قربانی توطئهای دخترانه شدم!
18سال دارد و با اتهام سنگین تجاوزبه عنف مواجه است ودرصورت اثبات ادعای دختر نوجوان با مجازات اعدام روبهرو خواهد شد.دستبند به دست مقابل در دادگاه منتظر است تا منشی صدایش کند وداخل برود. آنسوی راهرو هم شاکی همراه پدر و مادرش ایستاده و حرکات پسر جوان را زیر نظر دارد.میگوید بیگناه است وقربانی یک توطئه دخترانه شده است!
ادامه میدهد: یک سال قبل در پارک با شیلا آشنا شدم. اغلب روزها میدیدم که به پارک میآید و یک گوشه مینشیند و سیگار میکشد و بعد از ساعتی میرود. یک روز کنارش نشستم و قبل از اینکه سیگارش را روشن کند، بسته سیگار را جلویش گرفتم و تعارف کردم. او هم یک نخ برداشت و با فندک خودش روشن کرد. هیچ حرفی نمیزد و من سرصحبت را باز کردم و گفتم دراین مدت او را زیر نظر دارم و میدانم هر روز به اینجا میآید و.... بعد از چند دقیقه سکوت سنگیناش شکست و از زندگیاش گفت. از پدر و مادرش که خیلی وقت است جدا شدهاند. از نامادری بداخلاقش که برای فرار از غر زدنهای او به پارک میآید و...کمکم رابطه ما جدی شد و به او قول ازدواج و رهایی از این وضعیت را دادم.پس ازچند ماه متوجه مشکلات روحی اوشدم. اخلاقش ناگهان تغییرمیکرد.چند روز تلفن جواب نمیداد. بیدلیل گریه میکرد. این رفتارش باعث شد از او خسته شوم. چند بار خواستم به رابطهمان پایان دهم اما تهدید به خودکشی کرد. در این میان با دختر دیگری آشنا و با او دوست شدم. یک روز شیلا متوجه این رابطه شد و تهدید کرد روزگارم را سیاه میکند. تهدیدش را جدی نگرفتم تا اینکه چند روز بعد در محل کارم دستگیر شدم و فهمیدم به اتهام تجاوز به عنف و تهیه فیلم سیاه از من شکایت کرده تا انتقام بگیرد. به اینجای صحبتهایش که رسید، منشی دادگاه نام او و شیلا را صدا زد و وارد شعبه شدند.