printlogo


کمدی‌های سطحی پیام جامعه را گرفتند
کمدی یکی از گونه‌های سینمایی همیشه جذاب است که در همه جای جهان، مخاطبان انبوهی را به سینماها می‌کشاند. امروز در سینمای جهان، با وجود همه پیشرفت‌های فناورانه و اقبال به سینمای ابرقهرمانانه، بازهم سینمای کمدی جذاب و دلخواه مخاطبان است.  سینمای ایران نیز از دیربازبه سینمای کمدی اقبال نشان داده و این توجه، دردهه‌های اخیر پررنگ‌تر هم شده است.

این توجه، حتما ریشه‌های اجتماعی و فرهنگی دارد. بالا رفتن غلظت مباحث سیاسی و افزایش فشارهای اقتصادی ناشی از عوامل مختلف، باعث شده جامعه به گریزگاه‌هایی برای خارج شدن از زیر بار این فشارهای فزاینده نیاز داشته باشد. به همین دلیل سینمای کمدی، فزون‌تر از روال معمول مورد توجه قرار گرفت و چون مشتریانش زیاد شد، عرضه نیز بیشتر شد. اگر در دهه‌های شصت و هفتاد، سینمای کمدی میزان مخاطبانی معقول و معمول داشت و سینماگران با رویکردی از سر تأمل و دقت به سمت آن می‌رفتند، افزایش ناگهانی مخاطبان آن از اواخر دهه هشتاد و بخصوص دهه نود خورشیدی، باعث شد سینماگران در معامله میان ساختن فیلم‌های کمدی دارای چارچوب‌های فکری و هنری و به دست آوردن مشتریان بیشتر به سمت انتخاب دوم سوق داده شوند. اتفاقی که در این میان افتاد این بود که چرخه اقتصادی سینما، خود را نیازمند مخاطبان سینمای کمدی می‌دید و برای به دست آوردن دل آنان، دیگر خود را نیازمند و ملزم ساختن فیلم‌هایی با حداقل‌های لازم از نظر فنی و نیز رعایت چارچوب‌های مورد پذیرش خانواده‌ها نمی‌دید. ساختن فیلم کمدی کم‌کم به صورت یک شغل پردرآمد برای برخی سینماگران درآمد و چون سالن‌های سینما با اکران این گونه آثار سینمایی پر می‌شد، ترجیح سینماداران هم این گونه فیلم‌ها بود. اندک اندک فیلم‌های کمدی به مجموعه‌ای از شوخی‌های کلامی، لوده بازی و هزل به جای طنز پیش رفت. هدف سینمای کمدی در آن زمان این بود که هرچه می‌تواند فاصله میان پیش تولید، تولید و اکران را کوتاه‌‌تر کند تا فیلم قبلی از اکران خارج نشده، فیلم بعدی روی پرده برود. در چنین روند پرشتابی، دیگر کمتر کسی به داستان، بازی، اجرای درست و انتقال پیام‌های اخلاقی و ارزشمند فکر می‌کرد. به جای فیلم‌های کمدی دارای پیام‌ اجتماعی و فرهنگی مانند «اجاره نشین‌ها»، «مهمان مامان»، «لیلی با من است»، «مارمولک»، «آدم برفی» و ... فیلم‌هایی روی پرده می‌رفت که به دلیل افراط در استفاده از شوخی‌های کلامی ‌با سویه‌های جنسی و داستان‌های بدون ارزش دراماتیک، تهدیدی برای سلامت اخلاقی جامعه محسوب می‌شد. این روند تا جایی پیش رفت که اندک اندک مخاطبان هم متوجه شدند که این آثار، پیام‌ مناسبی برای خانواده‌ها ندارد. سینمای کمدی که قرار بود در محیطی شاد و سلامت، مخاطبان را از زیر بار فشار روانی ناشی از اضطراب‌های زندگی در وضعیت سخت اقتصادی خارج کند، خودبه چنان تهدیدی تبدیل شده بود که برخی خانواده‌ها ترجیح ‌می‌دادند فرزندان‌شان چنین آثاری را نبینند.سینمای ایران دردهه1400هم همچنان به سینمای کمدی نیازداشت. روند رو به رشد رکوردشکنی فروش فیلم‌ها در این دهه بخصوص بعد از فروکش کردن بحران سینما که این هنر- صنعت را تا مرز فروپاشی پیش برده بود، امید سینما برای سرپا ماندن بود و اگر سینمای کمدی خود را با نیاز زمانه و مطالبات خانواده‌های ایرانی وفق نمی‌داد و همچنان روند فیلمسازی دهه قبل را پیش می‌گرفت، نمی‌توانست به جلب اعتماد و حضور مخاطبان انبوه امید داشته باشد. تغییرات مثبتی که در چند سال اخیر در تولید برخی فیلم‌های کمدی اتفاق افتاده، نشان می‌دهد سینمای ایران علائم نگرانی خانواده‌ها را دریافت و درک کرده است. اگر در همین جدول اکران امروز سینما دقت کنید، فیلم پرفروشی مانند «تمساح خونی» ارزش‌هایی سینمایی و اجرایی درست، قصه‌ای سرپا و بازی‌هایی قابل قبول دارد. فیلم «آپاراتچی» قصه‌اش اقتباسی و پیامی‌ ارزشمند دارد. «خجالت نکش2» مانند فیلم قبلی رضا مقصودی، فیلمی باوجاهت و فکر شده است و حتی «تگزاس3» تفاوت بسیاری دارد با دو فیلم قبلی که پر بود از شوخی‌های جنسی و بازی‌های آبکی. گرچه هنوز هم شاهد ساخت فیلم‌های کمتر ارزشمند هستیم، ولی به نظر می‌رسد بالارفتن تعداد فیلم‌های خوب و قابل دفاع کمدی، جای تحسین و البته تقویت دارد.

آرش شفاعی | گروه فرهنگ و هنر