printlogo


چند خط با راوی «کوچه نقاش‌ها»
ما با لوطی‌ها بودیم و صاف
«قد کشیدن در غبار کوچه نقاش‌ها، کفترهای سید باقر، صفای ننه پری، جوانمردی‌های سید ابوتراب و صدای سلام علیکش تا چند کوچه آن‌ورتر کمانه می‌کرد. صدای روضه‌ها و زنگ زورخانه‌ها، صدای بهمن، صدای عشق در یک شب بارانی، صدای فاطمه خانم...» قسمتی از کتاب «کوچه نقاش‌ها».

کتاب کوچه نقاش‌ها، خاطرات سیدابوالفضل کاظمی است. این کتاب حاصل سه ماه مصاحبه راحله صبوری است که با تنها فرمانده گردان بسیجی لشکر 27 محمد رسول‌ا... است. وی در سال‌های دفاع‌مقدس به صورت نیروی آزاد در عملیات‌های کربلای 4 و 5 حضور داشته و فرمانده گردان میثم بوده است.
کتاب کوچه نقاش‌ها از آن جهت جذاب و خواندنی است که راوی با لحنی داش‌مشدی و با ادبیات پهلوانی، خاطرات را تعریف می‌کند. تا آنجا که در تقسیم‌بندی مطالب، به جای استفاده از واژه «فصل» از واژه «گذر» استفاده شده است.  سبک و سیاق خاطرات به گونه‌ای است که ناخودآگاه، یاد مرشدها و نقال‌های قدیم می‌افتیم و این ریتم تا پایان کتاب ادامه دارد.
این کتاب شامل 16  گذر است. گذرهای اول تا سوم به زندگی شخصی راوی پرداخته است و در گذر چهارم به خاطرات سربازی و بحبوحه پیروزی انقلاب می‌رسد. خاطرات اصلی کتاب از گذر پنجم آغاز می‌شود که با ناامنی کردستان و راهی شدنش به آن دیار می‌پردازد. از گذر ششم به بعد، حضور ایشان در جبهه‌های جنوب و وقایع عملیات‌ها را بیان می‌کند.
خاطرات راوی از آن جهت قابل‌تامل و قابل‌توجه است که فرمانده گردان هم فضای قرارگاهی و رده بالای فرماندهی جنگ و هم با فضای درون گروهی نیروهای رزمنده و خط‌شکن ارتباطی تنگاتنگ دارد و بازنمایی حضور وی در این دو فضای پیچیده، جذابیت خاصی به کتاب بخشیده است.
یکی از نکات مثبت کتاب، دور بودن از فضای خیال‌پردازی‌ها و رمبوسازی‌های تخیلی است و فضای لوطی‌گری حاکم بر خاطرات، خواننده را تا پایان کتاب همراه خود می‌کند.
سیدابوالفضل کاظمی می‌گوید: توی جبهه اشتباه نشه همه عاشق مولا بودن اما این اواخر هر چی طلبه بود می‌رفت گردان حبیب. هر چی دانشجو بود می‌رفت گردان عمار. هر چی مومن بود می‌رفت گردان حمزه. داش‌مشدیا هم میومدن گردان میثم. ما با لوطیا بودیم و صاف.
یکی دیگر از نکاتی که در این کتاب مورد توجه است، اسناد و تصاویر مراحل مختلف زندگی سیدابوالفضل کاظمی و همراهانش است که در انتهای کتاب آلبوم شده است.
سیدابوالفضل کاظمی، متولد کوچه نقاش‌ها در محله گارد ماشین دودی است و به‌دلیل علاقه‌اش به این محله و کوچه، نام کتاب را کوچه نقاش‌ها گذاشته است.
انتشارات سوره مهر، این کتاب را سال 1389 به چاپ رسانده و تاکنون بارها به چاپ مجدد رسیده‌است.

زینب قیامتیون - روزنامه‌نگار