printlogo


انقلاب اسلامی در دوران زعامت امام خامنه‌ای
این قلم در‌باره انقلاب اسلامی و راه مجدد عصر امام خمینی(ره) مقالات متعددی منتشر کرده با مضمون‌های مختلف‌: جستجوی حقیقت امام و قیام امام، معنای بنیانگذاری امام عزیز، نیز مبانی حکمرانی امام، یا برافراشتن پرچم اسلام در برابر کفر در عصر مدرن، صلای توحید و ولایت الهی علیه صدای ولایت شیطانی، آن‌هم درزمانه و جهان کنونی که دین خرافه‌ای برای همیشه برکنار از اداره جامعه بشری وانمود شده بود.

عدالت طلبی جهانی، محبت به مردم و نجات‌شان از جهل وفقر،تقابل انقلاب با روحیه طاغوتی وفرعونی جهان معاصر،ندای نابودی استکبار جهانی به‌دست منجی موعود(عج)، انتظار فعال و پایداری جانبازانه در دفاع از حق درعصر غیبت، قطعیت و یقین بر جریان زندگی و جهاد در محضر الهی و برخورداری ازمدد پروردگار قادر شاهد و یکتا؛ پایان‌دادن به سیاست ماکیاولیستی و مدرن گسسته از خدا در عصر مدرن، و استواری بر جدایی‌ناپذیری دین از سیاست، و رهنمود قرآن و عترت در اداره همه وجوه کلان و خرد زندگی اجتماعی و فردی جامعه مسلمانان، گفتمان استقلال از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ و آموزش‌وپرورش و علم و اخلاق و قانونگذاری و قضا و هنر و رسانه؛ امام ودعوت به وحدت مسلمانان برای رهایی از سلطه کفر محارب با اسلام، زن و انقلاب اسلامی و... . 
اکنون برآنم که با تاملی درباره وضعیت انقلاب اسلامی در عهد حضرت خامنه‌ای، از دهش‌های الهی این دوران سخن بگویم. بدیهی است بنا به ایمان امام خامنه‌ای به راه مجدِد عصر، امام خامنه‌ای، تا حد امکان همان مسیر را ادامه دادند مگر آن‌که تغییر اوضاع و زمان و مکان، تفقه تازه در تاکتیک‌ها را طلب کرده باشد. پس در‌خصوص مشترکات دستامدها سخن مکرر نمی‌کنم.اغلب درک سطحی یا حتی مبتذلی در‌خصوص نسبت رهبری امام خامنه‌ای‌(‌دام ظله‌العالی‌) با رهبری امام خمینی(‌ره‌) وجود دارد. ‌عده‌ای به‌ویژه رفرمیست‌ها به‌دروغ وانمود می‌کنند در دوران زعامت رهبر معزز کنونی فضای جامعه ایران خصوصا در قلمرو مشارکت نیروها بسته شده است و مشخصا جناح رفرمیست کناره‌نشینی روحانیون مبارزه را شاهد می‌آ‌ورند. و ثانیا جریان دیگر، ولو دوستداران نامتفکر در‌خصوص تغییر و تحول در واقعیات جامعه ایران وانمود می‌کنند حضرت آقای خامنه‌ای(دام‌ظله‌العالی) یک پیرو امام بوده است و غرض‌شان آن است که جز تقلید کار نکرده است. حتی این دو تفکر را تفکری دنبال می‌کند که اساسا انقلاب اسلامی را یک راه کژ، ابزار دست قدرت‌ها و بازی خاورمیانه‌ای آنان دانسته که به اسلام زیان وارد کرده است و همچون امام، جانشین او ناخواسته در همان جاده قدرت جهانی عمل کرده و راه درست، نشستن و تماشای دست‌اندازی قدرت ظلم و کفر به نوامیس اسلام انسان مسلمان و مردم جهان بوده است. این دیدگاه رادیکال مخالف در حرف،در عمل آنچه پیشنهاد می‌کند، آن است که کل مسلمانان دست‌بسته عرصه زندگی جهانی را در اختیار استکبار بگذارند و بدون مقاومت و جهد و جهاد معرفتی و آگاهی‌بخشی و ایستادگی علیه ظلم، منفعل و بره‌وار بنشینند تا کفر قدرتمند و ستیزنده با اسلام و نوامیس مسلمین، طبق منافع خود هر بلایی می‌خواهند بر سر دنیا بیاورند و اسلام و مردم را به ذلت بکشند و ازنظر آنان انتظار به‌معنای تسلیم کفایت می‌کند. امام خامنه‌ای بزرگترین پیشران عمل صالح برای اصلاح اموردرعرصه جهان ومیدان زندگی است ومخالف این نگرش،عهدی دیگررارهبری کرد.ببینیم دستاوردهای این رهبری الهی چه بوده است؛ نخست عناوین و سپس شرح و تبیین عناصر پیشران رهبری ولایت فقیه در دوران امام خامنه‌ای را طرح می‌کنم‌: 

