همه دروغ میگویند
در کتاب «همه دروغ میگویند» که انتشارات گمان آن را با ترجمه ریحانه عبدی منتشر کرده، ست استیونز بسیار صمیمی و بیتکلف شروع به گفتن داستانهای جذابی از قدرت کلانداده در امور مختلف میکند.
شیوه روایتش بهگونهای است که انگار با او به کافیشاپ رفتهایم و او هم با هیجان زیادی در خلال خوردن کیک و چای برایمان در مورد اینکه با کلانداده چه کارهایی شده و چه کارهایی میتوان در آینده کرد؛ صحبت میکند. همآنقدر روان مثل یک مکالمه دوستانه و خب البته همآنقدر شامل پراکندهگویی و از این شاخه به آن شاخه پریدن و حتی تکراری گفتن اما نه آنقدر که سررشته صحبت از دستش در رود. چون یک تحلیلگر خوب داده و البته دوستدار داستان است. بنابراین دقیقا همان کسی است که میتواند داستان پشت کلاندادهها را حدسزده، روابط عالی را از روابط همبستگی جدا کرده و پا را فراتر گذاشته تا روابط دیگری را مابین دادههای مختلف کشف کند. به این ترتیب ژانر نوینی پدید آورده تا به کمک آن و «بدون محدود شدن به آدمهای خاص محدود اطرافمان بتوانیم نمایی دقیق و عینی از واقعیت به دست بیاوریم و داستانهای پیچیده و پرکشش جذاب تعریف کنیم.» البته این کتاب هنوز ابتدای این راه است و بیشتر مجموعه داستانهای بسیار کوتاهی است از بعضی از حقایق این دنیا زیرا هنوز استفاده از کلانداده به آن حدی نرسیده که بتوان با آن یک نمای کلی از بخشی از این جهان بهدست آورد.