printlogo


به بهانه تاکید رهبر انقلاب در باب«به جای 10فیلم (ضعیف)دو فیلم (خوب) بسازید»
آقای رئیس! بفرمایید برنامه سینمایی؟!
سال‌هاست‌که دغدغه‌مندان وکارشناسان صاحب ‌رأی سینمادرزمینه ورودوسرمایه‌گذاری دولت درتولید فیلم وخصوصا محصولات ضعیف دور ریختنی یا نهایتا آرشیوپسند، هشدارداده و بارها گفته و نوشته‌اند که وظیفه دولت در سینما، نظارت و تنظیم‌گری و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های استراتژیک یا به اصطلاح معروف موضوعات سنگین بر زمین مانده است؛

جز این دولت باید بودجه‌اش را در درجه اول صرف زیرساخت‌ها، اعم از سالن‌سازی (به‌خصوص در مناطق محروم فاقد سالن) و به‌روز کردن تجهیزات و لوازم مدرن و... کند، نه این‌که به ساخت و حمایت از فیلم‌های بی‌ارزش ضدتماشاگر (که فقط باعث و بانی رزومه‌سازی فلان دستگاه دولتی یا نهاد با بودجه عمومی می‌شود) ورود کند. فرمایشات اخیر رهبر انقلاب در باب این‌که «به جای 10 فیلم (ضعیف) دو فیلم (خوب) بسازید» را نباید یک نصیحت پدرانه تلقی کرد، بلکه تاکیدی است براین‌که آثار قابل دیدن و ارزشمند فرمی/ محتوایی به‌مراتب اولویت‌دارتر از انبوه فیلم‌هایی است که صرفا آماری شناخته می‌شوند؛ بنابراین باید این نظریه را به‌عنوان یک برنامه در دستور کار قرار داد، چرا که برآیند تحقیق و پژوهشی سینمایی است. راهکار «دو فیلم خوب» اعلام شده، در واقع خلاصی سینما از رنجی است که گرفتار آن است. طبعا تز «دو فیلم خوب، بهتر از چندین فیلم ضعیف»خیلی شامل حال بخش خصوصی نیست،چراکه ذات سرمایه‌ خصوصی دربرگشت باسود است، بنابراین بخش خصوصی حتی اگر در تولید انبوه فیلم‌ ورود کند هم (که باید ورود کند) از آنجا که دلسوز است از مقطع بررسی فیلمنامه تا به وقت پخش و نمایش چرخه خوبی را تجربه خواهد کرد. خصوصا که بخش خصوصی با حداقل‌ها وصرفه‌جویی تولید را به سرانجام می‌رساند، تکثرگرایی در اینجا توجیه‌پذیر است به‌ویژه این‌که اشتغال‌زایی را در پی داشته و نهایتا چنین انبوه‌گرایی منتج به خروجی چند فیلم خوب خواهد شد، بنابراین رعایت اصل «دو فیلم خوب» به تاکید شامل ارگان‌های برخوردار از بودجه عمومی می‌شود، به‌خصوص که در یک دهه اخیر، بخش دولتی با اختصاص بودجه‌های چند ده میلیاردی به پروژه‌های بی‌خاصیت، نوعی رقابت در رشد و ارتقای هزینه‌های تمام شده را دامن زده است. مثلا بازیگران وقتی حرف از فیلم ارگانی می‌شود، توقع دریافت‌های بیشتری را مطرح می‌کنند. دقت و بررسی برآوردهای اخیرارائه داده‌شده به فلان نهاد دولتی برای یک فیلم متعارف، حقایق تلخی را افشا می‌کند. به تأیید تولیدکننده‌ای خصوصی بیشتر از80 درصد فیلم‌های دولتی ساخته شده چنانچه در بخش خصوصی به منصه می‌رسید، با نیمی از برآورد ارگان‌ها سر ازسالن‌های پخش درمی‌آورد.مطابق شنیده‌های مستقیم و غیرمستقیم (و به سیاق گذشته) پروژه‌های تمام‌شده یا در حال فیلمبرداری مصوب‌شده در دایره سرمایه‌گذاری‌های عمومی، از اکنون قابل پیش‌بینی است که دررقابت«دو فیلم خوب»بازنده و ورشکسته خواهند بود.درواقع فهرست اعلامی حمایت‌های فارابی در سال‌های گذشته را چنانچه غالبا در زمره فیلم‌های ضعیف و بد ارزیابی کنیم، همچنان روند گذشته بر حال و تا پایان سال سینمایی حاکم است، مگر این‌که دربرنامه‌ریزی‌های سال آینده تغییرات اساسی رخ دهد، یعنی «بروند سراغ بهترین کارگردان‌ها، بهترین سناریونویس‌ها، بهترین پشتیبان و تهیه‌کننده» تا فیلم‌هایی ساخته شود که با «کارگردانی خوب و مضمون خوب، شیرین و زیبا ساخته شده باشد.» در این صورت ضمن رضایت تماشاگر داخلی و لذت وسرگرمی مشروع مستتر در متن و بطن این آثار، راه جهانی دیده‌شدن سینمای ایران در بازارهای جهانی هم هموارخواهد شد. متولیان سینمای ایران یک‌بار برای همیشه باید بدانند که جهانی‌شدن الزاما و تحقیقا از راه ملی‌بودن می‌گذرد. تا سینمای ملی پرتماشاگر نداشته باشیم، نه‌تنها وارد بازار جهانی نخواهیم شد، بلکه برای توفیق در فستیوال‌های ریز و درشت بسیار، باید مرتب باج محتوایی از جیب داشته‌های فرهنگی کشور بپردازیم. 

محمدتقی فهیم - منتقد سینما