که ائمه پیش از ایشان آغاز کرده بودند، تکمیل کرد و افقهای گستردهتری پیش روی آن گشود. دانشگاه جعفری تودههای تشنه از سرزمینهای مختلف اسلامی را به سوی خود جذب و خلأیی که امت در آن زمان از آن رنج میبرد را جبران کرد. خدمات علمی امام در مدرسه و دانشگاهی که موسس آن بود رمز پیشرفت فکر و اندیشه در جهان اسلام است. این دانشگاه ویژگیهایی دارد که با سایر مراکز علمی متفاوت است.
اولین ویژگی این بود که امام برای تعلیم و تربیت دانشجو دست به انتخاب نزد. بلکه درمرکز علمی به روی همه دوستداران علم باز بود. برای امام شیعه و سنی تفاوتی نداشت. چنانچه ائمه اهل سنت در کلاس درس ایشان حاضر میشدند. حتی مخالفان امام از تحصیل علم محروم نشدند. کسانی که منکر امام و امامت او بودند محصل مدرسه جعفری شدند و از محضر آن حضرت بهره بردند. دومین ویژگی دانشگاه امام صادق(ع) این بود که بسیاری از رشتههای معرفت اسلامی و علوم انسانی را به دانشجویان آموزش میداد. آن حضرت اهمیت ویژهای به قرآن، سنت، فقه، تاریخ، عقیده، کلام و فلسفه اسلامی میداد. همچنین به علوم دیگر مانند ستارهشناسی، پزشکی، جانورشناسی، گیاهشناسی، شیمی و فیزیک نیز اهمیت خاصی داده و در این زمینهها نیز شاگردانی تربیت کرد.
ویژگی دیگر دانشگاه جعفری این بود که هیچ گاه و به هیچ کدام ازدولتهای وقت وابسته نبود و هرگز به سیاستهای دولتهای حاکم آلوده نشد و ابزار خدمت حاکمان نبود. از همین رو امت اسلام با دیدن استقلال این دانشگاه، آن را برآورنده آمال و آرزوهای خود میدانستند، چرا که میدیدند در رأس این دانشگاه، وارث علم پیامبر اکرم(ص) بزرگ پرچمدار تفکر محمدی، ابوعبدا... جعفر بن محمد صادق(ع) نشسته است. کسی که موضعگیریها و استقامت او مشهور بوده و به خاطر اخلاق والایی که داشت به صادق ملقب شد. او هیچ گاه در برابر سیاست حکام منحرف از خود سستی و نرمش نشان نداد.
دانشگاه جعفری، دژ فکری دوستداران حقیقت
آیتا... یوسفی غروی با تشبیه دانشگاه امام صادق(ع) به دژ سیاسی و فکری طالبان حقیقت و کسانی که احساس مسئولیت میکردند و میخواستند از وادی گمراهی جریانات سیاسی و فکری رهایی یابند، میگوید: در دانشگاه آن حضرت شیوه صحیح تفکر آموزش داده میشد. آموزشهای امام صادق(ع) مبتنی بر اندیشه، اصالت و توانایی علمی شاگردان بود. اینها از مهمترین بنیانهای شیوه آموزشی و پرورشی دانشگام امام به شمار میآمد چنانچه از دانشگاه امام صادق(ع) سمبلهای علم و استقامت فارغالتحصیل شدند. کسانی که به خدمات دینی به جامعه، نوآوری در تخصصهای مختلف علمی و موفقیت در عرصه دعوت و اصلاح بین مردم در جامعه معروف شدند. به گونهای که منتسب بودن به دانشگاه آن حضرت یکی از افتخارات بزرگ به حساب میآمد و میبینیم عدد دانشجویان این دانشگاه به 4000 نفر رسیده بود. دانشگاه امام صادق بعدها گسترش یافت و شعبههای مختلفی از شاگردان آن حضرت در کوفه، بصره، قم و مصر دایر شد. دانشگاه امام صادق(ع) فعالیتهای خود در عرصه دانشگاه را جدای از فعالیتهای خود در حرکت انقلابی و سیر تغییر و تحول جامعه قرار نداده بود، بلکه این دانشگاه نیز قسمتی از برنامه اصلاحی آن حضرت بود. این دانشگاه بستر مناسبی برای تربیت افراد صالح و دنباله حرکت عام آن حضرت برای تربیت امت بود. به علاوه نتایج سیاسی مثبتی که این دانشگاه در تربیت مهرههای موثر سیاسی داشت و کادر علمی که در مدرسه آن حضرت تربیت شدند همان کسانی بودند که در تمام فعالیتهای خاص امام شرکت داشتند.
این عالم دینی در ادامه با بیان اینکه از نظر معرفتی و دینی، دانشگاه امام صادق ارتباط مستقیم با منابع معرفت یعنی قرآن و سنت داشت، اضافه میکند: در هیچ عصر و زمانی مثل و مانندی برای آن یافت نمیشود. امام صادق اشتیاق شدیدی داشت که در این دانشگاه در امر تدوین حدیث و حفظ مضمون آن فعالیت گستردهای صورت گیرد چرا که در گذشتهای نه چندان دور حدیث نبوی دستخوش نابودی، تحریف و استفاده ابزاری سیاسی شده بود، هرچند ائمه ما برای حفظ احادیث نبوی از هیچ کوششی فروگذار نکردند. اما در دوره امام صادق این کار رسمیت یافت. در دانشگاه امام صادق اهمیت فراوانی به تدوین و نگارش کتاب داده میشد و یکی از ویژگیهای آن دانشگاه، نشر و پرورش و پیشرفت علم و کتابت بود. امام دانشجویان خود را به نوشتن تشویق میکرد و ضرورت تدوین و نوشتن کتاب را به آنان گوشزد میفرمود. آن حضرت فرمودهاند «کتابهایتان را حفظ کنید چرا که شما به زودی به این کتابها نیاز خواهید یافت.»
امام دانشجویان خود را به خوب درس خواندن و مباحثه دستور میداد. آن حضرت به محمد بن عمر جعفی فرموده «دانش خود را بنویس و در میان برادرانت پخش کن و چون از دنیا بروی برای فرزندانت کتاب به ارث و یادگار بگذار که زمانی بر مردم خواهد رسید پرآشوب که مردم جز با کتابهایشان با چیز دیگری انس نخواهند گرفت.» میراث این توصیه عالمانه امام، کتابت و تدوین اصول چهارصدگانهای است که اولویت مجموعه حدیثی شیعه امامیه است.
زینب مرزوقی و نازلی مروت - گروه فرهنگی