ویژه برنامه «بیا وسط» در شبکه 2
ویژهبرنامه «بیا وسط» به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) با آیتمهایی ویژه امشب ساعت 22 روانه آنتن شبکه دو میشود.
بیا وسط که با محوریت واسطهگری برای ازدواج برنامهای است که با حال و هوای متفاوت تدارک دیده شده است. این برنامه با حضور مهمانانی ویژه از جمله سینا کلهر (معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان)، رونمایی از شعر و ترانه بیا وسط با اجرای حسین حقیقی، برگزاری مراسم عقد دو جوان و آیتمهایی شاد و جذاب، میزبان مخاطبان شبکه دو سیماست.برنامه بیا وسط به کارگردانی و تهیهکنندگی سیدیزدان ملکآبادی کاری از گروه خانواده شبکه دو سیماست. این برنامه با توجه به محتوا و رویکردی که دارد توانسته نظر مخاطبان بسیاری، به خصوص زوجهای جوان را به خود جلب کند و محور خود را بر واسطهگری ازدواج گذاشته و تلاش کرده فرهنگ واسطهگری در این حوزه را ارتقا دهد.
«چی دا» به شبکه نمایش رسید
فیلم سینمایی «چی دا» امشب ساعت21روی آنتن شبکه نمایش میرود. این تلهفیلم به کارگردانی زندهیاد شهرام عبدلی و تهیهکنندگی اشکان حاجحسنی ساخته شده است و در آن بازیگرانی چون: زندهیاد شهرام عبدلی، علی عطاییحور، سعیده عرب، مجید شهریاری، احمد حیاوی، اشکان حاجحسنی، هلن جوکار، حسنا قبادی، نرگس خسروی، مهدی علیآبادی، مهدی حاجحسنی با معرفی؛ نگین حسینی کینکی و نیکو نوربخش ایفای نقش کردهاند. در خلاصه داستان این تلهفیلم آمده است: چی دا، دختر نوجوانی است که به دلایلی مجبور است بر خلاف میلش مدتی در روستا با مادربزرگش زندگی کند واین زندگی اجباری او راوارد چالشهایی میکند.چی دا،دومین همکاری اشکان حاجحسنی وزندهیاد شهرام عبدلی پس ازفیلم«زنگ آخر»است که آخرین نقشآفرینی و کارگردانی این سینماگر به حساب میآید.زندهیاد شهرام عبدلی را بیشتر بهعنوان بازیگر میشناختیم که در سریالها و فیلمهای بسیاری حضور داشت. از جمله مجموعههای: سر دلبران، پرستاران، خط قرمز، گیلعاد، رستگاران و تبریز در مه؛ اما او در زمینه کارگردانی هم تجربیاتی داشت.
بازی بیخطر
مریم فلاح: پسربچه خردسال کنجکاو و بازیگوش دور از چشم پدر و مادرش از نردبان واگن قطار بالا رفت و سرخوشانه روی سقف قطار نشست. در این لحظه قطار به حرکت درآمد و به محض اینکه سرعت گرفت پسرک به پایین سقوط کرد. در حالی که دور سرش ستاره میچرخید دوباره او را دیدیم که قدم زنان در میان لوکوموتیوهای از رده خارج شده یک ایستگاه قدیمی برای خودش قدم میزند و مشغول تماشاست. بعد سوار یکی از قطارها شد و در جای لوکوموتیوران نشست و هر چه دستگیره جلوی دستش بود را جابهجا کرد. به یکباره قطار به حرکت درآمد و لحظه به لحظه بر سرعتش افزوده شد. سرعت قطار آن قدر زیاد شد که عقربههای سرعت سنج صدایشان درآمد و معترضانه با ایما و اشاره از پسرک میخواستند قطار را نگه دارد. قطار در حالی که از پیچ و خم راههای کوهستانی در حال گذر بود، متوجه شد قطاری از روبهرو به او نزدیک میشود. هر دو قطار سوتکشان به هم نزدیک شدند (در حالی که مخاطب کودک از خودش میپرسید چرا قطار روبهرو که لوکوموتیوران دارد، ترمز نمیکند) و بالاخره شد آنچه که نباید میشد و... در این لحظه متوجه میشدیم تمام آنچه که دیدیم در خواب پسرک بعد از سقوط از سقف قطار اتفاق افتاده و خیالمان راحت میشد که همه چیز خواب بوده اما... شنیده شدن صدای ممتد سوت قطار و پسر بچهای که همچنان خوابآلود و گیج روی ریل قطار ولو بود دوباره اضطراب به جانمان میانداخت و... .