1- امام زمان‌(عج) موجود و حاضر
 اولین اصل رهبری امام خامنه‌ای، حی‌و‌حاضر دانستن امام موعود شیعیان عج است. ایشان آن امام معصوم و راهنما و شاهد و یاریگر شیعیان را در ظاهر غایب، در باطن دست‌اندر‌کار اداره جهان بنا به مختصات عصر غیبت تا زمان فرمان امر الهی ظهور می‌دانند. ویژگی این دوران آن است که اجرای کامل اسلام و جاری‌شدن عدل الهی در رگ‌و‌جان جهان تا زمان ظهور محقق نخواهد شد. چنان که در زمان یازده حجت و وصی رسول خاتم‌ صلوات‌ا...‌علیه‌و‌آله محقق نشد و آنان بنا به مشیت الهی و عدم ظرفیت جهان و مسلمانان و جهل و عدم معرفت و عدم پیروی اکثریت از حجت خدا، با آن که امام معصوم علیهم‌السلام هر‌یک در زمان امامت خود ظاهر و زنده بودند، مامور به استفاده از قدرت‌های باطنی و امامت و عصمت و خرق عادت و قوانین عادی جهان عینی و عالم شهاده نبودند و به‌صورتی متعارف و متناسب با واقعیت و عدم دخالت در مقدرات، جهان را اداره می‌کردند. فقط امام زمان است که موفق به اجرای کامل اسلام می‌شود و بقیه باید تکلیف خود را انجام دهند‌. 
امروز آیا در زمان غیبت، این تکلیف می‌تواند مغایر خواست رب‌العالمین و قرآن مجید و امام عصر(عج) و راهنمایی معصوم برای امر به معروف و نهی از منکر در عصر غیبت باشد؟ و آیا تلاش شیعیان در عصر غیبت، وقتی موفق می‌شوند قدرت سیاسی را در سرزمینی کسب و به اندازه وسع خود در سالم‌سازی و عدالت‌محوری نظام‌ و نفی فساد ولو اندکی تحت فرامین قرآن و عترت، بکوشند، خلاف اراده الهی و امام حی و حاضر است؟ یعنی خدا و ولی خدا از مومنان می‌خواهد به فساد دامن زنند و با پرچم پیروی از قرآن و عترت و فقه جعفری در حد وسع خود علیه‌ ظلم و بی‌عدالتی اقدام ننمایند؟ حلال و حرام اقتصاد مردم را به قدرت حاکم و مداخله‌گر کفر ضد قرآن بسپارند؟ امام خامنه‌ای به تکلیف مسلمانان در عصر غیبت به توبه و اثبات توبه از عدم‌پیروی از فرامین الهی با مجاهده عملی و تلاش برای زندگی براساس واجبات الهی در‌حد امکان ایمان داشتند و حضور و هدایت و کنش‌مندی امام غایب و رضایت خدا و حجت خدا به‌منظور جلوگیری از سرپرستی کفر و گسترش فساد تا حد امکان را امری یقینی می‌دانند و در زمان زعامت خود براساس همین ایمان و خرد عمل کرده و سبب اعتلای انقلاب اسلامی و قدرت اسلام در جهان شدند. و البته مبنای فقهی این اجتهاد همان مبنای امام خمینی‌(ره‌) است. 
 
