محاکمه قربانی کودکهمسری بهخاطر شوهرکشی هولناک
زن ۱۷ساله افغان که قربانی ازدواج اجباری در سن پایین شده بود، شوهرش را با ۱۳ ضربه چاقو کشت. متهم در جلسه دادگاه مدعی شد با کمک پسر ایرانی این قتل را انجام داده است.
به گزارش خبرنگار جامجم، مرداد سال گذشته ماموران پلیس آگاهی تهران درجریان قتل مردی افغان در خانهاش در جنوب تهران قرار گرفتند. دقایقی بعد تیمی از ماموران درمحل حاضر شده وباجسد غرق در خون شهابالدین ۲۸ساله در حمام روبهرو شدند. پدر مقتول که با پلیس تماس گرفته بود، در جریان تحقیقات گفت: امروز عروسم هراسان با من تماس گرفت و از کشف جسد شهابالدین در حمام خبر داد. سریع خودم را به اینجا رسانده و با پلیس تماس گرفتم.
مأموران درادامه از شیرین، همسر مقتول تحقیق کردند که او اظهار کرد: امروز برای خرید از خانه بیرون رفتم و وقتی برگشتم با جسد شوهرم در حمام روبهرو شدم. نمیدانم چه افرادی و با چه انگیزهای او را کشتند.
مأموران با بررسی خانه و اظهارات شیرین، متوجه تناقضگویی او شده و به بازجوییها ادامه دادند که زن جوان لب به اعتراف گشود و به قتل شوهرش اعتراف کرد. او بدرفتاریهای شوهرش را انگیزه قتل اعلام کرد.
با تکمیل تحقیقات و با توجه به اینکه متهم زیر ۱۸ سال داشت، به کانون اصلاح و تربیت منتقل و پروندهاش برای محاکمه به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران، شعبه ویژه رسیدگی به جرایم اطفال ارسال شد. در جلسه دادگاه، اولیایدم برای عروس خود درخواست قصاص کردند.
سپس شیرین در جایگاه قرار گرفت و در دفاعیاتش گفت: ۱۴ساله بودم که در افغانستان عاشق پسری شدم و میخواستیم ازدواج کنیم اما خانوادهام مخالفت کردند. پدرم از شهابالدین شیربها گرفته بود و توانایی بازگرداندن آن را نداشت. به همین خاطر به زور با شهابالدین ازدواج کردم و پسر مورد علاقهام به انگلیس رفت. بعد از ازدواج همراه شوهرم و خانوادهاش راهی ایران شدیم. در این مدت که با هم زندگی کردیم، اجازه ندادم به من نزدیک شود. او هر بار که دعوا میکردیم، کتکم میزد. چند بار قهر کرده و به خانه خواهر و بردارم رفتم اما آنها با کتک مرا مجبور به بازگشت به خانه کردند. از زندگی با شهابالدین خسته شده بودم. مرا تحقیر میکرد و کتک میزد. آخرین بار وقتی دعوا کردیم با چاقو به او ضربه زدم. جسدش را به حمام برده و رد خون را در خانه پاک کردم. بعد هم با خانوادهاش تماس گرفتم.
رئیس دادگاه: با توجه به جثه کوچکی که داری، نمیتوانی به تنهایی شوهر قویهیکلت را بکشی و به حمام ببری. اگر حقیقت را بگویی به تو کمک میکنم.
مشاور کانون اصلاح و تربیت که در دادگاه بود هم با شیرین صحبت کرد که او تحتتأثیر صحبتهای قاضی و مشاور، مدعی شد قصد دارد واقعیت را بگوید و ادامه داد: با یک پسر ایرانی به نام آرش در پارک آشنا شده و از او خواستم در برابر گرفتن طلاهایم، کمک کند تا شوهرم را بکشم. روز حادثه از شهابالدین خواستم با هم مشروب بخوریم. او بعد از خوردن مشروب بدحال شد و روی تخت افتاد. همان موقع با آرش تماس گرفتم و خواستم به خانه بیاید. او دست و پای شوهرم را گرفت و من هم با چاقوی آشپزخانه سه ضربه زدم.
رئیس دادگاه: اما پزشکیقانونی جای ۱۳ ضربه چاقو را روی بدن شوهرت تشخیص داده؟
شیرین: اولین ضربه را که زدم، تیغه چاقو خراب شد و ضربههای بعدی را با چاقوی دیگر زدم. بعد هم آرش چاقوها را برد. من سه ضربه یادم هست.
رئیس دادگاه: با آرش قرار ازدواج داشتی؟
شیرین: نه، علاقهای به او نداشتم و قرار بود در برابر کمکش، طلاهایم را به او بدهم. او فقط کمک کرد جسد را به حمامببریم.
رئیس دادگاه: انگیزهات از قتل چه بود؟
شیرین: اومیدانست در۱۴سالگی عاشق شدم وهمیشه به من شک داشت وتلفن همراه ورفتوآمدم رازیرنظر داشت. فکر میکرد در ایران هم با یک نفر رابطه پنهانی دارم. از تحقیر و کتکهایش خسته شده بودم. سرانجام بهخاطر همین رفتارش او را کشتم. پس دفاعیات از شیرین و وکیلمدافعش، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.
محمد غمخوار - دبیرگروه حوادث