زمین در ازای آزادی!
برخی از زندانیان دوره رضاشاه کسانی بودند که حاضر به فروش یا واگذاری املاک خود به رضاشاه و اطرافیان او نبودند. این افراد را ابتدا با پروندهسازیهای جعلی راهی زندان میکردند و پس از مدتی شکنجه و تهدید مجبور میساختند اسناد املاک خود را واگذار کنند و از بند رهایی یابند.
پس از سقوط رضاشاه، مجله «وحید» از قول یکی از شاهدان عینی به یک نمونه از این موارد چنین اشاره کرد: یک روز که باز مرا بردند به حبس انفرادی، یک زندانی دیگر آوردند و در اتاق روبهروی من جا دادند که بهمحض ورود به سلول گفت: «انا لله و انا الیه راجعون».
از پاسبان کشیک پرسیدم این کیست؟ گفت «حسن مشار». از آن روز به بعد مدیر و رئیس روزی دو بار به سلول او میرفتند. من کنجکاوی کردم که بفهم چه کار کرده. پی بردم که او یکی از مالکان شمال است؛ میخواستند املاکش را بخرند و او حاضر به فروش نبود. مدیر زندان و رئیس که ملاقات او میآمدند برای این بود که او را راضی به فروش املاکش کنند. روزهای اول راضی به فروش نبود، بالاخره تن داد و املاکش را واگذار کرد و آزاد شد.
«داستانی از عصر رضاشاه» / محمود حکیمی / صص251-252