احیای دوباره شغل «خوشنویس»
ادامه از صفحه 9
حال پرسش اینجاست با وجود این میزان استقبال از خوشنویسی و جمع كثیر هنرمندانش چند درصد از بازار اقتصاد هنر ایران معطوف به این هنر است؟ آیا در چند دهه اخیر امرار معاش از راه هنر خوشنویسی هرگز به مسألهای در ذهن تصمیمسازان هنری كشور بدل شده است؟
آیا مجال و فرصتی كه به هنر مدرن و معاصر ایران داده شده هرگز در اختیار عرصه خط و خوشنویسی قرار گرفته است؟ بودجه فرهنگ و هنر اندك و ناچیز است، اما آیا در مقام قیاس برای همین بودجه مختصر عدالت تخصیص بودجهای میان خوشنویسی و دیگر هنرها رعایت شده است؟...
پرسشهای اینچنینی متعددی را میتوان طرح كرد كه احتمالا پاسخ همه آنها با قید متاسفانه شروع میشود و از یك غفلت تاریخی در عصر حاضر پرده برمیدارد.
غفلت از هنر میراثی ایرانیان كه ریشهها و هویت ایرانی در آن نهفته است از نظر استراتژیك هم امر دركناپذیر است، زیرا در روزگار جهانیسازی كه همه فرهنگها و كشورها در پی تثبیت خود هستند و حتی بر خردهفرهنگ خود پافشاری میكنند عدممراقبت ایرانیها از این داشته پرافتخار خود باورپذیر نیست.
از قضا در مبحث اقتصاد هنر خوشنویسی ایرانی، دنیای غرب گوی سبقت را از ما ربوده و حضور پرشمار نسخ خطی كمیاب كشورمان در معتبرترین موزههای دنیا و نیز ارائه خط و خوشنویسی كهن و حتی معاصر ما در حراجیهای گوناگون بینالمللی شاهد این مدعاست.
چرا راه دور برویم یك رصد میدانی كافی است تا ببینیم قدیمیترین مجموعه داران هنری ایران، كلكسیونهای خوشنویسی دارند. روزگاری كه كسی نقاشی نمیخرید و مجسمه حتی بازار اولیه نداشت، خرید و فروش خوشنویسی عماد الكتاب درویش طالقانی، میرزا غلامرضا، میرعماد و... رونق چشمگیری داشت، اما در یك پروسه تاریخی 60 ساله ناگهان ورق برگشت.
از این منظرهاست كه راهاندازی حراج باران و برپایی آن در سه سال پیاپی یك رویكرد استراتژیك برای تلنگر زدن به اقتصاد به خواب رفته خط و خوشنویسی ایران است. همین كه به این بهانه دستكم سالی یكبار خوشنویس به خبر یك رسانهها بدل میشود و رسانهها چند ماهی تحولات فرهنگی- اقتصادی این هنر را زیر ذرهبین میبرند و توجه افكار عمومی جلب میشود، اتفاق مثبتی است كه شاید دهههاست از این هنر دریغ شده است.
در عین حال كسی تردید ندارد تحولات بنیادین در اقتصاد هنر خط و شكوفایی آن از عهده یك گالری و یك حراجی خارج است و نيازمند یك عزم ملی و تامین زیر ساختها است.
و حتما در این میان نقش هنرمندان خوشنویس نیز بسیار حائز اهمیت است. گفته میشود به سبب روح حاكم بر این هنر و براساس آموزههای اخلاقی كه از یك خطاط انتظار میرود این هنرمندان اهل صبر و سكوت اند و همین عزلتنشینی سبب شده با وجود كثرت جمعیتشان از حداقلهای بودجهای و امكانات محروم بمانند. دیگر اینكه جامعه خوشنویسی حائز یك اركستر یكدست و همنوا نیست، اگر اختلاف سلیقه لازمه پیشرفت است به همین میزان وحدت و هم صدایی در اصول صنفی مانند نان شب نیاز است.
به هر روی در این روزگار وانفسای اقتصادی اگر برای جامعه خوشنویسان اتفاق اقتصادی با هدف تأثیرگذاری بر معیشت هنرمندان رخ ندهد و اگر ارتقای قیمت و رونق خرید و فروش آثارشان به وقوع نپیوندد این هنر دیرین ما در معرض خطر جدی قرار میگیرد.