printlogo


در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان مطرح شد
تبلیغ،نیازمند دانش‌‌ورزی است
حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای در دیدار مبلغین و طلاب حوزه‌های علمیه سراسر کشور فرمودند: «امروز نگاه رایج در حوزه‌های علمیه این است که تبلیغ در مرتبه‌ دوم قرار دارد. مرتبه‌ اول چیزهای دیگر است مانند مقامات علمی و امثال اینها؛ «تبلیغ» در مرتبه‌ دوم است. ما از این نگاه باید عبور کنیم. تبلیغ، مرتبه اول است.» 1402.4.21 حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، درگفت‌وگویی ابعاد مسائل تبلیغ را براساس نکات رهبر انقلاب اسلامی بررسی کرده است.

مهم‌ترین نکته‌ رهبرانقلاب اسلامی در دیدار مبلغین، اولویت پیدا کردن تبلیغ در نگاه حوزه‌ علمیه بود. مبنای این نگاه نیازمند تشریح است. به‌نظر شما مبنای اولویت پیدا کردن تبلیغ چیست؟
سال‌هاست ما منتظر ایجاد یک تحول در نگاه حوزه به تبلیغ بودیم. نگاه به تبلیغ در حوزه باید از حالت درجه‌ دو، به درجه‌ یک تبدیل بشود و این یک تحول است. شاید لازمه‌ این‌که تبلیغ در حوزه‌ علمیه، در اولویت درجه‌ یک قرار گیرد اولا‌ این باشد که ما در حوزه‌ علمیه تبلیغ را یک امر دانشی تلقی کنیم، نه یک امر ذوقی. ما باید تبلیغ را نیازمند دانش‌ورزی بدانیم. هم تولید دانش، هم کسب دانش، هم پژوهش‌های فراوان، تا امر تبلیغ به سامان بشود. وقتی ما در حوزه تلقی‌مان این باشد که «همین درس‌های رایج حوزه را هر کسی خواند، یک ذوق و نَفَسی هم داشت، رفت بالای منبر و برای تبلیغ احتیاج به دانش مجزایی ندارد» این یعنی امر تبلیغ را دانشی تلقی نکردیم. تبلیغ در جهات مختلف نیاز به دانش دارد. هم وجوه تبلیغی در قرآن کریم و کلام معصومان را ما کشف، تبیین و تئوریزه نکردیم. هم دانش‌های مورد نیاز تبلیغ را در حوزه‌ علمیه عموما تولید نکردیم.
رهبرانقلاب یک اشاره به مخاطب‌شناسی کردند که یکی از پایه‌های اساسی در دانش تبلیغ است. چند واحد درس برای مخاطب‌شناسی وجود دارد؟ چند واحد درس برای آشنایی یا شناخت اصول و مبانی تبلیغ در قرآن وجود دارد؟ آیا اینها حرف قابل توجهی ذیلش نمی‌شود زد؟ تولید علم نباید بشود؟ یقینا در حوزه‌ علمیه درجه یک بودن تبلیغ لازمه‌اش این است که ما امر تبلیغ را نیازمند دانش بدانیم. دانشی که خیلی از آن باید تولید بشود. بعد از این‌که تولید شد، این دانش منتقل بشود به کسانی که اهل دانش هستند. متأسفانه ما در خیلی از موضوعات مبتلابه ــ  مثل همین موضوع حجاب ــ نیامدیم خطوط تبلیغی قرآن را شناسایی بکنیم. ادبیات رایج برای تبلیغ دین از ادبیات قرآن فاصله دارد. ادبیات ما در حوزه، ادبیات فقهی یا کلامی یا فوقش فلسفی است. اینها هیچ کدام ادبیات توصیفی نیستند بلکه استدلالی و استنباطی هستند. می‌خواهیم افراد را به وسیله‌ اثبات حقانیت حقایق متقاعد کنیم. در حالی که در قرآن کریم برای متقاعد کردن افراد بیشتر از توصیف استفاده شده است، نه استدلال. قرآن بهشت را توصیف می‌کند، جهنم را توصیف می‌کند. آیا توانمندی و برخورداری از تدبیر و حکمت برای توصیف کردن حقایق، دانش نیست؟ من می‌خواهم عرض بکنم دانشی که برای توصیف حقایق دینی نیاز داریم بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر است از دانشی که برای استدلال و اثبات حقایق و استخراج احکام عملی داریم. شما برای مباحث کلامی و احکام به چند آیه از آیات قرآن مراجعه می‌کنید؟ اما اگر بخواهید به توصیف حقایق بپردازید باید بر تمام آیات قرآن اشراف داشته باشید. تبلیغی که رهبرانقلاب می‌فرمایند فقط در منبر و خطابه و حتی رسانه خلاصه نمی‌شود. تعلیم و تربیت دینی در مدارس و دانشگاه‌ها هم زیرمجموعه‌ تبلیغ است. آیات قرآنی که در سال اول ابتدایی باید یاد داده بشود کدام آیات است؟ در سال دوم کدام آیات است؟ در سطح دانشگاه کدام آیات باید تبیین بشوند؟ برای دخترها کدام آیات؟ برای پسرها کدام آیات؟ برای عموم جامعه کدام آیات؟ کسی می‌تواند موفق باشد که اصول و مبانی پاسخ به این سؤالات را اول بلد باشد و بعد درک کرده باشد در متون دینی چگونه انگیزه‌ رفتار دینی ایجاد می‌شود؟

رهبرانقلاب در بخشی از سخنان خود فرمودند: «یک جاهایی را، یک مراکزی را انسان سراغ دارد ــ یعنی بنده سراغ دارم ــ که اینها از بودن یک روحانی فعال بین مردم محرومند؛ یکی دو جا [هم] نیست، خیلی زیاد است؛ مثلا در مرکز کشور، مِن‌باب‌مثال در خود تهران، مواردی از این قبیل داریم.» برآورد شمااز وضعیت مبلغان و تناسب آن با جمعیت کشور چیست؟
در درجه‌ اول باید به حوزه برگردیم. حوزه در تربیت مبلغ باید یک رویکرد دیگری داشته باشد. به عنوان مثال هر طلبه‌ای بعد از مقداری تحصیل، یک مقدار مأموریت تبلیغی پیدا بکند و بعد اجازه پیدا بکند درجات بالاتر علمی را پشت سر بگذارد. این اتفاق به مجتهدشدن طلاب کمک می‌کند. حضرت آیت‌‌ا... حق‌شناس به خود بنده فرمودند که حضرت امام به ایشان فرموده بودند: «تو چون کار تبلیغی می‌کنی، زودتر از رفقای دیگرت مجتهد می‌شوی.» کار اجتهاد را نباید مقابل تبلیغ گذاشت. بعضی‌ها سؤال می‌کنند: «ما برویم سراغ اجتهاد یا سراغ تبلیغ؟» مگر بدون اجتهاد می‌شود سراغ تبلیغ رفت؟ بلکه اجتهادی فربه‌تر نیاز است. مثلا این سؤال را می‌شود مطرح کرد که من بروم دنبال تدریس و وقتم را در کار فقه و اصول بگذارم یا کار اجتهادی‌ام را در امر تبلیغ صرف کنم. من می‌خواهم بگویم نه‌تنها تبلیغ را ما باید امر دانشی بدانیم بلکه تبلیغ را مؤثر بر دانشمندشدن یک عالم دینی بدانیم. به همین دلیل اگر کسی سابقه‌ تبلیغی مناسب نداشت، چه بسا در جریان فعالیت‌های دیگر علمی هم موفقیت چندانی کسب نکند.
به عنوان اقدام اول، فعالیت تبلیغی را نباید از فعالیت تحصیلی جدا کنیم. اقدام دوم تحولی است که در مساجد باید پیش بیاید. در ساختار مساجد تقریبا نسبت به دوران طاغوت هیچ تحولی پیش نیامده است. مأموریت مسجد چیست؟ مسجد چگونه باید اداره شود؟ تردیدی نیست که باید مردمی اداره شود، اما کدام مردم؟ چند نفر که یک مسجدی را ساختند و بعد یک هیات امنای سنتی در یک جایی شکل گرفت، جوانان به هیچ وجه مشارکت داده نمی‌شوند، اصلا راهی نیست برای مشارکت‌دادن آنها. جز یک اتفاقی که یک بار پیش آمد و نسیمی به نام حضور بسیج وزید. بعد کفایت نکرد، کانون فرهنگی تشکیل شد. بعد کفایت نکرد، فعالیت‌های مختلفی انجام می‌دهند. هنوز مسجد جایگاه خودش را پیدا نکرده است.
