printlogo


ترامپ مجبور به تعامل با ایران است
انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید آمریکا می‌تواند بر تحولات عرصه بین‌الملل تأثیراتی داشته باشداما بایدبه این نکته توجه‌داشت که سیاست خارجی آمریکا عمدتا تحت‌تأثیر نتیجه انتخابات، تغییرات شگرفی نخواهد داشت مگر در موارد خاص.

به این جهت که آمریکا همواره در طول سده‌ها و دهه‌های گذشته به‌دنبال ایجاد، حفظ و ارتقای هژمونی و سلطه برای تامین منافع ملی خود بوده و در این جهت همکاری‌های بین‌المللی، ایجاد پیمان‌های متعدد منطقه‌ای و جهانی را نیز در این راستا دنبال کرده و هر‌جا که منافع این کشور اقتضا می‌کند در کانون پیمان‌هاست و اگر شرایط متفاوت شد و منافع این کشور اقضا کند از همان پیمان‌ها خارج می‌شود یا به ناکارآمدی پیمان‌هایی که در آن عضویت دارد، کمک می‌کند.آمریکا این رویه را در مورد سازمان‌های بین‌المللی نیز انجام داده و می‌دهد. امروز بخشی از ناکارآمدی سازمان ملل متحد در نتیجه ایجاد موانعی بوده که آمریکا به‌ویژه در شورای امنیت ایجاد کرده است. پس در یک کلام باید بپذیریم که آمریکایی‌ها نه منافع سایر ملل و دولت‌ها بلکه منافع خودشان را در همه مناطق جهان دنبال می‌کنند.از دیدگاه آنها اروپا در سطحی رقیب آنها محسوب می‌شود، به همین جهت موضوع اوکراین از دیدگاه سیاست خارجی آمریکا یک موضوع اروپایی است و نه لزوما موضوعی مرتبط با غرب و آمریکا. 
از دیدگاه آنها موضوع منطقه شرق آسیا و اختلافات بین چین و تایوان یا کره‌شمالی و کره‌جنوبی در حالتی ارزیابی و پیگیری می‌شود که اقدامات و ورود آمریکا منافع بیشتری برای این کشور ایجاد کند و نه برای ساماندهی منطقه آسیا و ایجاد آرامش و صلح در این مناطق.
به عبارت دیگرآمریکایی‌ها ازجنگ استفاده می‌کنند برای تامین منافع خود و از صلح هم استفاده می‌کنند برای به حداکثر رساندن منافع خودشان. هر‌جا لازم باشد جنگ و جایی که جنگ لازم نباشد صلح را در دستور کار قرار می‌دهند.بنابراین آنها کاملا نگاه منفعت‌گرایانه دارند آن هم منفعت آمریکایی و با رویکرد و منش و روش آمریکا. برای آنها غرب آسیا، منطقه فلسطین، اسرائیل، سوریه، آفریقا و هر جای دیگری با همین منطق دنبال می‌شود.تجربه ثابت کرده که تغییر رئیس‌جمهور در آمریکا می‌تواند سیاست‌های داخلی را تغییر بدهد یا روش‌ها و رویکردها متفاوت شود اما در بعد سیاست خارجی این مبحث به‌شدت و سرعت توسعه مسائل داخلی نیست.
اززاویه‌ای دیگر چون انتخابات آمریکا سبب روی کار آمدن ترامپ شده‌،می‌توان گفت که براساس تجربه تاریخی گذشته از یکسو او اهل معامله است و ازسویی دیگر کاملا حسابگرانه مطابق منفعت خود،حزبش و منافع ملی آمریکا عمل می‌کند.وی به‌خوبی می‌داند که قدرت آمریکا در منطقه آسیا به‌ویژه غرب تحلیل رفته وتضعیف شده است. بنابراین نگاه مادی‌گرایانه به او دیکته خواهد کرد که با ایران متناسب با وضعیت موجود آمریکا تعامل کند و این زمینه تحقق اقتدار منطقه‌ای جمهوری اسلامی را بیش ازپیش فراهم می‌آوردچون مااکنون هم قدرت مادی نظیر موشک،رادار وامکانات وتجهیزات نظامی افزون‌تری داریم و هم همپیمانان قوی‌تر و متعددی در منطقه داریم و ازسوی دیگررفاقت ما با چین،روسیه وکشورهای عضوبریکس وشانگهای افزایش یافته است. اکنون ما باید با توجه به این داشته‌ها بدانیم که آمریکا بیش از هر زمان دیگری در منطقه ما ضعیف است و نباید به‌گونه‌ای رفتار کنیم که این ضعف آمریکا به سمت قوت پیش برود.ایران کشوری است بزرگ و بیش از70 برابر سرزمین‌های اشغالی وسعت دارد و نسبت به بسیاری از کشورهای اروپایی جمعیت داشته و اکنون توان نظامی افزون‌تری هم پیدا کرده است.

عباس مقتدایی | نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی