printlogo


یک جفت گوش شنوا!
دوران نوجوانی، دوران رهبری انقلاب‌های به سرانجام نرسیده در مدرسه است. انقلاب‌هایی که خبرچین کلاس به ناظم لو داده و ساعت‌ها طراحی استراتژیک را نقش برآب کرده است. دوران وعده‌های نشدنی در انتخابات شورای دانش‌آموزی و در رفتن از کلاس‌های درس به بهانه تمرین تئاتر برای جشنواره خوارزمی‌، اما خروجی و جدی گرفتنش تقریبا مساوی با صفر است.

چند سالی است گردهمایی و برنامه‌هایی تحت عنوان «جشن تکلیف سیاسی» برای رای‌اولی ‌ برگزار می‌شود که تاریخ انقضای آن تا پایان رای‌گیری است. یعنی به محض اتمام انتخابات دوباره نوجوان به جایگاه بی‌اهمیت خود برمی‌گردد تا چهار سال بعد دوباره مهم شود. درست مثل همان وعده وعید‌های عمل نشده و روی هم تلمبار شده شورای دانش‌آموزی خو‌دمان.حالا نوجوان می‌ماند و سوال همیشگی «چرا باید رای بدهیم؟» و آنهایی هم که هنوز سن‌شان به رای دادن قد نمی‌دهد دلیل دندان‌گیری برای مطالبه حق و حقوق خود پیدا نمی‌کنند! تا دل‌تان بخواهد تشکل دانش‌آموزی و صدای بلند شنیده نشده داریم که می‌توانند جلوی بی‌اهمیتی گفتمان و پرسش و پاسخ را بگیرند و تا دل‌تان بخواهد عاشق ایران داریم که به خاطر کج‌سلیقگی مسئولین مایوس و مردد شده‌اند اما همچنان حرف از ایران که می‌شود صف اولند. سن و سال‌شان زیاد هم نیست. بچه‌های مجلس دانش‌آموزی، شورای دانش‌آموزی، بچه‌های انجمن اسلامی دانش‌آموزان، نخبه‌های فرهنگی و هزار و یک تشکل درون‌سازمانی و بیرون‌سازمانی آموزش و پرورش که دل‌شان ‌می‌خواهد گوشه‌ای از بار نابسامانی‌های کشورشان را بردارند و بدون فیش حقوقی پای کار بایستند اما حتی صدای‌شان به آقای وزیر آموزش و پرورش هم نمی‌رسد و حتی اگر هم برسد، کارساز نیست.به دلیل اهمیت این قشر یک شورای عالی در دل وزارت ورزش و جوانان تشکیل شده که اولین جلسه‌اش به مناسبت روز جوان برگزار شد و امید است در ادامه از حضور و نظرات خود نوجوانان هم کمک گرفته شود اما نکته قابل توجه در این جلسات، طرح مسائل آن حول محور قشر جوان است. اتفاقی که در دولت‌های پیشین هم شاهد آن بودیم.قشر نوجوان از نماینده مجلسش دیده شدن می‌خواهد و چند جفت گوش شنوا برای مطالباتش تا غده سرطانی نشود. حضور در صحنه عمل می‌خواهد و درست کردن کشورش و خلاصه اهمیت قائل شدن می‌خواهد، ورای هویت دانش‌آموزی‌‍‌‌‌اش.

​​​​​​​زهرا قربانی - دبیر نوجوانه