پیشنهاد واضح من این است که مساجد می‌توانند در کشور تحت نظر سازمان تبلیغات قرار بگیرند و سازمان تبلیغات تمام فعالیت‌های تبلیغی خودش را در بستر مساجد انجام دهد. سازمان تبلیغات بدون مسجد یک سازمانی است که انگار در هوا دارد فعالیت می‌کند، روی زمین نیست. امری به نام کانون‌های فرهنگی که در وزارت ارشاد است، آن هم بیاید به سازمان تبلیغات و مساجد ملحق شود. حالا ائمه‌ محترم جماعت چه نقشی می‌توانند در اداره‌ مساجد داشته باشند؟ مشخص است نقش آنها هم می‌تواند حفظ شود. الان سازمانی نداریم که مساجد را از نظر تبلیغی سامان دهد. جداگانه دفتر تبلیغات داریم، جداگانه سازمان تبلیغات داریم، جداگانه مسجد داریم، جداگانه بسیج داریم، جداگانه کانون فرهنگی مساجد داریم. اینها هر کدام در وزارتخانه‌ها و نهادهای صددرصد مجزا هستند، این باید بسامان شود. شاید سازمان محوری که می‌تواند در این زمینه نقش ایفا کند، سازمان تبلیغات باشد.
شما می‌توانید زمینه‌های آموزش ائمه‌ جماعات مساجد را فراهم کنید. چه مقدار نیاز به دانش مشاوره دارد؟ چه مقدار نیاز به دانش تشکیلات دارد؟ مانند رسول خدا (صلّی‌ا...‌علیه‌وآله) ــ که 10 نفر 10 نفر مردم را سازماندهی کرده بود و برای هر کسی یک مسئول به نام عریف گذاشته بود ــ بتواند کار تشکیلاتی کند. برود کتاب «شذرات‌المعارف» آقای شاه‌آبادی را بخواند که چطور درباره تشکیلات راهنمایی‌های صریح و واضحی دارد. این برای قبل از انقلاب است. باید ببینیم این کلمات بعد از انقلاب با وجود بسیج و مجموعه‌های دیگر چگونه است؟
ما اگر بیاییم امامت جماعت را یک شغل تبلیغی مهم تلقی کنیم که نیازمند دانش‌ها و مهارت‌های گوناگون است و یک مقام فرهنگی‌ تلقی کنیم مثل اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها، آن وقت موجب رونق تبلیغ خواهد شد.

چرا مساجدمان را از هیات تهی کردیم؟
مساجد ماواقعا دچار آسیب هستند، دراین تردیدی نیست. ثانیا هیات‌ها بیشتر از مدیریت مردمی برخوردار هستند. چون هیات‌ها، مکان مشخصی ندارند و زحمت مضاعفی برای برگزاری نیاز دارند، این مسأله جوان‌ها را در اداره‌ هیات فعال می‌کند. علت دیگر این است که موضوع هیات‌ها، امر پرحرارت محبت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) است. چرا مساجدمان را از هیات تهی کردیم؟ چرا مساجد ما نباید جای روضه باشند؟ مگر ما معتقد نیستیم قرآن و عترت باید در کنار همدیگر باشند. چرا احساسات ولایی در مساجد ما باید کمرنگ باشد؟ موکب در مسجد برقرار باشد و اداره‌ آن موکب توسط مردم صورت گیرد. هر شب یک روضه‌ای در مسجد باشد، چه اشکالی دارد؟ آن چیزی که هیات را گرم می‌کند، ذکر اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است. وقتی که شما بر‌اساس تبعیت از سنت دیگران مسجد را از ذکر اهل‌بیت (علیهم‌السلام) خالی کنید، آن گرما را دیگر از دست خواهد داد. پس مساجد به‌دلیل فعالیت خودجوش جوان‌ها و ‌دلیل دیگر موضوع گرم‌کننده‌ای که در هیات‌ها هست به نام محبت اهل بیت، رونق ویژه‌ای دارند. واقعا باید مدیر مسجد، امام‌جماعت مسجد، کاری بکند تا بستر فعالیت‌های خودجوش جوانان مهیا شود.