«بازنده» موفق یک اقتباس
اقتباس ادبی به معنای مرسومش در سینما و تلویزیون ایران رایج نیست. مقصود شکل کلاسیک اقتباس ادبی بوده که در جهان مرسوم است و اتفاقا عامل خوبی جهت جذب مخاطب محسوب میشود.
نمونه موفق سریال اقتباسی ایرانی در شبکه نمایش خانگی این روزها، سریال (زخم کاری) است که فصل اول آن اقتباسی از یک رمان ایرانی و یک نمایشنامه از شکسپیر بود. اگر اقتباس ادبی در سینما یا تلویزیون بهدرستی انجام شود، بهدلیل شاکله قدرتمند رمان، نتیجهای خوب و درخشان را درپی خواهد داشت. «بازنده» به کارگردانی امین حسینپور هم یکی از جدیدترین آثار اقتباسی است که براساس رمانی به نام «زوج همسایه» نوشته شاری لاپنا ساخته شده است. بازنده به لحاظ فضاسازی با سایر سریالهای شبکه خانگی متفاوت است و از الگوهای جهانی پیروی میکند. در واقع از قواعد ژانر کلاسیک پلیسی ــ جنایی بهره میبرد. از این منظر هم یکقدم رو به جلو در سریالسازی شبکه خانگی محسوب میشود. اساسا ما همیشه با مسأله خلق یک پلیس یا قصه پلیسی ایرانی خوب که در عین حفظ قواعد ژانر، رنگ غیرایرانی به خود نگیرد مواجه هستیم. سریال بازنده در شروع و در نخستین اپیزود، کشش و گیرایی لازم را دارد. کارگردان از همان ابتدا ما را بهوسیله فضاسازیهای خاص، لحنها، دیالوگهای دراماتیک و طراحی صحنه جالب توجه، با حجم فشردهای از اطلاعات مواجه میسازد و شکلی که داستان را پیش میبرد علاقه او را به ژانر جنایی و احیانا سینمای نوآر بازگو میکند. امین حسینپور بهدلیل تجربههای زیادی که در عرصه موزیک ویدئو داشته، آشنایی خوبی با تصویر، قاب، موزیک، طراحی صحنه و فضاسازی دارد و این نکتهای است که میتوان در بطن سریال هم بهخوبی شاهد آن بود. مکثهای خاص و طولانی بر یکسری میمیکهای منظوردار، کلوزآپهای متنوع، واکنشهای دراماتیک شخصیتها یا حتی شکل کات خوردن سکانسها بیش از آنکه به یک سینمای رئالیستی شبیه باشد، به یک پازل موسیقیایی شبیه است. باید توجه داشت زمانی که ما با یک اثر رئالیستی روبهرو هستیم، بسیار مهم است که اطلاعات را در طول قسمتهای سریال پخش کنیم. اگر بنا باشد حجم اطلاعاتی که به مخاطب تزریق میکنیم، شدید باشد، کار فیلمساز برای ادامه سریال سخت میشود چرا که باید همواره مخاطب را از خستگی بازدارد. بازنده با تمی معمایی و پلیسی داستان زوج جوانی را روایت میکند که نوزاد یکماههشان زمانی که بدون اوبه مهمانی همسایه روبهرویی رفتهاند، از خانه دزدیده میشود. کارآگاه کمالی که فرزندش را در تصادف از دست داده و در پرونده قبلیاش هم موفق نبوده، پرونده را دست میگیرد و تمام تلاشش را برای پیدا کردن رباینده بهکارمیبندد. سریال، داستانش را بدون لکنت بدون پیچوخمهای نالازم پیش میبرد و مخاطب را درگیر میکند. فیلمنامه بازنده با نگاه خاص خود به پیچیدگیهای ذهن انسان، یکی از نقاط قوت اصلی سریال بهشمار میرود. روند پروندههای جنایی در این فیلمنامه به دقت و با جزئیات روایت میشوند و در ضمن دارای ریتم نسبتا مناسبی هستند که بیننده را تا پایان هرقسمت جذب میکند. فیلمنامه در هر قسمت، لایههای تازهای از داستان را برجسته میکند و بهتدریج اطلاعات جدیدی به مخاطب میدهدکه این امرسبب افزایش تعلیق وجذب بیشترمخاطب میشود.تدوین سریال هم دقیق و هنرمندانه انجام گرفته بهنحوی که هرصحنه بدون هیچگونه فاصلهگذاری غیرضروری به صحنه بعد متصل میشود. تکنیکهای خاص تدوین مانند قطعهای سریع و استفاده مناسب از جلوههای ویژه دراین سریال بهخوبی انجام شده است. تدوینگر با تغییرات متناسب در سرعت پخش، توانسته ریتم داستان را حفظ کرده و حس معماگونه و هیجانانگیز سریال را تقویت کند. نهایتا اینکه بازنده با بهرهگیری از تمام عناصر سازنده خود، توانسته اثری بسیار موفق و قابل توجه در عرصه سریالسازی ایرانی ارائه دهد که اثرگذاری بالایی داشته باشد و مخاطبان را تا انتهای سریال با خود همراه سازد.
محمدرضا دلیر | منتقد سینما