اگر مادرم زنده بود...
سمیرا چوبداری (خبرنگار): میخواستم قطرهای کوچک در اقیانوس طلایی کمک به مردم لبنان باشم.
حلقهای که 11سال توی دستم بود را نگاه کردم. خاطراتش شیرین بود اما اینکه حلقهام برود و برای یک هدف عالی هزینه شود برایم شیرینتر بود. حلقه را از انگشتم درآوردم و گذاشتم توی جعبه. پیام دادم به دوستم که به دیدنش بروم. از کاری که قصد انجامش را داشتم برایش گفتم. موقع خداحافظی انگشتر طلایی یادگار مادر مرحومش را توی دستم گذاشت. گفت برای کاری که قصد انجامش را داری هدیه میکنم. میدانستم دل کندن از یادگاری مادرش راحت نیست. گریه کرد و گفت: اگر الان مادرم زنده بود همین کار را میکرد.