printlogo


فرار از باتلاق ناامیدی
اوایل زندگی خوبی داشتیم، بهروز همیشه در کارهای خانه کمکم می‌کرد.به دنیا آمدن دخترمان، زندگی رابه کام ما شیرین‌تر کرد. بهروز به خرید و فروش عمده محصولات کشاورزی مشغول بود وبه شدت به کارش علاقه داشت. اوبا تلاش روزافزون، کسب و کارش را رونق می‌بخشید. اما کم‌کم به قدری در کارش غرق شد که غروب‌ها به خانه می‌آمد و ازشدت خستگی خوابش می‌برد.

این وضعیت باعث شد که دیگر وقتی برای من و دخترمان نداشته باشد. اوایل مشکل زیادی با این وضعیت نداشتم، چون می‌دانستم برای رفاه و آینده‌مان زحمت می‌کشد، اما پس از مدتی، بهروز درچند معامله پی‌در‌پی دچار ضرر و زیان مالی شد و در نهایت ورشکستگی را تجربه کرد. بعد از آن، دیگر بهروز سابق نشدوانگار امیدش رابه کلی ازدست داده بود.بیشتر اوقات در خانه می‌ماند. گوشه‌گیر، کم‌حرف و بدخلق شده بود و رفتار او با ما به‌طور کامل تغییر کرده بود؛ به‌راحتی عصبانی می‌شد و سر دخترمان داد می‌زد و با کوچک‌ترین مساله‌ای از کوره در می‌رفت و وسایل خانه را می‌شکست، هر روز بیشتر از ما فاصله می‌گرفت به حدی که دخترم از او می‌ترسید؛ چند بار به او گفتم موضوع را به پدرم بگو شاید بتواند کمکت کند، ولی قبول نکرد و گفت: نمی‌خواهم کسی از موضوع با خبر شود؛ شما هم حق ندارید به کسی در این‌باره حرفی بزنید. برخلاف گذشته که بهروز توجه چندانی به فضای مجازی نداشت، اما حالا شب و روز در کانال‌های مختلف پرسه می‌زند. گاهی به‌ رفتارش اعتراض می‌کردم، اما او بی‌اعتنا به حرف‌هایم ناراحت می‌شد و به اتاق دیگری می‌رفت. من زندگی‌ام را دوست دارم و از این شرایط خسته شده‌ام. به همین دلیل به مشاوره کلانتری آمدم تا راهنمایی بگیرم، شاید زندگی‌ام به روال عادی برگردد.

نظریه کارشناس 
سروان منصور مهدوی، از اداره آموزش معاونت فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی خراسان جنوبی دراین‌باره می‌گوید: در زندگی همه انسان‌ها فرازونشیب وجود داردومی‌توان گفت که جزء جدایی‌ناپذیر زندگی است، البته این موضوع به‌خودی‌خود خطرناک نیست، اما آنچه می‌تواند زندگی را درمعرض آشفتگی وحتی نابودی قراردهد،نحوه برخورد و مواجهه افراد با بحران‌هاست. با این حال، با فراگیری مهارت‌های حل مسأله و آشنایی بیشتر خانواده‌ها با مهارت‌های زندگی، می‌توان به مدیریت مشکلات پرداخته و خواسته‌ها و نگرانی‌های یکدیگر را بهتر درک کرد.در این پرونده؛ افراط بهروز در پرداختن به شغل و درآمدوغفلت ازخانواده اشتباه اول وعدم مشورت و کمک خواستن از آشنایان نزدیک پس از وقوع بحران اقتصادی و روحی اشتباه دوم اوست. در پایان لازم است به این نکته آموزشی توجه کنیم که شرایط زندگی همیشه بر وفق مراد ما نیست، باور این حقیقت می‌تواند گامی بلند برای ایجاد احساس آرامش در وجود ما باشد.