هدفهای بزرگ باعث میشود افراد پای سختیها بایستند
در این نشست، سمیه جمالی، نویسنده، شاعر و منتقد ادبی گفت: همانطور که خانم جعفریان گفتند، مسأله انتخاب، موضوع اصلی جلسه ماست. این که ما با انتخابهای خودمان دچار چه چالشهایی میشویم. فخرالسادات مادر متفاوتی داشته و دوست داشته دامادهای متفاوتی داشته باشد اما این دختر دست به یک انتخاب ایدئولوژیک میزند. هم فخرالسادات و هم منیژه هر دو به نقطه جنگ رسیدند که زندگیشان را خراب کرده است. انتخاب در این جریان معنا ندارد چون هیچ زنی سختی را انتخاب نمیکند. این هدفهای بزرگ هستند که باعث میشود این افراد پای اتفاقات و سختیها بایستند.
باید به جوانها بگوییم «هدفت را بزرگ انتخاب کن»
این روزهای کشور ما هم شباهتهایی به آن دوران دارد چون بحث «انتخاب» در میان است. جوانها میگویند میخواهیم انتخاب کنیم اما باید به آنها بگوییم هدفت را بزرگ انتخاب کن. جوان در جزئیات نباید دست به انتخاب بزند بلکه باید کلیات را با در نظر گرفتن همه جوانب انتخاب کند. در انقلاب ۵۷ هم مردم ایران یک کلیت بزرگ را انتخاب کردند و حالا در این سالها سختیهایش را هم تحمل میکنند.در کتاب «پاییز آمد» هم مسیر انتخاب مطرح است و میبینیم که چقدر انتخابها میتواند به ما امکان دهند. همه کسانی که دنبال تغییرند باید مرامنامه داشته باشند و ببینند حاضر به هزینه دادن برای آن هستند؟ کتابهای زیادی درباره یک همسر شهید نوشته شده است و من یکی از آنها را نوشتهام و وقتی باز هم سفارش جدیدی ارائه شد، گفتم باید سوژه جدید و راه جدیدی پیدا کنم تا بتوانم در این حوزه بنویسم. این روزها مشغول خواندن کتاب «عصرهای کریسکان» هستم که با کتاب «برده سور» کاملا متفاوت است، درحالیکه نویسنده این کتابها جناب گلزار راغب بوده و فضای روایتها هم یکی است، نویسنده راه خودش را پیدا کرده و با نگاه خودش پیش رفته است.
تصمیم خانم جعفریان در احتیاط برای ورود به حریم خصوصی راوی، پسندیده است
بهنظر من خانم جعفریان با احتیاط وارد حریم خصوصی راوی شده و کارش از این نظر بسیار پسندیده است. متاسفانه بعضی از ممیزان با این قضیه بد برخورد میکنند. فخرالسادات رمانهای زیادی خوانده و نوع خاصی از درک زندگی داشته و باید شرایط قبل آن بیان شود تا تغییراتش مورد پذیرش قرار بگیرد. ارزش در آن است که مقدمات بیان بشود تا مسیر تغییرات بیشتر ملموس شود. شاید به نظر برسد چون راوی مشخص است، شخصیتپردازی نیاز ندارد، در حالیکه نویسنده باید شخصیتها را انتخاب کند و بنا بر مصلحت، از این انتخابها استفاده کند. به نظر من شخصیت مامانلعیا (مادر فخرالسادات) یکی از شخصیتهای تأثیرگذار است و نویسنده بهخوبی این شخصیت را پردازش کرده است. دستاندازهایی که مامان لعیا ایجاد میکند پیشبرنده ماجراست. پدر فخرالسادات هم نقش کمی دارد اما غیر از احمد و فخری، داداش علا است که مُصر است و روی خواهرش تاثیرگذار است اما حفره آن در روایت دیده میشود و کاش اطلاعات بیشتری از او میداشتیم. این کتاب برای مردان هم قابل استفاده است که خوشرفتاری با زنان را بیشتر یاد بگیرند.
با فرمهای بهروز و خواندنی بنویسید
چون خودم کار روایت یک همسر شهید را از حوزه داستاننویسی شروع کردم بهعنوان یک نویسنده از نویسندگان این حوزه خواهش میکنم به این حرف که «خوانندگان این کتابها به خواندن متنهای ساده عادت دارند» تن ندهند و نوشتههایشان با فرمهای بهروز و خواندنی باشد. خوانندگان امروز، حرفهای هستند و باید با فرمهای تازه برای این مخاطبها نوشت. وقتی در اثر، یک پیچیدگی میگذاری، مخاطب بعد از خواندن کتاب به فکر فرو میرود و این باعث میشود بیشتر در ذهنش باقی بماند.