2- باور به صحت اصول حکمرانی و معارف امام خمینی(‌ره) 
طی دوران رهبری، امام خامنه‌ای، بیش از پیش تلاش کردند حقیقت امام خمینی رضوان‌ا... علیه و عظمت بندگی و برگزیدگی او را تبیین کنند. نیز معجزه الهی خارق‌‌العاده‌ای را نشان دهند که از وفق نادر دو مولفه، یعنی امر الهی و راه آسمانی از یک‌سو و پذیرش آزادانه اهل زمین و اکثریت قریب به اتفاق مردم از سوی دیگر پدیدار شد و منجربه کسب قدرت سیاسی به‌وسیله مرجعیت پاک شیعی با اتکا به ملت مدافع بنیانگذاری نظام دینی مردمسالار گشت. همچنین امام خامنه‌ای تکلیف معرفی امام نا‌شناخته و بزرگوار و بصیرت عظیم او را در بنا‌نهادن یک نظام حکمرانی متناسب با عصر در دفاع از نظم دینی و نظام مردمسالاری اسلامی و زنده‌بودن راه و خط امام و اصول رهبری آن مرد بزرگ را وسعت بخشید و به مسیر انقلاب جهانی مربوط کرد. این باور، بسیار متفاوت با رفتار نهان‌روشان غربگرا و نامحرمان انقلاب اسلامی بود که به زبان امام‌امام می‌کنند و در عمل عمیقا علیه راه امام، اصول اساسی و ارکان هدایت اجتماعی-سیاسی امام(ره) و علیه غالب‌بودن قرآن و عترت بر عملیات اداره جامعه و اقتصاد و فرهنگ اقدام کرده‌اند و رؤیای وابستگی به قدرت سلطه‌گر مدرن و آشتی با کفر جهانی و محارب با دین و پیروی از اوامر طاغوت مدرنیت مستکبر و متفرعن و پیروی و برتری علم گسسته از دین را در سر دارند. پس دومین کار سترگ امام خامنه‌ای، زنده نگاه‌داشتن حقیقی خط امام خمینی‌(‌ره‌) است. حفظ امانت و خط حکمرانی بر‌مبنای مبانی فقه مقدس جعفری و فرامین قرآن و عترت و امر به معروف و نهی از منکر درحد امکان و نفی سرپرستی و سلطه کفر مدرن غربی و شرقی کار بزرگ ایشان بوده و نیز مقابله با درک ضد‌مردمی و مستبد و متحجر از حکومت و همچنین نفی انفعال و تسلیم‌طلبی و انحلال‌طلبی و پافشاری بر استقلال قدرت در جامعه مسلمانان، کارستان امام خامنه‌ای محسوب می‌شود. هر انعطافی در حکمرانی و مناسبات با دیگران بر مبنای این حقیقت استوار بوده است.
 
3- گسترش جهانی مرزهای معنوی و تحرک عینی انقلاب 
موفقیت بزرگ رهبری در حفظ دستامدهای بنیانگذارانه امام بزرگوار نبوده است، بلکه ۳۵ سال تلاش برای حیات نو و جهانگستر حقیقت انقلاب اسلامی است. این تلاش در قلمرو استقرار و قدرتمندی و ایمنی نظام، در قلمرو بسط دادگری و آبادانی و رشد قوای ضد خود‌باختگی و نفی روحیه وابستگی به اربابان قدرت شکل گرفت، و در قلمرو توسعه خرد‌ورزی و تفکر و رشد مستقل علم و تکنولوژی توسعه یافت، و بر محور تشویق به اندیشیدن و عدم سپردن امر تحقیق و فکر‌کردن به سلطه‌گران بارور شد و با تقلید و مصرف تفکر استعماری و غربگرایی و شرقگرایی مقابله کرد، و در قلمرو مبارزه با تبعیض ناعادلانه و فساد و تفکر ضد انقلابی و ویژه‌خواری قشر ممتاز در قدرت سیاسی و اقتصادی، و دفاع از مردم مستضعف فعال و خستگی‌ناپذیر تداوم پیدا کرد. اتکا به توسعه ارزش حیاتی تولیدگری و مقابله با سرمایه‌داری طفیلی رانتخوار و دلال صفت و... به‌ویژه در قلمرو توسعه یک فرهنگ ریشه‌دار و هویت‌مند ایرانی و اسلامی و ضد‌بردگی اجنبی بالید و حتی در بنا‌نهادن شاخه‌های متروک هویت فرهنگی کوشید.

4- جنبش روایت از منظر اسلام و انقلاب
نقش امام خامنه‌ای در زمینه عمل روایت حقیقت و نشر فرهنگ الهی اززیستن وجنگ حق و باطل، در دو قلمرو شعر اصیل پارسی و رمان‌نویسی ملی، بی‌نظیر است. داستان‌نویسی بیمار، گسسته ازحیات بارور اجتماعی و سیاسی و چالش‌های عظیم ملت با دشمنان حیات ایران، محصول نظام پیرامونی بود؛ داستان‌هایی که تزریق سم نومیدی، پوچی و فساد اخلاقی و دین‌گریزی را بر‌عهده گرفته بودند. و آن بخش از داستان‌نویسی صد‌و‌اندی ساله ما که به روایت مقاومت و افشای تاریکی‌ها دست می‌زد و منادی حیات معنوی پویا بود، عموما نقد اجتماعی‌شان دین‌گریزانه و متکی بر عقل مدرن بود و دراصل باز به دامان اجنبی دست دراز می‌کردند. امام خامنه‌ای با دامن‌زدن به روایت مستقل، به پایه‌گذاری رمان اصیل ایرانی و روشن‌کردن معنای زندگی ایرانی و اسلامی در بستر واقعیت شکوهمند حیات دینی و انقلابی و حماسه‌های آن همت گمارد.

احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر