printlogo


چیزهایی هست که نمی‌دانی!
آلن بدیو در کتاب «در ستایش عشق» می‌گوید: «عشق ابداع دوباره زندگی است»؛ حتی آدمی که از فراز‌و‌نشیب‌های زندگی گذشته و در سرازیری عمر با انبوهی از تجربه‌های ناامیدکننده و نه‌چندان خوشایند، به خانه اجدادی‌اش برگشته و می‌داند دیگر نه اوج‌گرفتن‌ها چندان پرافتخارند و نه سقوط کردن‌ها چندان دردناک، برای ابداع شکل تازه‌ای از زندگی، به عشق روی می‌آورد؛ اما خان‌دایی شبیه هیچ عاشقی نیست.

حتی به‌سختی می‌توان نشانه‌های عشق را در رفتار و حالاتش دید. دلیلش این است که خان‌دایی چیزهای زیادی از دست داده. چیزهایی که بعضی‌شان را پری یا آن‌طور که خودش در پاورقی می‌نویسد: «پروین‌دخت ترشیزی»، از میان دست‌نوشته‌ها و نامه‌های او پیدا می‌کند و بعضی‌شان در قلب خان‌دایی برای همیشه خاموش می‌شوند. احتمالاً محمدرحیم اخوت از این‌که معرفی رمان «نام‌ها و سایه‌ها»‌ با عشق شروع شود، چندان راضی نباشد؛ اما شاید خودش هم نداند که عشق همیشه در پستوی خانه‌ای پنهان بود که پری و خان‌دایی مدت‌ها در آن ساکن بودند و ساعت‌ها در اتاق کوچکش حرف می‌زدند و زمین ‌‌و زمان را به هم می‌دوختند. خواننده هم نباید انتظار داشته باشد کتاب «نام‌ها و سایه‌ها» رمانی عاشقانه و لبریز از احساسات غلیظ باشد. احتمالا به‌این‌دلیل که دو آدم در میانه‌ زندگی حتی برای ابداع یک شیوه‌ تازه، از واکنش‌های تند‌و‌تیز و احساسات آتشین پرهیز می‌کنند.

​​​​​​​نویسنده: محمد رحیم اخوت

نشر: آگه
سال انتشار: 1396
تعداد صفحه: 261