سندرم دنیای کثیف در شبکه نمایش خانگی
«سندرم دنیای کثیف» اصطلاحی است که یک جامعهشناس در دهه 70 میلادی ابداع کرد. گربنر، جامعهشناس آمریکایی معتقد است برنامههای تولیدی تلویزیون با نمایش اغراقآمیز تباهی و تاریکی همچون خشونت، قتل، خیانت و چسبیدن به ابعاد تاریک زندگی، باعث برداشت اشتباه وغلط مردم، از واقعیتهای جامعه میشوند و آنها را به سندرم دنیای کثیف مبتلا میکنند.
بنابراین اگر از طرفداران شبکه نمایش خانگی باشید احتمالا بدون این که خودتان متوجه شده باشید با دیدن برخی آثار، به سندرم دنیای کثیف مبتلا شدهاید. درچند سال اخیر این شبکه با نمایش بیپروای خشونت و قتل و خیانت، شما را نسبت به جهان پیرامونتان بدبین کرده است. البته این تمام ماجرا نیست، برخی سلبریتیها نیز از آن سوی میدان بازوی کمکی این نوع نگرش هستند و با مصاحبههای عجیب و غریب یا استوریهای ناامیدکننده همه چیز را در معرض شکنندگی، نابودی و تباهی به تصویر میکشند. مثلا اگر دنبالکننده خبرهای سینمایی/ اجتماعی باشید حتما چند روز قبل شاهد ویدئویی از اکبر عبدی در فضای مجازی و برخی رسانههای دیگر بودهاید که ایشان درمیزانسن و لحنی ترحمبرانگیز ازحقوق بازنشستگیاش میگفت. متعاقب گسترده این خبر ویدئویی، همسر اکبر عبدی بود که این اقدام شوهرش را باعث هتک آبروی خانوادگیشان برشمرد. واقعا کافی است رفتارها و مصاحبههای عبدی را دنبال کنید، در ورای رفتارهای به ظاهر شوخ و شنگ، او شما را مبتلا به سندرم دنیای کثیف خواهدکرد.همین مصاحبه اخیرش درباره حقوق بازنشستگیاش(با گزینش آن کلمات پرسوز و گداز...)نمونهای از این دیدگاه است. دقت کنید که من نگارنده هیچ مخالفتی با اعتراضهای استیفای حقوق صنفی ندارم و برعکس معتقدم فشارهای معیشتی حق هنرمندان ما نیست و نباید این وضعیت ادامه داشته باشد، پس موضوع عمیقتر و گستردهتر از این حرفهاست. این که سلبریتیهای ما وقتی میخواهند اعتراض صنفی یا کمک به فقرا کنند، چنان تصویرهای زشتی را در ذهن مخاطب میکارند که مخاطب را دچار حالت «پنیک» و تهوع میکنند، موضوع و مسأله این قلم است. حتی از همه بدتر، امید و شور زندگی را با کلمات زشت و تاریک از ما میگیرندچرا که امید گاهی تنها بضاعت انسان است.برای نمونه به یکی از فیلمهایی اشاره میکنم که درباره امید ساخته شده است، یعنی فیلم رستگاری در شائوشنگ که باوجود فضا و رویکردهای احساساتیاش فیلمی در ستایش امید است. آن هم وقتی میدانیم که امید از جمله پیام داستانهای خداوند درقرآنکریم است.خداوند در سوره مبارکه یوسف(ع) اززبان یعقوب، انسان را به عدم یأس وامیدواری فرامیخواند:«اى پسران من بروید ویوسف و برادرش را جستوجو کنید و از رحمت خدا نومید نباشید زیرا جزکافران کسى ازرحمت خدا نومید نمىشود».بنابراین زیبنده مسلمان نیست که مسلمانی را ناامید کند. اساسا امیدواری و امیدسازی با اصل و اساس اعتراض و مبارزه منافاتی ندارد. البته شاید نیت افرادی مانند اکبرعبدی از اینگون رفتار و کردار خیر باشد(که هست)اما چه فرقی میکند وقتی درعمل و گفتار،ویرانگرند.برگردیم به گربنر. گرچه نظریه ایشان مبتنی بر خشونت و قتل است اما به نظر من کاشتن بذر ناامیدی و حس فلاکت هم نوعی خشونت است، از همینرو نمیتوان آن را در زمینه مورد بحث نادیده گرفت. دقت کنید وقتی مردم دنیا راکثیف ببینند، باعث بیاعتمادی به همدیگر میشود و منفعتطلبی و کاسبکاری را ترویج میدهد. حالا ممکن است در رابطه با سندرم دنیای کثیف مخاطب بگوید دنیای امروز پر از جنگ و خونریزی است، بنابراین کثیف است!
محمد تقی فهیم | منتقد