مصطفی آهنگر بررسی کرد:
ترویج کتاب و دولتیبودن صنعت نشر
یکی ازمسائلی که ما در کشورمان در حوزه کتاب به آن مبتلا هستیم این است که کتاب خیلی دولتی و حکومتی شده است و بهدلیل مسائلی از جمله مجوزها انتظار مردم به این سمت است و فکر میکنند کتاب باید پشتوانه دولتی داشته باشد. بسیاری از ناشران از لحاظ ساختاری به بدنه دولت وابستگی دارند یا از یارانههای مستقیم و غیرمستقیم استفاده میکنند و بعد از چاپ یک کتاب و اتمام کار به دنبال ترویج و فروش بیشتر نیستند.
آنهایی ترویج را بهتر انجام میدهند که کاملا خصوصی هستند و وابستگی زیادی به بدنه دولت ندارند. آنها میدانند که باید برای فروش کتاب و رساندن اثر به دست مخاطب باید زحمت بکشند و یکی از راهها ترویج است. معضل ترویج را از دولتی بودن حوزه نشر بدانید. وقتی من در نهاد کتابخانههای عمومی بودم یکسری از ناشران میگفتند ما به نهاد کتابخانههای عمومی کتاب نمیفروشیم. آنها بازار خودشان را داشتند و میخواستند در بازار واقعی، کتاب بفروشند. حتی معتقد بودند اگر کتاب را در کتابخانه بگذارند یک کتاب فروختهاند و مردم کتاب را بارها به امانت میگیرند و میخوانند و روی فروش کتاب اثر میگذرد. ولی یکسری از ناشران از خدایشان است که تعدادی کتاب بفروشند. یک بار بفروشند و یک بار پولش را بگیرند و از این رو میگویند تو رو خدا بیایید و از ما بخرید. حتی 40 درصد تخفیف میدهند. تقابل رسانه یا مثل کتاب و رسانههای ویدئویی تاریخچهای دارد. قبلا هم تقابلی وجود داشت. اگر به یک کارتونیست بگویید در مورد ترویج کتاب اثری خلق کن سعی میکند کتاب را در مقابل فضای مجازی یا چیزهای اسکرینی قرار دهد! این تقابل کلیشهای شده و جا افتاده است. من مخالف این نگاه هستم. حتی من بعضا فکر میکنم کتاب ما را به فردیت میبرد ولی وقتی تلویزیون روشن است همه برای دیدن یک کانال به توافق میرسند این همدلی حس خوب بیشتری در خود دارد. قرار نیست این دو با هم رقیب باشند. چه بسا که میتوانند به هم کمک کنند. ما در کتابمان میگوییم از ویدئو استفاده کنید و کتابتان را بهتر بفروشید. برعکس این هم مطرح است در دنیای سینما چقدر فیلم ساخته شده که داستانش از دل یک کتاب بیرون آمده است.